Last comments
Calendar
Search
Archives
- October 2008 (3)
- September 2008 (4)
- August 2008 (26)
- July 2008 (27)
- June 2008 (12)
- May 2008 (20)
- April 2008 (16)
- March 2008 (10)
- February 2008 (10)
- January 2008 (5)
- December 2007 (16)
- November 2007 (13)
- October 2007 (20)
- September 2007 (12)
- August 2007 (12)
- July 2007 (12)
- April 2007 (2)
- more...
Archives for: September 2008
The people that not understand a simple note!
The people that not understand a simple note!
When a student asks a question from her teacher he was clever but when this asking repeat and repeat show that he is foolish!
it is the story of American journalists! They asked a question and draft her answer but it repeated every day and they give the same answer and asked again! They ask from Iranian president about the Holocaust and president answered but they asked and asked again! What's mean? It show that the all journalist are foolish or wanted to be foolish or like to remain as a foolish: the answer of president of the Palestine and holocaust is very obvious: if the holocaust is really the criminals must punished. If the German people kill the Jewish in gas room they must pay their actions amount. And it is not related by Palestine people. It is as you kill one and the other lynch instead of you. Maw Lana an Iranian poet says: do a Balkhian person sin and the judgments killed the other in shoos tar!
As we saw that he detail about the government in Palestine and Israel: he said that the people in Palestine must do referendum is it very difficult to understand?
I am sure that the American journalist asked away this question billion more and president answer this millions! Are the American intellectuals foolish?
Economy balance
تعادل اقتصادي مفهومي در اقتصاد است كه تا انسان وارد اجتماع نشود آن را متوجه نميشود زيرا از درسهاييست كه بايد تجربه شود. اينهمه صحبت از بيكاري وگراني ميشود، نشان ميدهد كه اطلاعي از اين تئوري در دست نيست البته مردم عادي كه جاي خود دارند اما از آنهاييكه دكتراي اقتصاد دارند، بعيد است! همه مشكلات هم از همين جا شروع ميشود كه اقتصاددانان بدون درك مطالبي كه خواندهاند، خود را عقل كل ميدانند. اظهار نظر آنان در اقتصاد؛ مخصوصاً در روزنامههاي تخصصي اقتصادي، نشان ميدهد از اين دروس چيزي نفهميدهاند. اين تئوري مثلاً در باب قيمتها وعرضه وتقاضا ميگويد كه قيمت هرچيزي، نقطه تعادل آن چيز در بازار است و اگر اين تعادل بر هم بخورد يعني يا عرضه كم شود يا تقاضا افزايش پيداكند، چيزي كه قبلاً وجود نداشته به وجود آمده و لذا همين حادثه خود تعادل بازار را بر هم ميزند و البته بازهم به اين معني نيست كه جامعه از حالت تعادل خارج ميشود، بلكه به نقطه تعادل جديدي شيفت ميكند و اين تعادل پايدار هميشه وجود دارد. اين فرمول يا اين تئوري يك هارد ساينس يا يك فرمول غير قابل انكار است. يعني در اقتصاد هنوز اين نظريه وجود دارد و ترديدي در مورد آنهم نيست و دانشجويان اقتصاد كه ميدانند، ولي آنهاييكه هم نميدانند ميتوانند به كتب اقتصاد مراجعه نمايند و فرمولها و نمودارهاي عرضه و تقاضا و تعادل در اقتصاد را ببينند و بخوانند. درهمين راستا، مسأله اشتغال هم مطرح است زيرا اشتغال هم يك بازار يا ماركتينگ است و بازار هم هميشه در حال تعادل. يعني به ميزاني كه موادغذايي مثلاً لازم است، توليد ميشود و به تعداد مورد نياز كارگر هم مشغول به كار است.
به محض اينكه بيكاري بوجود آيد، معنياش اين است كه بخشي از توليدات انجام نشده و تنش در سطح كلي جامعه مانند زنجيرهاي يك چرخ يا بازي دومينو همه جا را فرا ميگيرد كه آنهم خيلي زود ازبين ميرود، زيرا كه نقطه تعادل جديد ايجاد ميشود. به زبان ساده؛ همه كارها بدون ما هم انجام ميشود و هيچ كاري برروي زمين نميماند. فرض كنيد شما درجايي مشغول هستيد و در آنجا كارهايي صورت ميگيرد. اگر يك روز شما نباشيد، آيا كارها ميخوابد؟ بديهي است در يك جامعه متعادل چنين كاري دور از ذهن است يعني با نبود يك نفر، كارها نميخوابد. بلكه سيستم خودكفا ست و خود تنظيم است و بلافاصله راهكار جديد را برميگزيند. يك نفر جاي شما را ميگيرد يا به جاي دو نفر كار ميكند . زيرا به محض اينكه نبود شما مشكل ايجاد كند، كارهاي آن شركت دچار عدم تعادل ميشود اما مديريت سيستم براي چنين مواقعي سيستم خود را طراحي كرده است. بلافاصله كه ميبيند سر و صداي ارباب رجوع در آمد، يك نفر را جايگزين ميكند يا حتي خودش آن كار را انجام ميدهد و به اصطلاح عاميانه، هيچ كاري برجا نميماند و هيچ باري روي زمين نميماند. اما چرا درك اين مسأله مشكل است؟ براي اينكه مسأله اختيار انساني مطرح است و تا موقعيكه مشكلي در جامعه است همه دوست دارند همه چيز را ناديده بگيرند و برعليه ديگران شعارهاي كوبنده بدهند. وقتي گراني ميشود، انگشت اشاره همه به سوي دولت است. در حاليكه از آن طرف شعار خصوصيسازي ميدهند، گرانيِ بخش خصوصي را تقصير دولت ميدانند. خصوصيسازي بدون درد! و بدون خونريزي! اگر خصوصيسازي است، بايد صاحبان سرمايه اختيار داشته باشند كه هرچه سود ميخواهند ببرند. پس چرا نميگذارند با گران كردن كالاها سود بيشتري ببرند؟ اين شير بي يال و اشكم چيست؟ بيكاري، لازمهي خصوصيسازي است. نميتوان خصوصي كرد و بعد آنها را مجبور كرد كه كارگران را اخراج نكنند! تعادل اقتصادي حكم ميكند كه حداقل ده درصد جامعه بيكار باشند زيرا اگر هيچ بيكاري وجود نداشته باشد، كاري هم وجود ندارد. اگر كارگرها اطمينان داشته باشند كه چه خوب كار كنند يا بد و يا اصلاً كار نكنند، باز هم سركار ميمانند چه زحمتي به خود ميدهند؟ اگر ترس از بيكاري نباشد، آيا كسي به كارهاي سخت تن ميدهد؟ اينكه همه دنبال كار راحت ميگردند، همين است. چون خيالشان راحت است كه بالاخره پارتي پيدا ميكنند و بيكار نميمانند. فقط كسانيكه پارتي ندارند و ميترسند كه بيكار بمانند، به كارهاي سخت راضي ميشوند. طرح بسيار ساده است، ولي قبول آن براي همه مشكل است. همه چيز متضاد را نميتوان باهم داشت. سرمايه دار وقتي به بازار كار رجوع ميكند، بايد بتواند انتخاب كند يعني بتواند يك نفر را كار بدهد و يك نفر را ندهد. و الّا نميتواند از آن يك نفر كار بكشد. فرض كنيد در يك جامعه همه مشغول به كار هستند. آيا شما ميتوانيد كار جديدي شروع كنيد؟ از كجا نيروي كار ميآوريد؟ همه مشغول به كار هستند. عين همين مسأله در همه جا هست. اگر تعدادي بيكار نباشند، كارآفريني معني ندارد و تعيين دستمزد، بيمعني است
ماموران مرزي جمهوري آذربايجان
ماموران مرزي جمهوري آذربايجان
در مرزآستارا و جمهوري آذربايجان همه ماموران آذربايجاني در هنگام خروج ايرانيان بنحوي پول مي گيرند حالا معلوم نيست اين پول قانوني است يا غير قانوني ولي چون ايرانيان براي خروج از آنجا مجبورند بپردازند لذا مي پردازند از دولت جمهوري آذربايجان در خواست ميشود اگر اين ها قانوني است طبق يك فرم يا نوشته اي ابلاغ شود وگرنه با ماموران خود برخورد نمايد زيرا هنگام ورود 40يورو از همه ميگيرند وهنگام خروج نيز مي گيرند.
حمايت از فتواي جديد آيه الله سيستاني
برخلاف نظر برخي مسئولين ايراني وعراقي با خروج آمريكاييها نه تنها خلايي ايجاد نميشود بلكه بزرگترين مانع امنيت عراق از بين ميرود وعراقيها به اندازه كافي بالغ ورشيد هستند كه نياز به قيمي چون آمريكا يا قراردادي با آن داشته باشند وآيه الله سيستاني از اين موضع قدرتمندانه مجددا با طرح مشترك امنيتي عراق و امريكا مخالفت كرد. واين لحظه ميمون ومباركي است كه در ماه رمضان تكليف اين اضغالگران وجاسوسي آنان از نوري مالكي مشخص شود وبراي هميشه اشغالگران عراق را ترك نمايند.
ورزش مرغ عزا وعروسي !
در حاليكه تيم روسيه وگرجستان در ميدان ورزش هم با هم جنگ ميكردند تيم ارمنستان وتركيه به استقبال رفع اختلاف 80ساله تركيه وارمنستان ميروند واين نشان ميدهد كه ورزش همچون ابزاري است كه انسان ميتواند از آن بعنوان صلح يا جنگ استفاده كند ونگرش يك بعدي برآن بعنوان عامل صلح كاملا غير منطقي است .نامگذاري المپيك بر ورزش جهان عملا ياد آور مبارزه مرگ گلادياتورهاي يوناني است كه ابدا صلح را تداعي نمي كند وبهمين مناسبت ما ميبينيم رييس جمهور ايران هم ترجيح ميدهد بجاي شركت در مراسم شرك آلود المپيك در مراسم مناسبتر پارالمپيك شركت كند. حداقل وجود معلولين نشان خواهد داد كه جنگ چه بلاها بر سر انسانها مياورد وصلح خوبست تا شايد اين روحيه خشونت كه در ورزشهاي غربي است به روحيه عطوفت كه در ورزشهاي شرقي واسلامي است برگردد. متاسفانه در كشتي هم كه يك ورزش جوانمردانه است قوانين را بنفع ضد بشري وجنگ وخشونت تغيير ميدهند واخير هل دادن يك امتياز در كشتي محسوب ميشود در حاليكه در كشتي كه خواستگاه آن ايران است جوانمردي حكم ميكند از هل دادن كه فقط تخريب اعصاب طرف است استفاده نشود..
