كنفرانس بين المللي براند
درسالن همايشهاي بين المللي صداوسيما فردا راس ساعت 8.5 آغاز بكار مي كند دراين كنفرانس اساتيدي از سراسر جهان گرد مي آيند تا در زمينه بالابردن اطلاعات بازايابي به ايرانيان كمك كنند ودراين شرايط كه جهان در حال ركود است ايران مي تواند سكاندار اقتصاد جهاني شود وطرحي نودر اندازد ..
استفاده از چاه منازل براي طرح فاضلاب شهري
شوراي شهر درخواست يكصد ميليارد تومان هرساله براي فاضلاب شهري تهران خواسته است اما به نظر مي رسد كه اگر طح نويني بدهند اين هزينه ها كاهش يابد مثلا بجاي نصب شمعك درخيابانها وكندن ميله در معابر از چاههاي توالت خانه ها بعنوان ميله ها استفاده كنند وانبار آنها را به هم متصل نمايند ونهايتا به خارج از شهر برسند كه ديگر احتياجب به حفاريهاي غيرمجاز ترس از فرورفتن در لجن وغيره ازبين ميرود..
اوباما ومشكلاتي كه ميتواند نباشد
اوباما در حالي پيروز ميدان انتخابات شد كه يك كشور ويران شده بدهكار و با اقتصاد درهم ريخته را تحويل ميگيرد. انتخابات نه چندان عادلانه امروز به يك دليل به اوباما جواب مثبت داد تا با اين اميد كه او نتواند كاري كند ودمكراتها براي هميشه از صفحه سياسي محو گردند البته اگر دموكراتها نتوانند اين بهم ريختگي را جمع كنند، شايد كلاً امريكا از صفحه روزگار محو شود. زيرا با روش نظاميگري اخير آمريكا در جهان، جمهوريخواهان به طور كامل از ميدان بدر رفتند به طوريكه ما ميبينيم مك كين نيز براي رهايي از عواقب آن هميشه ميگفت من جمهوريخواه هستم ولي بوش نيستم. و اينكه مردم از عملكرد جنگ طلبانه ناراحت هستند يا از جمهوريخواهان اين مهم نيست زيرا قبلاً هم دموكراتها در ويتنام جنگ طلبي كرده بودند و كندي بوده كه دستور حمله به ويتنام را صادر كرده است و جمهوريخواهان به عنوان ناجي به ميدان آمده بودند.
اما اين بار دمكراتها هستند كه ميخواهند از جو ضد جنگ استفاده كنند ولي آش به قدري شور شده كه صداي آشپز هم درآمده و جنگ طلبي به قدري مردم را عاصي كرده كه بالاترين هزينهها را درحالي براي پيروزي اوباما پرداخت كردند كه بدهكارترين كشورها بودند و كسري بودجههاي وحشتناكي داشته و شركتهاي بزرگشان در حال ورشكستگي بود... و شايد مردمان گرسنه و بيخانمان و سيل زده كه زندگي فلاكت باري داشتهاند، اصلاً در اين بازي شركت نكرده و بر جمع رأي خاموش افزودهاند. رأي بالاي الكترال براي اوباما كه جاي هرگونه دادخواهي و مجادله را بسته بود اين پيام را داشت كه مردم در انتظار يك تغيير هستند و شعار تغيير او را كه از ايرانيان وام گرفته بود با اهميت تلقي كردهاند. زيرا در آمريكا ساليان سال است كه يك روند الكترال آنهم با تفسيري كه كنگره يا دادگاه عالي دارد در جريان است. با اينكه بيش از نيمي از مردم دراين بازي شركت نميكنند ولي براي آنها اهميتي ندارد. حتي صداي احزاب سوم به بعد هم شنيده نميشود و كانديداهاي غير از اين دو حزب هم تبليغ نميشوند. گويا بن بست و قحط الرجال تاريخ آمريكا را فرا گرفته است. در حاليكه در تمامي جهان تغييرات رژيمهاي سياسي است اما رژيم سياسي پيچيده و نامعقول الكترال هيچ تغييري نميكند و به قول پرفسور مولانا مردم آمريكا نميدانند كه تاحالا هيچگاه به رييسجمهور رأي ندادهاند! و رييسجمهور با رأي مستقيم آنها انتخاب نشده است هميشه اين يقه سفيدها بودند كه پا در مياني ميكردند. نيروهاي حزبي در يك مجموعهي درهم تنيده با نيروهاي تبليغاتي و رسانه طوري عمل ميكردند كه مردم تصور كنند كه رأي به اوباما ميدهند! بخصوص در ايران كه اين آزادي هست كه مردم مستقيماً نام رييسجمهور خود را مينويسند، اغلب تحليلگران چنين تصوري را داشتهاند. آنها يعني ترجمهگران سياستهاي آمريكا در ايران نيز هرگز تصور نميكردند كه احزاب دوگانه اينگونه كلاه مردم را در آمريكا آنهم در مهد آزادي و تمدن بردارند. كاري كه احزاب دوگانه تا به امروز كردهاند در همين خيانت بس كه دو حزب را احزاب معرفي كرده و دموكراسي و ليبراليزم را به مسخره گرفتهاند. در حاليكه مردم تصور دنياي آزاد دارند حتي نميتوانند به جز اين دو حزب، تفكري داشته باشند... اين مشكلات ساختاري راهي جز نابودي اقتصاد و سياست امريكا در جلوي روي مردم و مخصوصاً رييسجمهور جديد قرار نميدهد. يعني اوباما اگر به شعار تغيير خود فكر نكند و بخواهد با روش سالهاي قبل مملكت را اداره كند، به جايي نخواهد رسيد زيرا كه اگر جايي بود؛ زرنگتر از او وجود داشت. لذا بايد تغييرات ايجاد كند. اين تغييرات هم نه تغييرات روبنايي و ساده و بياهميت است بلكه بايد زيربنايي و مهم و اساسي باشد. در اين صورت است كه مشكلات كاملاً حل شده و راه جديدي در جلوي پاي ملت آمريكا گشوده خواهد شد. دليل آنهم بسيار ساده است: سرمايهداران و بازاريان اميد داشتند پس از انتخاب اوباما، بورس رونق پيدا كند ولي شاخصها همچنان نزول را نشان ميدهد چرا كه هنوز تغييري روي نداده است هنوز جمهوريخواهان هستند و سياست بودجهريزي جنگي و اطلاعاتي را پيگيري ميكنند. هنوز 2.5 ميليارد دلار خرج انتخاباتي درآمدي ايجاد نكرده و بر آن اضافهتر هم ميشود زيرا تا روز سياستگذاري و حضور بوش در كاخ سفيد نميتوان انتظار داشت كه وي دست از سياستهاي خود بردارد و كاخ را سالم تحويل اوباما دهد. او شايد آخرين كوششها و تلاشهاي خود را هم خواهد كرد تا به قول معروف كاخ سفيد را كاملاً جارو كرده تحويل اوباما دهد و ناكامي او را دو چندان كند. لذا اين تغييرات است كه ميتواند پيروزي اوباما را در حل معضلات تضمين كند و تهديدات موجود را به فرصتهاي جديدي تبديل نمايد. اين تغييرات از نظر ما اين است كه اولاً امريكا كلاً نيروهاي نظامي خود را از جهان فراخواند و آنها را در امر سازندگي براي سيل زدهها و طوفان زدهها و كارتن خوابها به كار گيرد و ارتش واقعاً تبديل به بازوي مردم آمريكا شود و به آنان كمك كند نه اينكه هزينههاي كلاني براي آنها صورت گيرد و دلارهاي آمريكايي را در كشورهاي ديگر خرج كنند. بايد به جاي بانكها كه 700 ميليارد دلار زيان و هزينه ايجاد كردهاند، صندوقهاي جديد اعتباري بدون بهره به سبك صندوقهاي خيريه عمومي قرضالحسنه ايجاد شود و بالاخره راه حلهاي اسلامي و قرآني براي اقتصاد امريكا در نظر بگيرند و به كمك مردم همه معضلات را حل كنند. بديهي است مردم آمريكا كه اينهمه ضرر را تحمل كردهاند، ميتوانند رياضتها را نيز براي رسيدن به آرامش بيشتر تحمل نمايند و در آنصورت علاوه بر حل معضلات اقتصادي، قادر خواهند بود كه اين تلاشها را ارزشمند نيز بدانند زيرا براي خودشان است نه براي تجاوز به ديگران
