قرار است 700میلیارد دلار دولت آمریکا به بانکها کمک کند 400 میلیارد یوروهم دولتهای اروپایی کمک نمایند تا بحران فعلی فروکش کند اما این حرفها مجموعه ای از دروغهاست به دلایل زیر
اولا چنین پولی دراین شرایط اگر لازم بود کمک شود دولتها میتوانستند قبلا که مبالغ کمتری نیاز بود اقدام نمایند واگر گفته شود آنها از این بحران اطلاعی نداشتند یا اینکه این بحران یک شبه ایجاد شده است نقض غرض است زیرا غرب در ادعاهایش برنامه ریزی 200ساله وصد ساله بدون کوچکترین اشتباهات دارد!
درثانی تاکنون هیچ اثری از این کمکها دیده نشده است واین نشان میدهد که دولتها جنین پولی ندارند زیرا اگر داشتند به لشکر روز افزون بازنشستگان ،بیکاران وبی خانمانها کمک میکردند
ثالثا این ایده کمک های دولتی در جوامع سوسیالیستی ویا جوامعی مانند ایران که معادن نفت وطلا وکار خانجات بزرگ دردست دولت است امکان پذیر است نه در کشورهایی که به ادعای خودشان دنیای آزاد هستند ومعادن طلا وچاههای نفت وگاز در دست بخش خصوصی است
رابعا دولت در آمریکا واروپا بجز مالیات درآمدی ندارد ومالیاتها را یا روسای کارخانجات میدهند ویا از حقوق کارگران کسر می شود ودر حالیکه بورسها نزول پیدا کرده وکارخانجات یکی پس از دیگری ورشکست می شوند وکارگران خودرا اخراج می کنند دیگر چه کسی مالیات خواهد داد؟
از سوی دیگر آنها ادعا می کنند که ایران نیز از این بحران در امان نخواهد بود!اینهم مجموعه ای از دروغهاست زیرا اولا افزایش ویا کاهش قیمت نفت در نهایت هیچ تاثیری ندارد چنانچه نفت به بالای 140دلار رسید مردم ایران هیچ تفاوتی ندیدند. زیرا به همان میزان که نفت گران میشد کالاهای خارجی حتی با نسبت بیشتری گرانتر میشد.وگندم وگوشت ومایحتاج عمومی که از خارج وارد میشد ویارانه ای به مردم داده میشد تمامی این مابه التفاوت را می بلعید. ثانیا دولت هم تفاوتی ندید زیرا همه میدانستند این یک بازی است لذا هیچگاه بودجه دولتی براساس 140دلار بسته نشد وهمان مرز 45 تا 50مراعات شد
ثالثا اینکه می گویند آستانه تحمل ایران 60 دلار برای هربشکه است یک دروغ از همین مجموعه دروغهاست وهیچگونه محاسبه در آن نبوده زیرا همه میدانند دولت هیچگاه بودجه را بالای 50 دلار نبسته است. یعنی هیچگاه اصلا روی 60 دلار حساب نشده که این تازه آستانه تحمل فرض شود. معلوم نیست باکدام بودجه مقایسه شده که این رقم بدست امده است.ازسوی دیگر می گویند نفت پایین بیاید همه چیز بهم می ریزد! در حالیکه اکنون موقع توجه به چایگزین نفت می رسد مثلا بعد از صنعت نفت هم اکنون خود رو سازی وگردشگری درردیف دوم وسوم قرارگرفته اند علاوه برآنکه فروش نرفتن نفت باعث خواهد شد که صنعت نفت از فروش مواد خام دست بردارد وبه فروش محصولات پتروشیمی با ارزش افزوده بالاتر بپردازد صنعت گردشگری نیز می تواند معادن وذخایر فراوانی را به جهانیان برای سرمایه گذاری معرفی نماید چنانچه رییس قوه قضاییه در همایش سرمایه گذاران مطرح کرد مردم مسلمان دنیا به ایران وبرای گردشگری درایران فقط بخاطر امنیت خانواده هایشان بسیار راغب ترند به گفته ایشان اغلب جاذبه های گردشگری درایران بکر وتازه ودست نخورده است درحالیکه در کشورهای دیگر به حد اشباع رسیده است. صنعت فرش ایران داستانی وزناکتر از این دارد درحالیکه اینهمه جایزه صادراتی ووامهای خوداشتغالی وکمک کمیته امداد وامثال آن مطرح مشود فقط نیم میلیارد دلار صادرات دارد وهمین میزان نیز مصرف داخلی است در حالیکه میدانیم ارزوی هر ایرانی وغیر ایرانی داشتن حداقل یک قالی دستباف است که تاپایان عمر آنرا در خانه خود ببیند. واینهم بازار وخواسته های بکر واشباع نشده در مقابل خواسته های نامشروع غربیها که به زور تبلیغات کالاهای خود را می فروشند چه معنی جز این دارد که هنوز خیلی ها اقتصاد ایران را نشناخته اند .حتی ممکن است این عده دکترای اقتصاد هم داشته باشند ولی این دکترا هم مانند دکترای فلان کس فقط با پول خریداری شده باشد واگر زیاد دنبال آنرا بگیرید از جاهای باریک سرد خواهید آورد! مثلا در گذشته تحلیلگران اقتصادی بخصوص بنی صدر در تحلیل انقلاب اسلامی می گفتند که بالارفتن قیمت نفت عامل اصلی ازبین رفتن وسقوط شاه بود وهیچ راهی جز سقوط باقی نمی ماند واکنون نیز مدتها بورسهای جهان از خو هزینه کردند ونفت را با قیمت بالاخریدند وشرایط سال ۵۶ و۵۷ را ایجاد کردند ولی نتیجه نگرفتند اکنون برای جبران آنهمه هزینه بطور مصنوعی قیمت نفت را پایین آوردند..اکنون که این نتیجه نداده است در حالیکه همه دنیا دلارها را به سوی آمریکا راهی کرده اند درایران دلار را بالاتر از هزار تومان عرضه می کنند! همانطور که بالارفتن قیمت نفت را ایرانیان احساس نکردند یعنی تاثیری در اقتصاد ورفاه مردم نداشته است پایین آندن آن نیز تاثیری نخواهد داشت زیرا یک قانون مشخص است وقتی قیمت نفت بالابرود کالاهای دیگر هم بالا میروند وبرعکس لذا نباید به شانتاژودر وغهای وابستگان سرمایه داری آمریکا که سود خود را در سود آمریکا می بینند گوش داد. در واقع سرمایه داری وابسته است که ممکن است ضرر ببیند واین سرمایه داران هم باید به سزای اعمال خود برسند همانطور که امریکا واروپا در حال دیدن سزای اعمال خود دراین چند قرن اخیر مخصوصا درسی سال اخیر که به ملت ایران چه جفاها که نکردند وفکر کردند که بدون دستمزد خواهند بود درحالیکه سقوط وال استریت بقول یکی از نویسندگان چوب خدابود
