دریای همیشه مازندران
دریای خزر نامی که جدیداً بجای دریای مازندران استفاده میشود نام قومی یهودی است که قبلا در کنار دریای سیاه میزیسته و ارتباطی به دریای مازندران ندارد . لذا پیشنهاد میشود که ارگانهای رسمی و اداری و آموزشی از کلمه دریای مازندران استفاده نمایند و مخصوصا صدا و سیما در ارایه نقشه ایران در موقع اعلام وضعیت هوا و همه مواقع از کلمه دریای خزر استفاده نکند.
. در ياي مازندران طبق شواهد تاريخي متعلق به ايران است . حتي در قرارداد منقضي شده تركمانچاي نامي از واگذاري دريا نيست ونقشه هاي موجود درتمامي مدارك دنيا اين مسئله را ثابت مي كند . قاجاريه كه جمهوريهاي قفقاز را نتوانست بگيرد وبه معاهدات ننگين تركمانچاي وگلستان چاي تن داد مورد نفرت همه ايرانيان است اما تاسفبار تر آنكه بدتر از قاجاريه برخي از مسئولين فعلي هستند كه نه تنها مانع باز گشت اين جمهوريها مي شوند بلكه اخيرا با سفسطه ودروغ درياي مازندران را تغيير نام داده وميخواهند به بيگانگان بدهند. وفقط سهم ايران را به 12 درصد وياحتي كمتر از ان برسانند. اين خائنان بدتر از قاجاريه كه در مقابل الحاق جمهوريهاي از دست رفته مقاومت كرده وگفتند ما اين گداگشنه ها را نمي خواهيم بايد سريعا از تمامي مناصب عزل شوند والا نام انها وصحبتها وصورتجلساتشان فاش خواهد شد تا مردم بدانند كه وقتي كه حيدر علي اف بعدا ز فروپاشي شوروي به ايران آمد وكليد قفقاز را تحويل داد آنها چگونه با او وملتهاي ايراني الاصل اين جمهوريها برخورد نمودند. وآنها را نپذيرفتند. كجايند انهاييكه ادعا ميكنند در دفاع مقدس حتي يك وجب خاك از ايران جدانشد تا بيايند وببينند چگونه در پشت ميز مذاكرات براي چند نهار يا شام خارج از كشور بدتر از فتحعليشاه وناصرالدين شاه عمل مي كنند استدلال آنان چيست؟
وزير خارجه صراحتا مي گويد كه براي نصف يا سهم 50 درصدي ايران هيچ قرارداد مكتوبي نيست ! واين قابل قبول نمي باشد زير اولا تمامي نقشه هاي كتب درسي در گذشته نشان ميدهد درياي تا نيمه درياي مازندران جزو نقشه ها بوده است وبا توجه به فرمايش ايشان ما مي بايست تمام نقشه هاي كتب جغرافياي خود را از حافظه تاريخ پاك كرده ونقشه جديدي كه در ياي مازندران را مثل يك نوار غزه است نشان دهيم يا كرانه باختري ! آيا يكي از اصول سياست خارجي عزت نيست آيا اين عزت است كه خود باعث نابودي نقشه خودمان شويم ودودستي نيمي از سهم درياي خود را بين ديگران تقسيم كنيم ؟
جمهوريهاي از دست رفته به ايران علاقمند هستند
گرچه هنوز حكومت پليسي كاگ ب در جمهوريهاي از دست رفته يكه تازي ميكنند ولي اين مردم هستند كه بايد حرف اخر را بزنند تابحال از مردم كسي چيزي نپرسيده است وهيچگونه رفراندوم در آنجا صورت نگرفته بايد طبق اصول دموكراسي خود ساخته غرب كه خود نيز به آن پاي بند نيست وفقط چماقي برعليه ايران ساخته است . بلافاصله بعد از فروپاشي از مردم سوال مي كردند كه ايا مايلند به ايران بپيوندند يا درچارچوب روسيه باقي بمانند ويا حالت استقلال داشته باشند. آنها هرگز تمايلي به ادامه وابستگي به روسيه بخاطر كشتارهاي عجيب وسرسام اورشان از ملتهاي مسلمان نبوده وراي نخواهند دادوتنها دوراه باقي مي ماند كه آنها به ايران بيشتر تمايل داشتند بررسي هاي ميداني نشان ميدهد اگر سرنيزه هاي ارتش ظاهرا منحل شده سرخ از سر آنان برداشته شود تنها ايران را ملجا وپناهگاه خود ميدانند هم اكنون به اعتراف تمامي ناظران سياسي در جمهوريهاي تازه استقلال يافته شوروي سابق از هر 5 نفر دونفر پليس هستند ودونفر زنداني ويك نفرهم خبر چين پليس ! زندانيان سياسي بدترين وضع كشته ميشوند واثري از آنها باقي نميماند تا صليب سرخ يا ديگري بيايد ودفاعي بكند. پليسها در همه چا حضور دارند وكمترين تحرك ايراندوستانه را سركوب مي كنند ومراكزي را كه ايرانيان رفت وآمد دارند به ماموران كا گ ب مسلح نموده اند وهيچ پرنده اي حق پرواز ندارد مگر اينكه عضو ارتش سري باشد.
البته ايران از حالت سومي هم استقبال بايد بكند وآن اينكه جمهوريهاي 16 گانه حالت استقلال خودرا بصورت فدرال حفظ كرده وجزو فدراسيون ايران شوند. چرا كه ايران احمقانه هزينه چنين كاري را مي پردازد ولي از سود ان دست شسته است ! اگر شوروي فروپاشيده شده بايد مايملك آن نيز بين 17 كشور تقسيم شود ولي مي بينيم ايران تمامي زمينهاي شوروي سابق براي سفارت وغيره را به يكي از آنها واگذار ميكند وبراي الباقي زمين تخصيص ميدهد! يعني بيخود وبي جهت 16 پاره از زمين كشورمان آنهم در بهترين نقطه هاي تهران از ايران جداشده به كشورهاي همسود داده ميشود واين لبتداي فروش ايران بود بعدها تحت عنوان مناطق آزاد نقاط حاصلخيز ديگري هم به اينها وبه اعراب فروخته شد.
در حاليكه اسراييليان بدون پرداخت پول تمامي زمينهاي حاصلخيز اعراب را درعراق وتركهارا رد قفقاز وآسياي ميانه صاحب ميشوند ايران هم در قالب نوعدوستي با يك حركت خاله خرسي اينگونه سرزمينهايش را به اعراب در جنوب اعضا كاگ ب در شمال هديه ميدهد.
آنهاییکه نامهای دیگری بر دریای مازندران می گذارند ومیخواهند آنرا بفروشند بیدار باشند که هنوز کسانیکه خلیج را همیشه فارس میخواستند زنده وپابرجاهستند خاینانی که جلوی پیوستن جمهوری های سابق ایران را دعوت از گدایان نامیدند بدانند که بزودی نامشان فاش خواهد شد ونباید در مذاکرات به سهم ۳ درصدی ایران رای بدهند.! آنها می گویند آب شور است وبدرد وضو گرفتن هم نمی خورد پس بدهم به همان کمونیست ها
هنر ایستا! وهنرپویا
هنر ایران چه در داخل مرزها و چه در داخل مرزها دچار تثبیت شده و در یک برهه زمانی خاص ماندگاری پیدا نموده . همه فیلمها در کپی برداری از فیلم فارسی و همه آهنگها و سرود ها در کپی برداری از حمیرا و مهستی . فیلمهای خارجی هم در دوران های سال 1960 ونیز همه تحلیلهای اقتصادی در 1357 با عنوانهای توسعه نیافته وغیره تثبیت شده و افکار بسیاری از افراد مخصوصا افرادی در همان زمان متوقف شده است وهرنوع پیشرفتی را اساسا منکر میشوند و تواناییهای جوانان را نادیده می گیرند. استاد باران کمالی خواننده مردمی که شعرهای اجتماعی او این روزها فراوان در مورد واکسی و دختر گلفروش و غیره است میگوید: آنهاییکه در خارج ماندند از پیشرفتهای موسیقی در داخل خبر ندارند و آنهایی هم که در داخل هستند به امید همان خارجیها هیچ نوع تحرکی را در زمینه هنر نمی پذیرند. ما به صراحت می بینیم سینمای فارسی مهرجویی که برگرفته از شهرآشوب وایپسن آشوبگر است دستمایه تمام فیلمهای کوچه بازاری است که به شکل فمینیستی کور مطرح میشود و در تئاتر و سینما همچنان تاثیر گذار است. و یا در تمامی اشکال خوانندگی و نوازندگی و سرود فقط پاپ 1356 داریوش وغیره پاپ محسوب می شود.
