Search blog.co.uk

Posts archive for: 23 November, 2008
  • جهاني سازي به سبك ايراني (256)

    جهاني سازي به سبك ايراني (256)

    دعوت از شهرداران كلانشهرهاي آسيا در دستور كار شهرداري تهران قرار گرفت و اين دعوت در روزهاي 29 و30 آبان ماه در محل برج ميلاد تهران انجام پذيرفت. دراين روز شهرداران جهان هم اجازه يافتند ضمن حضور در اين اجلاس، از برج ميلاد نيز بازديد نمايند. برج ميلاد هنوز افتتاح نشده، خواهان زيادي دارد و به عنوان سمبل جديد كلانشهر تهران جاي خود را به خوبي باز كرده است. با اين‌كه قرار بود اينترنتي از علاقمندان ثبت نام شود ولي به زودي ظرفيت تكميل شد و مردم از ثبت نام باز ماندند حتي با اين‌كه قول داده بودند گردشگران و سرمايه‌گذاران در گردشگري را به بالاي برج ببرند اما به دليل كارگاهي بودن محيط، اين امكان فراهم نشد. به زودي 6 طبقه كناري آن آماده شد و در آن مسابقات قراني دانشجويان برگزار شد و با شكوه زيادي به مدت سه شبانه روز آنها به قرائت پرداختند. مردم هم به شوق ديدن برج ميلاد با هر بهانه؛ استقبال پرشوري از اين مسابقات داشتند و با برگزاري موفقيت‌آميز اين همايش قرار شد شهرداران پايتخت‌ها هم در همين مكان كه در كنار برج ميلاد ساخته و آماده شده است دور هم جمع شوند و مجمع يا اتحاديه پايتخت‌مداران آسيا را براي اولين بار در سطح جهان به وجود آورند. اين ابتكار وحدت آفرين، اولين طرح ايران نبوده و آخرين آنهم نخواهد بود. همين دو سال پيش بود كه مجمع مجالس آسيايي تشكيل شد و تبديل به اتحاديه گرديد و تمام رؤساي مجالس آسيا در تهران گرد هم آمدند و محل دبيرخانه خود را هم تهران قرار دادند. قبلاً نيز رؤساي جمهور كشورهاي اسلامي به ايران آمدند و به افتخار آنان قسمتي از زمين‌هاي نمايشگاه بين‌المللي به سرعت ساخته و به نام سالن اجلاس سران نامگذاري شد. اكنون نيز تمامي سالن‌هاي مهم و معمولي، پذيراي مهمان خارجي است كه براي ايجاد اتحاديه علمي تحقيقاتي فني مهندسي به ايران مي‌آيند و خوش آب و هوايي ايران هم به آنان مي‌سازد و ماندگار مي‌شوند. هر كدام ازاين همايش‌ها كه برگزار مي‌شود، يكي از پايه‌هاي تمدن غرب فرو مي‌ريزد و يك پايه به تمدن ايراني نوين اضافه مي‌گردد. در كنفرانس برند در سالن همايش‌ها شاهد بوديم كه آخرين ترفندهاي يك تمدن فروپاشيده چگونه نخ نمايي مي‌كرد. استادان قديمي دانشگاه‌هاي تهران كه هنوز غذاهاي امريكايي زير دندانشان مزه كرده است، در طي سخنراني‌هاي خود ضمن بستن كراوات به همان سبك دهه‌ي 1960 در تمامي اين كنفرانس‌ها هنوز هم نمايي ايده‌آل از امريكا مي‌دهند و به دانشجويان توصيه مي‌كنند سخنان آمريكاييان را مانند آيه‌هاي قرآني بنويسند و حفظ كنند و آن را قورت بدهند و درست در مقابل چشمان آنها ميهماناني كه با پول اينها دعوت شده و از آنسوي غرب آمده‌اند، كراوات‌ها را باز مي‌كنند تاخون به مغزشان برسد و مانند ايراني‌ها باهوش شوند و بعد هم در كمال تعجب اين آقايان مي‌گويند چرا ايران به تقليد از آمريكا مي‌پردازد؟ آيا مي‌خواهد به همين ركود و كسادي و بحران برسد؟ آيا ايران و بانكداران ايراني مي‌خواهند همه پول‌ها را خرج كنند و در آخر هم مانند آمريكايي‌ها برج‌هاي دوقلو را منفجر كنند و به نام تروريست‌هاي خيالي آثار و مكتوبات طلبكاران را از بين ببرند؟ و بعد هم هزينه‌هاي انباشته‌ي ساليان خوشگذراني خود را بالغ بر 700 ميليارد دلار و400 ميليارد يورو از مردم آمريكا و اروپا بگيرند؟ استاد برند كنفرانس؛ علناً مي‌گفت ايران كه خود يك برند است، چرا دنبال برند ديگران مي‌رود؟ اصول حاكم بر برند مي‌گويد: دنباله‌روي برند ديگران و تقليد از ديگران سقف دارد و مقلد هيچگاه نمي‌تواند از مقلد خود سر باشد و به اصطلاح فيلسوف ايراني استاد مطهري كه مي‌گفت يك روز به علامه طباطبايي گفتم مي‌خواهم مثل تو باشم و او فرمود كه من مي‌خواستم بوعلي باشم و اين شدم؛ حالا ببين تو چه مي‌شوي! نگراني غربي‌ها به يك غيظ خوردن تبديل شده است. آنها مي‌بينند ايراني‌ها مي‌خواهند همه چيز را از دستشان بقاپند! بسياري از آنان وقتي مقالات ايراني‌ها را در اين سمينارها گوش مي‌دهند از آمدن و ارايه‌ي مقاله خود خجل مي‌شوند! يك دانشجوي دانشگاه الزهرا(س) مطالبي در كنفرانس برند ارايه داد كه استاد آمريكايي مشابه آن را و در سطح بسيار نازل‌تري ارايه نمود! فقط چون به زبان انگليسي ارايه شده بود، مورد توجه دعوت كنند گان قرار گرفت. آنها خود بهتر مي‌دانند كه درست است كه50 برند برتر دنيا نام يك كالاي ايراني ندارد ولي همين نام‌هاي غير ايراني، همه مديران ايراني دارد و ترس آنان از اين است كه مردم ايران اين را بفهمند و ديگر همه چيز رو شود و امروز اين نتيجه كم كم به دست مي‌آيد.
    همه مي‌دانند كه بالاترين برندهاي دنيا نظير «ياهو»، «سي ان ان» و «ميكروسافت»، همه در دست مديران ايراني است و آن خود فروختگان؛ خودآگاه يا ناخودآگاه باعث حذف نام ايران مي‌شوند در حالي‌كه برند به نام نيست بلكه به عملكرد است و لذا اگر يك روزي پرده‌ها بالارود و معلوم شود همه‌ي جهان به دست ايراني‌ها اداره مي‌شده است ولي به كام آمريكايي‌ها بوده، بسيار روز سنگيني خواهد بود و اين روز، دير نيست.

    كج فهمي‌ها در حال افول است

    كج فهمي‌ها در حال افول است و علت آن هم روشن است زيرا ايران داراي سابقه مديريت جهاني هفت هزار ساله است كه برخي آن را بيشتر هم مي‌دانند و لذا تجربيات او به همه چيز برتري دارد. حالا آنها به روش فرار مغزها يا در باغ سبز نشان دادن يا طمع را تحريك كردن يا خام كردن جوانان اين تجربيات رايگان اخذ كرده و به نام خود مطرح مي‌سازند. بحث ديگري است و ايرانيان روزي اين را خواهند فهميد و جوانان ما روزي مجرب خواهند شد و خواهند فهميد بردن استعداد به خارج، آنهم با پول ايران حاصلي جز سرشكستگي براي خودشان ندارد زيرا دشمن كه اينهمه زيرك است آنها را از دست نمي‌دهد تا اسرارش باقي بماند و براي اين‌كه اسرار فاش نشود؛ همين جوان‌ها را مانند سنگ استنجا و يا دستمال كاغذي دور مي‌ريزد و ناگها ن مي‌بينيد جوان باهوش و استعداد و نمازخوان، معتاد مي‌شود و خود را از بين مي‌برد. يعني مغزهايي كه فرار كردند، ناچار راهي بجز خود كشي و يا تخريب خود ندارند. زيرا مثلاً جواني كه پناهنده سياسي شده؛ تصور مي كند اگر به ايران برگردد كشته خواهد شد و لذا در همانجا مي‌ماند و براي اين‌كه بماند بايد دستورات آنها را اجرا كند و چون بعد از مدتي داغي مغزش فروكش مي‌كند، براي آنها هم مهره سوخته مي‌شود و در راهي بن‌بست گير مي‌كند كه به خيال خود نه راه پس دارد و نه پيش. نه وجدانش راضي مي‌شود به هموطنانش خيانت كند و اسرار كشورش را بيش از اين در دست دشمن بگذارد. اما بالاخره روزي اين غبارها كنار خواهد رفت و معلوم خواهد شد كه واقعاً در غرب خبري نيست. به طور مثال شنيده شده در فيلم ضد آمريكايي مجموعه دروغ‌ها، كارگردانش كه علاقه‌ي زيادي به ايرانيان داشته، از مسؤولين هنري درخواست مي‌كند تا يك بازيگر زن به آنها معرفي كند و قصد او اين بوده كه در جشنواره فيلم‌هاي ايراني هم شركت كند ولي بازيگر جوان براساس روياهاي پوچ خود كاري مي‌كند كه اين ورود اين فيلم به ايران ممنوع شود... وي با اين‌كه اجباري نداشته كه بد حجاب يا بي‌حجاب ظاهر شود، به سبك هنرپيشه‌هاي خيالي دهه 1960 وارد عرصه مي‌شود و با اين‌كه محتواي فيلم، افشا كننده‌ي چهره تروريستي آمريكاست و سعي دارد به امريكايي‌ها بگويد كه همه چيزهايي كه راجع به تروريست بودن مي‌گويند مجموعه‌اي از دروغ‌هاست اما مجوز ورود به ايران را پيدا نمي‌كند. اگر اين تصور غلط نبود، شايد هم اكنون اين فيلم در ايران جايزه هم مي‌گرفت و اكران هم مي‌شد زيرا بدحجابي يا بي‌حجابي اهل كتاب مانعي ندارد اما دختر مسلمان حق ندارد اين كار را انجام دهد. به هر حال اين اصولي است كه سينماي ايران را به سينماي نجيب در دنيا بدل كرده است كه حتي كارگردان امريكايي را هم علاقمند مي‌كند ولي كج فهمي باعث مي‌شود كه اين امر به يك دليل بسيار ساده و نقص اصول اوليه سينماي ايران، شانس خود را از حضور علني درايران از دست بدهد. ممكن است كه مانند فيلم‌هاي سنتوري يا حتي مارمولك در سطح وسيعي هم پخش شود ولي اين خواسته كارگردانان و دست‌اندركاران آنها نبوده است.

    تداوم جهاني‌سازي

    گرچه اروپا و آمريكا با طرح مسايل فوق و اپوزيسيون خيالي از يكسو و سرقت طرح‌هاي ايراني مدتي توانسته سروري جهان را داشته باشد؛ ولي به مرور اين نقشه‌ها رو مي‌شود و معلوم مي‌شود ايران و ايراني نه تنها آزادي‌خواه هستند بلكه از ابتدا بوده‌اند و بعدها هم آزادي‌خواه باقي خواهند بود برخلاف اعراب و چيني‌ها و اروپايي‌ها كه همه جا آثار بردگي و بت پرستي آنان آشكار است، در آثار تخت جمشيد نه كسي براي كسي خم شده نه كسي سوار براسب است و نه كسي بر كسي خشم گرفته. منشور و كتيبه‌هاي ايرانيان پر است از نام خدا و مهرباني و برابري و برادري و جهان هرچه بيشتر به سوي آزادي واقعي حركت كند، قدر ايران را بهتر خواهد شناخت. تنها درعصر تاريكي و ظلمات و زور و ترس بمب اتم و موشك و قداره‌بندي است كه ايران خوار و ذليل مي‌شود زيرا فقط اين يكي را بلد نيست! ايراني‌ها ذاتاً دشمن دوست هستند! آنها از اين‌كه اروپايي‌ها يك روز ناراحت شوند، حاضرند تاريخ خود را هم به فراموشي بسپارند... اما دشمن است كه مكر او پايان مي‌پذيرد.
    وقتي دروغ‌ها و مكرها و فريب‌ها پايان پذيرفت؛ آن وقت چهره‌ي نوراني ايرانيان به جهان معرفي مي‌شود. حضرت ابراهيم (ع) يك ايراني بوده است و همانطور كه مي‌دانيم به دستور خدا اسماعيل فرزندش را به عربستان مي‌برد و اسحق فرزند ديگرش را به فلسطين. يعني بني‌اسراييل در واقع ايراني بودند! و به خاطر همين هم كورش آنها را آزاد مي‌كند. بني‌اسماعيل هم ايراني بودند و به همين خاطر ايرانيان بهتر از اعراب دين فرزندان او را پذيرفتند. ما شاهديم كه كسي كه فقط دو پشت او در تهران بوده خود را تهراني اصيل مي‌داند ولي به كساني كه جد اندر جد ايراني‌اند، سخنان ديگري مي‌گويند! و اين است كه جهاني‌سازي در ذات ايرانيان بوده است هر چند مدتي اروپا يا آمريكا و يا اعراب و چين و روسيه و حتي هند خود را قطب جهان معرفي كردند و برخي احمق‌هاي داخلي هم به آنان كمك كردند. اينها چندان احمق هستند كه در توازن جهاني حاضرند نامي از مالزي و كره ببرند ولي نامي از ايران و ايراني نبرند و ادعا هم بكنند كه ايراني و وطن‌پرست هستند. آنها بايد بدانند كه اگر مالزي يا كره هم قطبي شدند، از صدقه سر پول نفت ايران است كه كالاهاي آنها را خريد و براي آنها پيشرفت ساخت. حتي چين، روسيه، امريكا، اروپا و اعراب... و دبي و شارجه و امارات و بورس نيويورك و لندن، همين امروز هم اگر پول نفت ايران نباشد؛ اثري نيست. ايران بزرگ‌ترين شريك تجاري كشورهاييست كه پيشرفته محسوب مي‌شوند! و اگر يك روز از آنها كالا نخرد، آنها به گدايي مي‌افتند

  • قانون احتضار وکمکهای دولتی !

    قانون احتضار وکمکهای دولتی !
    همانطور که دکتر شریعتی مثال زده بود تمدنها نیز مانند انسانها هستند انسان تاجوان است با مشت به دیوار می کوبد تا انرژی خودرا بیرون بدهد ولی وقتی پیر می شود حرکت برعکس است هزاران نوع آمپول وقرص وداروهای شیمیایی وگیاهی ومواد غذایی مقوی میخورد تا بتواند خود را سرپا نگهدارد! الانهم تمدن غرب با کمکهای دولتی درواقع بدنبال قرص های تقویتی هستند! وحتی از این بدتر در کشورهایی که دولت ومردم جدا هستند کمکهای دولتی مانند شاد شدن وشفا یافتن محتضر قبل از آخرین نفسهاست!
    + نوشته شده در یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 13:5 توسط ماهینی | نظر بدهید

    --------------------------------------------------------------------------------

    مرگ از درون سوراحهای بینی !
    آمریکاییها تا دندان مسلح وهمهنوع جلیقه ضد گلوله دارند ودر عراق مستقرند وبه جان ومال وناموس شیعیان تجاوز می کنند وتنها را اخراج آنان کشتن آنها از راه سوراخ بینی آنهاست چون هرجا را بپوشانند دماغ را نمی توانند ویا چشم را

About me
Friends (0)

The friend list is empty.

Footer:

The content of this website belongs to a private person, blog.co.uk is not responsible for the content of this website.