-
نقش ايرانيان در اقتصاد امريكا
@ 2008-07-10 – 08:28:28
نقش ايرانيان در اقتصاد امريكا
ديدگاهاي ذليلانه در مورد امريكا وبرخورد منفعلانه با اين موضوع باعث شده تا يك تحول عظيم در تاريخ معاصر ناديده گرفته شود و آن نقش ايرانيان در تحولات اقتصادي و اجتماعي وحتي سياسي نظامي امريكاست. اخيراً يكي از كانديداهاي رياست جمهوري كه احتمال زيادي دارد در انتخابات پيروز ميدان باشد؛ مشخص شده كه ايرانيالاصل و از مهاجران ايراني ميباشد. نگاه مخالف به اين موضوع نشان ميدهد كه تاچه حد در مورد ايرانيان در امريكا و نقش واهميت آنان غفلت شده و يا حتي لاپوشاني شده است. اينكه همه ميدانند كه امريكا كشوري با اصليت و اهليت نبوده و همهي مردم آن بجز سرخپوستان، مهاجريني هستند كه تقريباً از سراسر جهان به آنجا رفتهاند همه چيز را محتمل ميكند. يعني مثلاً در حالت نرمال به علت نزديكي راه، اسپانياييها بيشتر و بعد انگليسيها و فرانسويها و آلمانيها باشند و اما از لحاظ اهميت و نقش آنان، چين و هند و ايران بيشترين نقش را در اقتصاد و تحولات آن داشته و دارند. انگليسيها بنابر ذات فريبكارانه خود در قاون اساسي راه را براي خود باز كردهاند ولي به هرحال ديگران نيز سهم خود را داشتهاند و قابل تكذيب نيست. سياهپوستان گرچه جزو بردهها بوده و به عنوان كارگر به آنجا برده ميشدند، ولي همين فعاليت آنان در كارهاي سخت باعث شده كه امروز امريكا به آنان محتاج باشد و مجبور باشد راه پيشرفت آنان را هموار كند. وزير دفاع امريكا كه سياهپوست بود و اكنون هم كه وزير خارجه آن يك زن دورگه است، نشان از اهميت و نقش آنان در جامعه امريكا دارد. امروزه تمام عرصههاي هنري در اختيار سياهپوستان هست وبسياري از فيلمها با مشاركت آنان ساخته ميشود و ظلمهايي كه در گذشته به سياهپوستان ميشده را برملا ميكند و اين امر باعث ميشود اولاً نقش سياهپوستان برجستهتر شود و از سوي ديگر، براي اينكه امريكاييها نشان دهند كه از كرده خود پشيمانند، مجبورند هرروز امتياز بيشتري بدهند.
اينكه چرا سرخپوستان نتوانستند مانند سياهپوستان نقش آفريني كنند، فقط به دليل افراط در قوميتگرايي بود. يعني اگر از ابتدا حاضر به پذيرش تمدن ميشدند، اينهمه آزار واذيت نميديدند. چه بسا بسياري از اين آزار و اذيتها از درون خود سرخپوستها منشا ميگرفت زيرا جوانان آنها مايل نبودند مانند پدرانشان چشم بر تمدن وپيشرفت بپوشند و لذا تفرقه و جدايي بين آنها ميافتاد. نمونه اين حركت در امريكاي جنوبي ديده ميشود. آنها كه تمدن را پذيرفتند، الآن به راحتي در مقابل امريكا ميايستند وحياط خلوت او را تبديل به اتاق وحشت كردهاند؛ زيرا ميتوانند به تكنولوژي مسلح شوند و نيازي به كارشناسان امريكايي نداشته باشند و حتي در صورت كمبود تخصص، ميدانند كه از ايران يا كشورهاي ديگر چگونه استفاده كنند و استقلال خود را توسعه ببخشند. در حاليكه سرخپوستان داخل امريكا اغلب به تبديل قوميت خود رأي داده و در سفيد پوستان منحل شدند. چه بسا كساني از سرخپوستان در مقامات بالا باشند كه خودشان تمايلي به اعلام اصالت خود نيستند. چيزي كه در سياهپوستان نه امكانپذير است و نه پيگيري ميشود. ايرانيان نيز اين حالت را دارند اغلب براي فرار از قوميت خود كه تكنولوژي را نپذيرفته بودند، به امريكا پناهنده ميشدند وخود را در سفيدپوستان مستحيل ميكردند و براي اين كار مشكلي نداشتند زيرا از لحاظ طبيعي و بدني به آساني قابل تبديل به يك امريكايي بودند و فقط موهاي سياه آنان ممكن بود لو برود كه آن هم با رنگ مو قابل حل بود. لهجه وگفتگو اولين چيزي بود كه فراموش ميشد. اولين ايرانياني كه به امريكا رفتند، غالباً از مسيرهايي ديگر راهي شدند زيرا امكان پرواز مستقيم به لحاظ امكانات نبود. بعدها كه امريكاييها در ايران پايگاهي يافتند، مهاجرتها افزايش يافت و مخصوصاً از سوي دولت براي آموزشهاي نظامي و اداري اين امر به سرعت پيگيري شد. يادگيري زبان انگليسي، آن هم بالهجه امريكايي به عهده انجمن دوستي ايران و امريكا كه اكنون محل ساختمان مركزي كانون پرورش فكري كودكان و نوجوان است محول شد و آموزشهاي اقتصادي و مديريتي به مركز مطالعات مديريت ايران كه اكنون دانشگاه امام صادق است. در ايران نيز كليه مراكز نظامي براي امريكاييان باز بود و مخصوصاً در مناطق نظامي، مراكز بهخصوصي داشتند تا ايرانيها نتوانند فناوري را از آنان ياد بگيرند و اگر كسي هم ياد ميگرفت، يا نابود ميشد و يا با تمسخر او را از ميدان به در ميكردند. خريد سهام شركتهاي امريكايي از زماني شروع شد كه نفت ايران در دهه 50 با قيمت خوبي مواحه شد. امريكا باتشكيل اوپك، مديريت نفت را به دست گرفت و براي اينكه ثابت كند اين تمركز به نفع ملتهاست، براي مدتي نفت را با قيمت بالايي خريد اما درمقابل پول نداد بلكه مانند عصر حجر به كالي به كالي روي آورد وگفت بايد از من كالا بخريد. هنوز هم دولتمردان ما تصور ميكنند بايد پول نفت را كالا خريد! يعني اقتصاد دانان با شگرد خاصي در مغز اينان فرو كردهاند كه نبايد دلارهاي نفتي به داخل بيايد، بلكه بايد در همانجا خرج شود! و لذا خريدهاي سنگين از اروپا و امريكا آغاز شد. به طوريكه حتي اروپا و امريكا نفت را پيش خريد كردند و براي اين كار بورس راهاندازي شد تا اپك و اعضاي آن بتوانند براي خريد يا خوشگذراني حتي نفت استخراج نشده را ششماه يا يكسال جلوتر بفروشند و پول آن را كالا بخرند! و براي سركيسه كردن بيشتر بانك جهاني هم به كمك آمد و گفت چون شما نفت داريد، ميتوانيد پول قرض كنيد و كالا بخريد و بعداً پولش را از محل فروش نفت در آينده بپردازيد! و براي همين است كه ايران و ساير كشورها بر اساس يك برنامه تنظيم شده نفت خود را پيشفروش كرده و وامهاي كلان هم گرفتند و همانطور كه ميبينيم به كشورهاي بدهكار وامي و پيشفروشي تبديل شدهاند. هم اكنون ايران نفت شش ماه ديگر را ميفروشد وحدود 20ميليارد دلارهم بدهي خارجي دارد و امكان عدول از اين برنامه هم نيست زيرا ذهنيت دولتمردان تخريب شده و آنها خود را قادر نميبينند كه كالا نخرند! و پول نقد از مشتري مطالبه كنند زيرا اگر اينطور كنند، يك روزه همه بدهيها از بين ميرود و از اسارت فروش نفت هم بيرون ميآيند. اينها البته به نفع امريكا و اروپاست يعني هم اكنون بزرگترين خريدار كالاهاي امريكايي و اروپايي، ايرانيان هستند. در ادامهي روند، ميبينيم كه مردم ايران بيدار شده وخواهان حق خود شدند و انقلاب اسلامي با هدف مبارزه با غربگرايي يعني ضديت با امريكا و اروپا شكل گرفت ولي آنها با عوامل خود در شريانهاي اقتصادي هرگز نگذاشتند كه روابط اقتصادي ايران و امريكا ويا اروپا لحظهاي قطع شود. كالاهاي آنان هميشه از محل پول نفت خريداري و روانه بازار ايران ميشد و حتي اگر ايرانيها كالايي را نميخواستند به زور تمدن به آنان داده ميشد كه مهمترين نمونهي آن همين كالاهاي سرطانزا مانند سيگار و آدامس و نوشابه و مشروبات و مواد مخدر است. حتي با ظهور انقلاب اسلامي، دلارهاي داخل هم به خارج رفت و دلارهاي خارجي هم بلوكه شد. يعني عدهاي به عنوان فرار از ايران، رفتند و دلارها را باخود بردند و در امريكا و اروپا سرمايهگذاري كردند. هم اكنون بالاترين رقمهاي سرمايهگذاري در امريكا متعلق به ايرانيان فراري است. سرمايهداران بزرگ ايران كه كارخانههايي داشتند، با وثيقه قراردادن اين كارخانهها، وامهاي كلان ميگيرند و آن را مستقيماً به امريكا برده و ويلا يا زمين وكارخانه ميخرند. سيا پيشبيني كرده در 15 سال آينده همهي پستهاي كليدي در دست ايرانيان خواهد بود و البته اين را به عنوان خطر معرفي كرده است. فراموش نكنيم كه حاميان مالي هر دو كانديداي دوره قبل رياست جمهوري امريكا (بوش و الگور) ايراني بودند و نفر سوم كانديداها هم اصالتاً ايراني بوده كه اعلام نميشد. سوسن اكبري كه از بوش حمايت ميكرد، ايرانيها او را ميشناسند ولي از هويت بقيه چندان اطلاعي ندارند. اين علاوه برآن است كه بزرگترين شبكه اقتصادي اينترنتي را يك ايراني راه انداخته و در گوگل و ياهو و ميكروسافت هم ايرانيها نقش اساسي دارند. همانطور كه در سازمان ناسا و يا سي ان ان، نقش آنان قابل انكار نيست. به عبارت تازه ميتوان گفت كه اگر ايرانيان در امريكا به وحدت برسند، ميتوانند امريكا را اداره كنند و اگر اين خبر اخير در مورد نامزد انتخاباتي صحيح باشد، بايد منتظر تحولاتي عميقتر بود
-
نقش ايرانيان در اقتصاد امريكا
@ 2008-07-10 – 05:59:01
نقش ايرانيان در اقتصاد امريكا
ديدگاهاي ذليلانه در مورد امريكا وبرخورد منفعلانه با اين موضوع باعث شده تا يك تحول عظيم در تاريخ معاصر ناديده گرفته شود و آن نقش ايرانيان در تحولات اقتصادي و اجتماعي وحتي سياسي نظامي امريكاست. اخيراً يكي از كانديداهاي رياست جمهوري كه احتمال زيادي دارد در انتخابات پيروز ميدان باشد؛ مشخص شده كه ايرانيالاصل و از مهاجران ايراني ميباشد. نگاه مخالف به اين موضوع نشان ميدهد كه تاچه حد در مورد ايرانيان در امريكا و نقش واهميت آنان غفلت شده و يا حتي لاپوشاني شده است. اينكه همه ميدانند كه امريكا كشوري با اصليت و اهليت نبوده و همهي مردم آن بجز سرخپوستان، مهاجريني هستند كه تقريباً از سراسر جهان به آنجا رفتهاند همه چيز را محتمل ميكند. يعني مثلاً در حالت نرمال به علت نزديكي راه، اسپانياييها بيشتر و بعد انگليسيها و فرانسويها و آلمانيها باشند و اما از لحاظ اهميت و نقش آنان، چين و هند و ايران بيشترين نقش را در اقتصاد و تحولات آن داشته و دارند. انگليسيها بنابر ذات فريبكارانه خود در قاون اساسي راه را براي خود باز كردهاند ولي به هرحال ديگران نيز سهم خود را داشتهاند و قابل تكذيب نيست. سياهپوستان گرچه جزو بردهها بوده و به عنوان كارگر به آنجا برده ميشدند، ولي همين فعاليت آنان در كارهاي سخت باعث شده كه امروز امريكا به آنان محتاج باشد و مجبور باشد راه پيشرفت آنان را هموار كند. وزير دفاع امريكا كه سياهپوست بود و اكنون هم كه وزير خارجه آن يك زن دورگه است، نشان از اهميت و نقش آنان در جامعه امريكا دارد. امروزه تمام عرصههاي هنري در اختيار سياهپوستان هست وبسياري از فيلمها با مشاركت آنان ساخته ميشود و ظلمهايي كه در گذشته به سياهپوستان ميشده را برملا ميكند و اين امر باعث ميشود اولاً نقش سياهپوستان برجستهتر شود و از سوي ديگر، براي اينكه امريكاييها نشان دهند كه از كرده خود پشيمانند، مجبورند هرروز امتياز بيشتري بدهند.
اينكه چرا سرخپوستان نتوانستند مانند سياهپوستان نقش آفريني كنند، فقط به دليل افراط در قوميتگرايي بود. يعني اگر از ابتدا حاضر به پذيرش تمدن ميشدند، اينهمه آزار واذيت نميديدند. چه بسا بسياري از اين آزار و اذيتها از درون خود سرخپوستها منشا ميگرفت زيرا جوانان آنها مايل نبودند مانند پدرانشان چشم بر تمدن وپيشرفت بپوشند و لذا تفرقه و جدايي بين آنها ميافتاد. نمونه اين حركت در امريكاي جنوبي ديده ميشود. آنها كه تمدن را پذيرفتند، الآن به راحتي در مقابل امريكا ميايستند وحياط خلوت او را تبديل به اتاق وحشت كردهاند؛ زيرا ميتوانند به تكنولوژي مسلح شوند و نيازي به كارشناسان امريكايي نداشته باشند و حتي در صورت كمبود تخصص، ميدانند كه از ايران يا كشورهاي ديگر چگونه استفاده كنند و استقلال خود را توسعه ببخشند. در حاليكه سرخپوستان داخل امريكا اغلب به تبديل قوميت خود رأي داده و در سفيد پوستان منحل شدند. چه بسا كساني از سرخپوستان در مقامات بالا باشند كه خودشان تمايلي به اعلام اصالت خود نيستند. چيزي كه در سياهپوستان نه امكانپذير است و نه پيگيري ميشود. ايرانيان نيز اين حالت را دارند اغلب براي فرار از قوميت خود كه تكنولوژي را نپذيرفته بودند، به امريكا پناهنده ميشدند وخود را در سفيدپوستان مستحيل ميكردند و براي اين كار مشكلي نداشتند زيرا از لحاظ طبيعي و بدني به آساني قابل تبديل به يك امريكايي بودند و فقط موهاي سياه آنان ممكن بود لو برود كه آن هم با رنگ مو قابل حل بود. لهجه وگفتگو اولين چيزي بود كه فراموش ميشد. اولين ايرانياني كه به امريكا رفتند، غالباً از مسيرهايي ديگر راهي شدند زيرا امكان پرواز مستقيم به لحاظ امكانات نبود. بعدها كه امريكاييها در ايران پايگاهي يافتند، مهاجرتها افزايش يافت و مخصوصاً از سوي دولت براي آموزشهاي نظامي و اداري اين امر به سرعت پيگيري شد. يادگيري زبان انگليسي، آن هم بالهجه امريكايي به عهده انجمن دوستي ايران و امريكا كه اكنون محل ساختمان مركزي كانون پرورش فكري كودكان و نوجوان است محول شد و آموزشهاي اقتصادي و مديريتي به مركز مطالعات مديريت ايران كه اكنون دانشگاه امام صادق است. در ايران نيز كليه مراكز نظامي براي امريكاييان باز بود و مخصوصاً در مناطق نظامي، مراكز بهخصوصي داشتند تا ايرانيها نتوانند فناوري را از آنان ياد بگيرند و اگر كسي هم ياد ميگرفت، يا نابود ميشد و يا با تمسخر او را از ميدان به در ميكردند. خريد سهام شركتهاي امريكايي از زماني شروع شد كه نفت ايران در دهه 50 با قيمت خوبي مواحه شد. امريكا باتشكيل اوپك، مديريت نفت را به دست گرفت و براي اينكه ثابت كند اين تمركز به نفع ملتهاست، براي مدتي نفت را با قيمت بالايي خريد اما درمقابل پول نداد بلكه مانند عصر حجر به كالي به كالي روي آورد وگفت بايد از من كالا بخريد. هنوز هم دولتمردان ما تصور ميكنند بايد پول نفت را كالا خريد! يعني اقتصاد دانان با شگرد خاصي در مغز اينان فرو كردهاند كه نبايد دلارهاي نفتي به داخل بيايد، بلكه بايد در همانجا خرج شود! و لذا خريدهاي سنگين از اروپا و امريكا آغاز شد. به طوريكه حتي اروپا و امريكا نفت را پيش خريد كردند و براي اين كار بورس راهاندازي شد تا اپك و اعضاي آن بتوانند براي خريد يا خوشگذراني حتي نفت استخراج نشده را ششماه يا يكسال جلوتر بفروشند و پول آن را كالا بخرند! و براي سركيسه كردن بيشتر بانك جهاني هم به كمك آمد و گفت چون شما نفت داريد، ميتوانيد پول قرض كنيد و كالا بخريد و بعداً پولش را از محل فروش نفت در آينده بپردازيد! و براي همين است كه ايران و ساير كشورها بر اساس يك برنامه تنظيم شده نفت خود را پيشفروش كرده و وامهاي كلان هم گرفتند و همانطور كه ميبينيم به كشورهاي بدهكار وامي و پيشفروشي تبديل شدهاند. هم اكنون ايران نفت شش ماه ديگر را ميفروشد وحدود 20ميليارد دلارهم بدهي خارجي دارد و امكان عدول از اين برنامه هم نيست زيرا ذهنيت دولتمردان تخريب شده و آنها خود را قادر نميبينند كه كالا نخرند! و پول نقد از مشتري مطالبه كنند زيرا اگر اينطور كنند، يك روزه همه بدهيها از بين ميرود و از اسارت فروش نفت هم بيرون ميآيند. اينها البته به نفع امريكا و اروپاست يعني هم اكنون بزرگترين خريدار كالاهاي امريكايي و اروپايي، ايرانيان هستند. در ادامهي روند، ميبينيم كه مردم ايران بيدار شده وخواهان حق خود شدند و انقلاب اسلامي با هدف مبارزه با غربگرايي يعني ضديت با امريكا و اروپا شكل گرفت ولي آنها با عوامل خود در شريانهاي اقتصادي هرگز نگذاشتند كه روابط اقتصادي ايران و امريكا ويا اروپا لحظهاي قطع شود. كالاهاي آنان هميشه از محل پول نفت خريداري و روانه بازار ايران ميشد و حتي اگر ايرانيها كالايي را نميخواستند به زور تمدن به آنان داده ميشد كه مهمترين نمونهي آن همين كالاهاي سرطانزا مانند سيگار و آدامس و نوشابه و مشروبات و مواد مخدر است. حتي با ظهور انقلاب اسلامي، دلارهاي داخل هم به خارج رفت و دلارهاي خارجي هم بلوكه شد. يعني عدهاي به عنوان فرار از ايران، رفتند و دلارها را باخود بردند و در امريكا و اروپا سرمايهگذاري كردند. هم اكنون بالاترين رقمهاي سرمايهگذاري در امريكا متعلق به ايرانيان فراري است. سرمايهداران بزرگ ايران كه كارخانههايي داشتند، با وثيقه قراردادن اين كارخانهها، وامهاي كلان ميگيرند و آن را مستقيماً به امريكا برده و ويلا يا زمين وكارخانه ميخرند. سيا پيشبيني كرده در 15 سال آينده همهي پستهاي كليدي در دست ايرانيان خواهد بود و البته اين را به عنوان خطر معرفي كرده است. فراموش نكنيم كه حاميان مالي هر دو كانديداي دوره قبل رياست جمهوري امريكا (بوش و الگور) ايراني بودند و نفر سوم كانديداها هم اصالتاً ايراني بوده كه اعلام نميشد. سوسن اكبري كه از بوش حمايت ميكرد، ايرانيها او را ميشناسند ولي از هويت بقيه چندان اطلاعي ندارند. اين علاوه برآن است كه بزرگترين شبكه اقتصادي اينترنتي را يك ايراني راه انداخته و در گوگل و ياهو و ميكروسافت هم ايرانيها نقش اساسي دارند. همانطور كه در سازمان ناسا و يا سي ان ان، نقش آنان قابل انكار نيست. به عبارت تازه ميتوان گفت كه اگر ايرانيان در امريكا به وحدت برسند، ميتوانند امريكا را اداره كنند و اگر اين خبر اخير در مورد نامزد انتخاباتي صحيح باشد، بايد منتظر تحولاتي عميقتر بود
-
25تيرماه روز تامين اجتماعي گرامي باد
@ 2008-07-10 – 05:57:18
25تيرماه روز تامين اجتماعي گرامي باد
هنوز بعداز سي سال از انقلاب اسلامي وضعيت بيمه در ايران وضعيت اسفباري است البته زحمات بيمه گران وصتعت بيمه در جاي خود محفوظ است ولي يك شهروند ايراني ممكن است چندين جا بيمه باشد وبرعكس يكي ديگر اصلا هيچ بيمه اي ندارد. ماحتي اگر به آمارهاي رسمي مراجعه كنيم 4 ميليون نفر دفترچه بيمه دوتايي هستند وبرعكس حدود 5 ميليون نفر هم فاقد بيمه ! واين زيبنده سياست گذاري نيست لذا پيشنهاد ميشود براي يكبار هم شده همه بيمه ها تجميع شوند ويك بيمه باشد وهمه با حداقل پرداخت 7 درصد سهم خود در سراسر ايران اسلامي بيمه شوند حال اگر كسي كارفرما دارد وكارفرماهم قادر به پرداخت 23 درصد ميباشد كه ه بهتر واگر نيسد دولت از محل يارانه ساير بيمه ها كه مجبور به پرداخت آن است يكنواخت به اينها بپردازد واگر كسي هم قادر نيست 7درصد را بپردازد به كميته امدا يا بهزيستي مراجعه كند وپرونده تشكيل دهد و آن هفت درصد هم از محل رديف بودجه اي كميته امداد كه يكي از وظايفش امداد درماني است پرداخت شود. البته اگر كسي خلاف ادعا كرده باشد الان سيستم كد ملي وجود دارد وميتوان خلاف آنرا از تكرار نامشان مثلا در ليست حقوقي ادارات يا كارخانجات يا ليست ساير ارگانها باشد بخوبي مشخص ميشود وقطعه ميگرد ونيازي به تحقيق محلي وآبروريزي هم ندارد!
جبهه مردمي ايران اسلامي اينروز را به بيمه گزاران وزحمت كشان تامين اجتماعي تبريك مي گيويد به اميد روزي كه همه حداقل بيمه تامين اجتماعي باشند.. -
خازج از كشوزربا ده هزارتومان !
@ 2008-07-10 – 05:53:02
خازج از كشوزربا ده هزارتومان !
ممقلي كه بتازگي از خارج از كشور آمده ميگويد اينهمه آدمها هي آرزوي خارج از كشور دارند يعني ده هزار تومان پول هم ندارند؟ از تهران تا ماكو يا هاديشهر بروي سه هزار ودويست تومان از آنجاهو دويست پنجاه تومان ميدهي با سواري ميروي جلفا يا بازرگان وبعد 5هزار تومان خروجي ميدهي ميروي تركيه يا نخجوان يا ارمنستان و.. خوب تمام شد شما خارج رفتيد حالا چكار مي كنيد ميخواهي برگردي ؟ نه كمي گردش كن بعد!
مثلا برو نخجوان آنجا همه قلبشان براي ايران مي تپد همه ماهوارهها رو به ايران است ! اما ديسيپلين نظامي باقي مانده از كمونيستها اجازه نميدهد هنوز هم نماز بخواني ومسجد بزرگ فاطمه الزهرا فقط با ده نفر نمازجماعت است ودر ميان موزه ها وكتابخانه ها هم هرچي آثار ايراني است نيست ونابود شده قنسول فرهنگي ايران هم جز ويزا صادر كردن براي خانمها كار ديگري ندارد! البته اگر برورو داشته باشند آنها را صدا ميزنند وكارشان را زودتر انجام ميدهند وبجاي اينكه به آنان بگويند به ايرانمياييد حجابتان را رعايت كنيد ميگويند باشو باس ! بعد از سي سال از انقلاب اسلامي هنوز برخي از ايرانيها فكر ميكنند نخچوان مركز فساد است ! يكي از آنها كه جو گير شده بود آمد ديد هيچ خبري نيست خودش مشروبات گير آورد وخورد ولباسش را درآورد به خيابان رفت ! نتيجه پليس اورا گرفت وهتلدار هم اورا جريمه واخراج نمود!
Posts archive for: 10 July, 2008
