U.S move good in first but can not continue as began
U.S.A began by the name of God but today the governments are against the God order.
At first they told about freedom and build a freedom square and streets but today they do in Iraq and Afghanistan all thing that Hitler and iceman do. They wanted to crash the Saddam But kill people after Saddam they wanted to quit the Taliban from Afghanistan but do worst that Taliban.
We saw the delegation of U.S.A do well in the Iranian Nuclear program, as President Ahmadi Negad said. But we expected in this field they try good. It is better than for people in the U.S.A and all people because the price of oil to be low and the tension deduct.
برنج ایران از درگز تهیه می شود
از موقعیکه شمالیها شالیزارها را فروختند وهمه را تبدیل به ویلا کردند فکر می کردند دنیا به آخر میرسد ولی امسال برای هفتمین سال است که برنج ایران از دره گز قوچان خراسان شمالی تهیه میشود از قدیم گفته اند: خداوند گر زحکمت ببندد دری ز رحمت گشاید در دیگری
آرمانشهر از واقعيت تا خيال
اتوپيا يا ارمانشهر از زمان وجود انسان وجود داشته وبنظر ميرسد انسان به روايتهاي مذهبي ابتدا به اتوپيا رفته وتجربياتي مقدماتي كسب ولذايذ درون آنرا احساس مي كند ولي بعد از با يك غرور مختصر از آنجا بيرون افكنده ميشود تا دوباره با سعي وكوش مجدد به آن دست يابد. گرچه به روايات غير مذهبي اتوپيا تخيلات افلاطونيان است كه انرا سايه اي از وجود اين جاني ميدانند ودر قرون معاصر هم اتوپيا كاملا دست نيافتني ودر اينده اي بسيار دور عنوان مي شود اما در اسلام مخصوصا در طول انقلاب اسلامي وبعدا زا آن بارها شاهد ظهور اين آرمانشهر بوده ايم در روزهاي انقلاب اسلامي ما آنهايي كه بودند ميدانند كه مردم نه بخاطر ثروت وپول بايكديگر دوستي ميكردند ودرتمام مراحل با صداقت تمام بيكديگر كمك ميكردند اين امر با رها در شرايط مختلف از جمله دوران جنگ دوران سازندگي براي مدتهايي هرچند كوتاه تكرار ميشد. در روزهاي 5 شنبه در بهشت زهرا تكرار مي شود در روزهاي جمعه در نمازجمعه ودر ساعاتي از روز در نماز جماعتها. ودر ماه محرم وروز عاشورا وماه رمضان وشبهاي قدر اين روزها را قدر بدانيد..
-
U.S move good in first but can not continue as began
@ 2008-07-31 – 20:25:14
-
All things are free for building.
@ 2008-07-29 – 05:15:46
All things are free for building.
The God love the Human and left all things free for him:
When the jungle fired who cam helps? We must know that it is free to people for use. If people went to jungle and bring the wood we not have any fire. Is it better to fire jungle or we cut the wood for use? The fruits failed in her tree and we buy these high. The water full in the rivers and we buy this by bottles. The soil is very in all the earth but we must do many hard work: at first we must establish new corporation and it must issue factor. All these are that the account methods are not correct. The free things have not any price and the accounting not accepted because they have not zero in her balance. All bills began from 1 and 0 is not exist. It is the way that all people to coercive to do criminally actions. They must write all free things by fall price for acceptance.
We must change the accounting methods for new age.
-
دریای همیشه مازندران
@ 2008-07-28 – 12:34:00
دریای همیشه مازندران
دریای خزر نامی که جدیداً بجای دریای مازندران استفاده میشود نام قومی یهودی است که قبلا در کنار دریای سیاه میزیسته و ارتباطی به دریای مازندران ندارد . لذا پیشنهاد میشود که ارگانهای رسمی و اداری و آموزشی از کلمه دریای مازندران استفاده نمایند و مخصوصا صدا و سیما در ارایه نقشه ایران در موقع اعلام وضعیت هوا و همه مواقع از کلمه دریای خزر استفاده نکند.. در ياي مازندران طبق شواهد تاريخي متعلق به ايران است . حتي در قرارداد منقضي شده تركمانچاي نامي از واگذاري دريا نيست ونقشه هاي موجود درتمامي مدارك دنيا اين مسئله را ثابت مي كند . قاجاريه كه جمهوريهاي قفقاز را نتوانست بگيرد وبه معاهدات ننگين تركمانچاي وگلستان چاي تن داد مورد نفرت همه ايرانيان است اما تاسفبار تر آنكه بدتر از قاجاريه برخي از مسئولين فعلي هستند كه نه تنها مانع باز گشت اين جمهوريها مي شوند بلكه اخيرا با سفسطه ودروغ درياي مازندران را تغيير نام داده وميخواهند به بيگانگان بدهند. وفقط سهم ايران را به 12 درصد وياحتي كمتر از ان برسانند. اين خائنان بدتر از قاجاريه كه در مقابل الحاق جمهوريهاي از دست رفته مقاومت كرده وگفتند ما اين گداگشنه ها را نمي خواهيم بايد سريعا از تمامي مناصب عزل شوند والا نام انها وصحبتها وصورتجلساتشان فاش خواهد شد تا مردم بدانند كه وقتي كه حيدر علي اف بعدا ز فروپاشي شوروي به ايران آمد وكليد قفقاز را تحويل داد آنها چگونه با او وملتهاي ايراني الاصل اين جمهوريها برخورد نمودند. وآنها را نپذيرفتند. كجايند انهاييكه ادعا ميكنند در دفاع مقدس حتي يك وجب خاك از ايران جدانشد تا بيايند وببينند چگونه در پشت ميز مذاكرات براي چند نهار يا شام خارج از كشور بدتر از فتحعليشاه وناصرالدين شاه عمل مي كنند استدلال آنان چيست؟
وزير خارجه صراحتا مي گويد كه براي نصف يا سهم 50 درصدي ايران هيچ قرارداد مكتوبي نيست ! واين قابل قبول نمي باشد زير اولا تمامي نقشه هاي كتب درسي در گذشته نشان ميدهد درياي تا نيمه درياي مازندران جزو نقشه ها بوده است وبا توجه به فرمايش ايشان ما مي بايست تمام نقشه هاي كتب جغرافياي خود را از حافظه تاريخ پاك كرده ونقشه جديدي كه در ياي مازندران را مثل يك نوار غزه است نشان دهيم يا كرانه باختري ! آيا يكي از اصول سياست خارجي عزت نيست آيا اين عزت است كه خود باعث نابودي نقشه خودمان شويم ودودستي نيمي از سهم درياي خود را بين ديگران تقسيم كنيم ؟
جمهوريهاي از دست رفته به ايران علاقمند هستند
گرچه هنوز حكومت پليسي كاگ ب در جمهوريهاي از دست رفته يكه تازي ميكنند ولي اين مردم هستند كه بايد حرف اخر را بزنند تابحال از مردم كسي چيزي نپرسيده است وهيچگونه رفراندوم در آنجا صورت نگرفته بايد طبق اصول دموكراسي خود ساخته غرب كه خود نيز به آن پاي بند نيست وفقط چماقي برعليه ايران ساخته است . بلافاصله بعد از فروپاشي از مردم سوال مي كردند كه ايا مايلند به ايران بپيوندند يا درچارچوب روسيه باقي بمانند ويا حالت استقلال داشته باشند. آنها هرگز تمايلي به ادامه وابستگي به روسيه بخاطر كشتارهاي عجيب وسرسام اورشان از ملتهاي مسلمان نبوده وراي نخواهند دادوتنها دوراه باقي مي ماند كه آنها به ايران بيشتر تمايل داشتند بررسي هاي ميداني نشان ميدهد اگر سرنيزه هاي ارتش ظاهرا منحل شده سرخ از سر آنان برداشته شود تنها ايران را ملجا وپناهگاه خود ميدانند هم اكنون به اعتراف تمامي ناظران سياسي در جمهوريهاي تازه استقلال يافته شوروي سابق از هر 5 نفر دونفر پليس هستند ودونفر زنداني ويك نفرهم خبر چين پليس ! زندانيان سياسي بدترين وضع كشته ميشوند واثري از آنها باقي نميماند تا صليب سرخ يا ديگري بيايد ودفاعي بكند. پليسها در همه چا حضور دارند وكمترين تحرك ايراندوستانه را سركوب مي كنند ومراكزي را كه ايرانيان رفت وآمد دارند به ماموران كا گ ب مسلح نموده اند وهيچ پرنده اي حق پرواز ندارد مگر اينكه عضو ارتش سري باشد.
البته ايران از حالت سومي هم استقبال بايد بكند وآن اينكه جمهوريهاي 16 گانه حالت استقلال خودرا بصورت فدرال حفظ كرده وجزو فدراسيون ايران شوند. چرا كه ايران احمقانه هزينه چنين كاري را مي پردازد ولي از سود ان دست شسته است ! اگر شوروي فروپاشيده شده بايد مايملك آن نيز بين 17 كشور تقسيم شود ولي مي بينيم ايران تمامي زمينهاي شوروي سابق براي سفارت وغيره را به يكي از آنها واگذار ميكند وبراي الباقي زمين تخصيص ميدهد! يعني بيخود وبي جهت 16 پاره از زمين كشورمان آنهم در بهترين نقطه هاي تهران از ايران جداشده به كشورهاي همسود داده ميشود واين لبتداي فروش ايران بود بعدها تحت عنوان مناطق آزاد نقاط حاصلخيز ديگري هم به اينها وبه اعراب فروخته شد.
در حاليكه اسراييليان بدون پرداخت پول تمامي زمينهاي حاصلخيز اعراب را درعراق وتركهارا رد قفقاز وآسياي ميانه صاحب ميشوند ايران هم در قالب نوعدوستي با يك حركت خاله خرسي اينگونه سرزمينهايش را به اعراب در جنوب اعضا كاگ ب در شمال هديه ميدهد.
آنهاییکه نامهای دیگری بر دریای مازندران می گذارند ومیخواهند آنرا بفروشند بیدار باشند که هنوز کسانیکه خلیج را همیشه فارس میخواستند زنده وپابرجاهستند خاینانی که جلوی پیوستن جمهوری های سابق ایران را دعوت از گدایان نامیدند بدانند که بزودی نامشان فاش خواهد شد ونباید در مذاکرات به سهم ۳ درصدی ایران رای بدهند.! آنها می گویند آب شور است وبدرد وضو گرفتن هم نمی خورد پس بدهم به همان کمونیست هاهنر ایستا! وهنرپویا
هنر ایران چه در داخل مرزها و چه در داخل مرزها دچار تثبیت شده و در یک برهه زمانی خاص ماندگاری پیدا نموده . همه فیلمها در کپی برداری از فیلم فارسی و همه آهنگها و سرود ها در کپی برداری از حمیرا و مهستی . فیلمهای خارجی هم در دوران های سال 1960 ونیز همه تحلیلهای اقتصادی در 1357 با عنوانهای توسعه نیافته وغیره تثبیت شده و افکار بسیاری از افراد مخصوصا افرادی در همان زمان متوقف شده است وهرنوع پیشرفتی را اساسا منکر میشوند و تواناییهای جوانان را نادیده می گیرند. استاد باران کمالی خواننده مردمی که شعرهای اجتماعی او این روزها فراوان در مورد واکسی و دختر گلفروش و غیره است میگوید: آنهاییکه در خارج ماندند از پیشرفتهای موسیقی در داخل خبر ندارند و آنهایی هم که در داخل هستند به امید همان خارجیها هیچ نوع تحرکی را در زمینه هنر نمی پذیرند. ما به صراحت می بینیم سینمای فارسی مهرجویی که برگرفته از شهرآشوب وایپسن آشوبگر است دستمایه تمام فیلمهای کوچه بازاری است که به شکل فمینیستی کور مطرح میشود و در تئاتر و سینما همچنان تاثیر گذار است. و یا در تمامی اشکال خوانندگی و نوازندگی و سرود فقط پاپ 1356 داریوش وغیره پاپ محسوب می شود. -
Islamic economy is the only way for U.S people.
@ 2008-07-27 – 19:22:49
Islamic economy is the only way for U.S people.
There are many encomiasts in U.S.A and they tell much theory, but what is the result except a bankrupt nation?
1000 trillion dollar debt and 1000 trillion dollar deficit in budget and 1000 trillion dollars expensive in Iraqi war is the result of free economy, and capitalism theory. Communism theory is obvious that this: all country in communism area went to the death. So we have not any hope to communism or imperialism in new world. They died in century before 20! New age need new method in life and economy. All foundation that belongs to century 20 must go! And it is the legal and logic that they went out and close! All big companies and corporations and even all assets that they have will be old. Old people and old equipment have not any benefit.
New age need new and young people as the Ahmadi Negad or Obama or Nasrollah. They are young and can understand what people in new century wanted! The Mac kin or the Bush and so on though in 1960s and they not believe that the world change. New people need new foundations as Iranian do. They need family credit institutions.
One grand father or grand mother can invited her son and girls and pay them a share. They can have an account and save her income near her family they need not to pay money to Banks and them not need to pay tax. They established new relations that Holy Koran said: Gharz- ol- hasane. In this system all people collected her income and then can pay loan together for ten month. These systems have not any benefit and al them can give. -
What is different between Iran and Israel?
@ 2008-07-26 – 17:09:05
Many people thought that Iran is as Israel and others say that Iranian is the Arabs! Iranian not Arab and not Israeli but they are the big nation that have many years civilization. Since the Human being began they lived in Iran and they have all industry and handicrafts. The ancient things that find in Iran show that Iranian have at least 15000 years history and all people distributed from here. Depended on these search all prophets born in Iran and then went to Arabia or Palestine. Like Abraham that burn in Iran and send her son to Arabs and one of them went to Palestine and Egypt.
Today is many different between Israeli and Iranian in U.S.A:
At first Iranian bring much money to America especially after revolution by Reza Shah and her friend. In opposite the Israel give much money from treasury funds and people to send the Israel. All president afraid from terror and confirm these aids! They thought the life is near the Zionist and they kill like Kennedy soon!
Secondary Iranian is the best mangers to all trade and commercial. They work hard for American company and offices. As we know they are very strong in computer and internet or sky science. But the Israelian change all American as slave for Zionists. All American must do all thing the Israel say, if not they kill easy by drug, gun and traffic accidents! Or they tell he kill her self.
Another is that Iranian are very good prestige and study very hard they are more than other people in U.S. college and universities. The best medicinal and technician and financials are Iranian. But the Zionist and Jewish wanted only money and benefit and they tell the best income is in the drug and opium and gun. They kill people by gun and today we know that more than 50% of U.S.A people are in prison or they consume the drug.
The Israeli recognize only money and do all thing for achieve. Even they kill Shiite and all people in all around the world
There are much different between Israeli or Arabs by Iranian in U.S.A Iranian have 1000 trillions dollar money in U.S.A and they supported the science and ethics. The Obama is an Iranian original from the Bushehr city, we hope that he not forgot her origin and not sale them to Israeli! -
كرايه تاكسي در پارس آباد 250ريال است !
@ 2008-07-22 – 15:46:20
همه جمع شدند درتهران وهي داد گراني ميزنند در پارس آباد مغان همه چيز ارزان وفراوان وجا براي همه است ! گرچه برخي از متعصبين ترك اخيرا تاريخ جعل كرده وزبان فارسي را يك لهجه اي از تركي ميدانند وكلماتي مثل آذر آبادگان يا همين پلرس آباد وحتي مغان را تركي ميدانند ولي اين تعصبهاي كور مانع از جذب گردشگر يا مهاجر نيست ومردم آنجا مهربانتر از هميشه با مهمانان ومهاجران برخورد ميكنند!
-
درياي خزر را به اسراييليها واگذار نكنيد!
@ 2008-07-22 – 15:43:42
در قبل از فروپاشي طبق عرف بين المللي درياي خزر بين ايران وشوروي بالمنافصه تقسيم شده وسهم ايران 50 درصد بود حالا بعد از فروپاشي آنها بايد بيايند وسهم ضوروي را تقسيم كنند نه سهم ايران را واين از نقشه هاي اسراييل است چون اسراييل تمام زمينهاي آذربايجان را خريده ولذا هرسهمي هم از ديا بدست آورد براي اسراييل خواهد بود!
-
Obama not need any drug incomes!
@ 2008-07-20 – 05:37:36
Obama not need any drug incomes!
Many people thought that the Obama nee dirty money for her work. But he is Shiite and the income of the drug is unlucky and dirty money may not help him as the Bush can't.
Afghanistan is the Muslim country and they have not any way to the sea and they have not any income from oil and so on. They need that work in earth and farms. But the Bush imposed them to work in drug and opium and sale them to the U.S.A by air force. Today more than 50% from people and young's consume the drug and they will died soon and all young people that they must go to U.S force or to the university they are not exist. Iranian stopped the export and transits the opium from Afghanistan but they are alone and U.S force help the Afghanian to distributed the drug by aero plane. The Bush thought it is a trade and commercial. But we saw that it killed all young's in all around the world. Obama must stopped the drug distribution and it is only way to quit the U.S. force from Afghanistan. He must know that Zionist wanted only money and must of people are poor in U.S.A and Afghanistan. And they must kill in order of Zionist!Obama not need any dog!
The dog is symbol for uncertainly to human being. When the gold quest went to U.S.A from Europe, They have not any certain to her friends and all workers that the work in the gold field and mine. They do not legal at first. So they can not to call any for help. After that they can submit her mines they consider new criminal: they treachery together. At first all emigrants are friend and colleague. This is only in the first of work. When they find the gold, they to change a big enemy for together. So they began o kill and remain and below only one and her new friends: dogs! This is the real history of dog story in U.S.A
Obama know this and he was a Shiite, he loves the people better than dogs. He Know that the dog is unlucky and distribute all sickness and illness. He tells all money that I wanted to pay the dog; it is better that buy food and sent for poor people and homeless. -
قبول قطعنامه 598 ضامن معتبر نداشت
@ 2008-07-18 – 06:08:11
قبول قطعنامه 598 ضامن معتبر نداشت
قطعنامه 598 بارها صادر شده بود وايران نيز آمادگي خودرا براي قبول ان اعلام نموده بود اما عوامل داخلي مانع از اعلام رسمي آن بودند. از جمله وقتي خرمشهر آزاد شد امام خميني صراحتا فرمودند ما به حق خود رسيده ايم وجنگ نبايد ادامه يابد ولي برخي فرماندهان بحضور رسيدند وايشان را تحت فشار قراردادند تا جنگ را ادامه دهد ولي بعداز 7 سال بدون نتيجه به سرجاي اول خود بازگشتند امام خميني ره اين بار براي جلوگيري از سفسطه هاي آنان فرمود كه من جام زهر(اضطلاح برگرفته از حرف همان آقايان ) را سرميكشم واين قطعنامه را ميپذيرم.
با پايان يافتن جنگ وباز گشت به مرزهاي بين المللي انتظار ميرفت كه براساس بندهاي قطعنامه ، خسارتهاي تحميلي علي ايران پرداخت خواهد شد وغرامت به ايران داده خواهد شد وليكن امريكا پيشدستي كرد وبا سرنگون كردن صدام بهانه دريافت غرامت را از ايران گرفت . وتاكنون ايران نه تنها موفق به دريافت يك سنت از غرامات خود نشده بلكه هزاران وبلكه ميليارده دلارهم تحت عنوان زيارت عتبات عاليات وطرحهاي عمراني در كربلا ونجف وسليمانيه واربيل پرداخت نموده است . همان كسانيكه قبلا مانع توقف جنگ بودند وهزاران كشته وميلياردها ريال خسارت براثر اصرار آنان به ايران ضرر وارد شد امروزه نيز نه تنها مانع گرفتن خسارت وغرامت ميشوند بلكه هرچه ثروت دارند در انسوي مرزها منافع خودرا جستجو ميكنند ودر اربيل وسليمانيه سرمايه گذاري ميكنند وطرحهاي عمراني اجرا ميكنند تاجاييكه اكنون اين شهرها به شهرهاي رويايي تبديل شده ومدرنيته درآن كاملا بچشم ميخورد همينها وقتي همين طرحهاي عمراني را درايران ميخواهند ديگران اجرا كنند دادو فرياد برميدارند كه اجراي طرحهاي عمراني باعث تورم وگراني ميشود! جبهه مردمي ايران اسلامي ضمن محكوم كردن اين قبيل حركات از دولت عراق وحاميان اشغالگر آنان مي خواهد اگر توانيي پرداخت را ندارند يك سر اين لوله هاي نفت خود را به ايران بفرستند وپول نگيرند وتمامي زايران را رايگان پذيرايي كنند وبه حساب اقساط آن بگذارند..تنهاراه نجات ملتها راه امام خميني است
پيروزيهاي پي درپي درلبنان نشان ميدهد كه استراتژي مبارزه فقط راه امام خميني است .
فرق بين لبنان وعراق دراين است كه عراق رهبري پير وبا گرايش به انگليسي دارد اما لبنان رهبر جوان باگرايش به امام خميني دارد
اگر ازابتدا اين رهبران دروغين در عراق خود را كنار مي كشيدند وامور را به جواناني چون مقتدا صدر واذار ميكردند مردم عراق اينهمه بدبختي نمي كشيدند وطومار آمريكايها هم همانموقع پيچيده شده بود چه بايد كرد كه حرص وطمع انان باعث شد در همان زمان اشغال عراق توسط انگليسها انها براي معالجه به انگليس بروند! اگر نميرفتند ومي مردند بهتراز اين بود كه الان انگليسيها شرف وناموس عراقيها را بر باد بدهند گرچه اموزه با صداي ضعيفي با اشغالگران مخالفت ميكنند ولي كسي اين مخالفتها را نمي پذيرد زيرا كه از كوزه همان برون تراود كه دراوست. چه انتظاري از مرجعتي كه اغاز مبارزه اش با اشغالگران با پناه بردن به دامان آنها بود؟
در تركيه نيز همينطور است رهبران جديد تركيه با استفاده از موج اسلامخواهي برروي كار امدند ولي هدف آنها سازش با اسراييل است وسفرهاي پي در پي آنان به اسراييل نشان ميدهد كه براي اسراييل بيش از مسلمانان ارزش قايل هستند. در حاليكه رييس جمهور به راحتي ميتواند دادگاه قانون اساسي را منحل كند اين كاررا نميكند وميگذارد آنها همچنان برعليه بانوان محجبه توطئه چيني كند. وهمچنان دست شركتهاي اسرايلي وآمريكايي بعنوان توريسم باز است تا منابع ملي ونيروي انساني را نابود كنند. واكنون كه به كشورهاي همسايه نگاه ميكنيم ميبينيم كه مردم همگي دوستدار امام خميني هستند ولي رهبران تحميلي باعث وابستگي آنان به قدرتهاي پوشالي سابق است -
جریمه علاقمندان به گردشگری
@ 2008-07-17 – 06:18:33
جریمه علاقمندان به گردشگری
خيلي عجيب است كه از يكسو ميگويند توسعه گردشگري واز سوي ديگر از تمام مسافران غلاقمند به ورود وخروج از ايران پول مي گيرند!
وقتي نخجوان ميروي آنها هيچ چي مي گيرند ولي ايران 50000ريال خروجي مي گيرد ووقتي انها ميخواهند به ايران بيايند بايد سي هزار تومان بدهند! جالب است كه افغانستان از همه بيانگان 22هزار تومان ميگيرد ولي از ايرانيان به پاس احترام از نگهداري آوراگان هشتاد هزار تومان آنهم به دلار!فرصتهارا به به تهديدها تبديل كرده اند!
طوفان شن در زابل سيستان يك اعلام حمايت از طرحهاي عمراني است ولي كسي از آن سردر نمي آورد ! همه اين شن ها وماسه هاي بادي براي طرحهاي عمراني بسيار مفيد است ولي متاسفانه تداركاتچي ها براي خوشگذراني حاضرند گران بخرند ولي در شمال باشند! پيشنهاد اين است كه يكصد كاميون به صف بايستند وشن ها را به طرحهاي عمراني مجاني منتقل نمايند تا هم طرحها از داشتن شن وماسه به كفايت وارزاني برسند وهم طوفان شن اتفاق نيافتد فقط بايد ّا اقا دايي خداحافظي كنند همين !تورهاي اداري و مالي (204)
دانشگاهها و مدارس تعطيل ميشود و بيش از 18 ميليون نوجوان وجوان راهي كوچهها و خيابانها ميشوند. آيا براي اينها فكري شده است؟ به نظر ميرسد اينها سه دستهاند: يك دسته كه پدر و مادر ثروتمند دارند لذا سفرهاي خارج و داخل و ويلاهاي شمال شهر و شمال كشور و دبي و سه بي! و غيره و يا حداقل كلاسهاي زبان و موسيقي ميروند تا آمادگي پريدن به آن طرف را پيدا كنند!
دسته دوم برعكس يا پدر ومادر ندارند يا پدر و مادرشان آنقدر فقيرند كه اوقات فراغت را اصلاً نميفهمند خوردني است يا پوشيدني و اين نوجوانان و يا جوانان بايد بروند دنبال كار تا لقمه ناني به دست آورند و زندگي خود را ادامه دهند و اگر ميخواهند ادامه درس بدهند و يا ادامه زندگي... گرچه بالاترين تفريح كار است، ولي كودكان كار هرگز از كار، تفريح را نميفهمند زيرا با پس گردنيها ي اوستايشان يا بايد هرروز صبح عليالطلوع بروند و شام برگردند و يا اينكه از ترس اخراج شدن، تن به بيگاري بدهند ومجاني كار كنند و فكر تفريح و ورزش و اوقات فراغت براي آنان يك رويا و خيالي بيشتر نيست.
ميماند دستهي سوم كه طبقه متوسط هستند و ميمانند كه چه كنند؟ نه پول دارند كه به ويلاهايشان بروند و نه آنقدر فقيرند كه بچههايشان را به بيگاري بفرستند. اينها عدهاي از بچههايشان به مدرسه ميروند تا در 16 هزا ر پايگاه تابستاني نامنويسي كنند ولي برخي نيز اصلاً نميخواهند ديگر روي مدرسه را ببينند كه شايد سازمان تبليغات اسلامي و يا بسيج و يا ادارات پدرانشان اين ذهنيت آنان را خوانده و جداگانه برايشان تفريحاتي را تدارك ديدهاند. حفظ قرآن وآموزش آن از مهمترين برنامههايي است كه تمامي اين مراكز براي خود دارند. و اين البته به آن معني است كه باز هم بار سنگين تعليم و تربيت را به دوش خداوند مياندازيم كه خودش اينها را آفريده خودش هم تحويل بگيرد! و البته نتيجه بدي هم نداده زيرا« من قراء القران و هو شاب مؤمن اختلط القران بلحمه و دمه»: اگر كسي قرآن بخواند و او نوجوان مؤمني باشد، قران با خون و گوشت او آميخته ميشود و موفقترين آموزشها در تمام كشورهاي اسلامي همين آموزش قرآن است كه بخش اعظمي از اوقات فراغت آنان را براي يادگيري و حفظ پر ميكند. در كشورهاي غير اسلامي هم باز ترجيح ميدهند از كليسا يا كنيسه و يا حتي معبد براي اين كار استفاده كنند زيرا ارزانترين و مؤثرترين روش براي آموزشهاي خارج از دبستان است. بخش مهم بعد از آموزش قرآن، آموزشهاي علمي و كلاسيك است كه براي بسياري از دانشآموزان جاذبه اختياري و براي برخي جاذبه اجباري دارد. آنها كه دوست دارند زودتر بزرگ شوند و به كلاسهاي بالاتر بروند، جاذبهشان اختياري و برعكس، آنهاييكه دوست ندارند بزرگ شوند و به كلاسهاي بالاتر بروند، جاذبههايشان اجباري است و به زور پدر ومادرشان به اين كلاسهاي تقويتي يا تجديدي ميروند.
اما مهم اين است كه آيا اين كلاسها هم مجاني هستند يا داراي شهريه؟ اينكه شهريه نداشته باشد، براي همه خوبست؛ گرچه عدهاي معتقدند هرچيز رايگان باشد بي ارزش است و بايد براي خالي نبودن عريضه، يك حداقلي هم بگيرند ولي اگر اين حداقل به حداكثر برود مكن است براي برخي بهتر باشد چون تعداد كمتري ميتوانند شركت كنند و اين به نفع دهك بالاي اين طبقه متوسط است و به اصطلاح كساني ميتوانند در اين كلاسها شركت نمايند كه دستشان به دهنشان ميرسد و اينها هم يا جيب پدر ومادر را خالي ميكنند و يا از خيرش ميگذرند.
اما همه اينها موقعي جواب ميدهد كه در كنارش يك استخر و اردويي هم باشد و يا زمين بازي و ورزش هم داشته باشد. لذا هر دو مورد در قانون اساسي ديده شده است. آموزش رايگان است و در اصل سوم هم ورزش رايگان را براي همه پيشبيني كردهاند و لذا ديد درآمدي داشتن براي اينگونه فعاليتهاي فوق برنامه اشتباه است. گرچه حتي يك ريال هم درآمد براي مدارس اهميت زيادي دارد كه آنان ناچارند در اين راه حركت نمايند. اما نميتوان سياست كلي را براين مبنا پايهگذاري نمود. لذا بايد گفت كه اگر 18 ميليون را به ده قسمت نماييم همتراز با كل جامعه دو دهك بالا و دو دهك پايين و60 درصد بقيه متوسط هستند و لهذا ورود20 درصد آنان به بازار كار غير قابل اجتناب است و20 درصد دهك بالا هم برنامه گردشگريشان حتمي است و تنها 60 درصد امكان حضور در طرحهاي دولتي را دارند و اين 60 درصد با توجه به بودجههاي پراكنده ممكن است نتوانند كاملاً پوشش داشته باشند و بهترين راه هماهنگي ارگانهاست. يعني اگر آموزش و پروش و يا شهرداري و يا هر ارگان ديگري بخواهد بدون هماهنگي و فقط در حيطه خود عمل كنند، موازيكاريها مانع به كارگيري همه امكانات ميشود. مثلاً آموزش و پرورش بخواهد وسيله نقليه تهيه كند، ممكن است از لحاظ فني نتواند آنها را ساپورت كند و يا شهرداري نتواند نيروي كافي براي آموزش آنان داشته باشد اما هنگاميكه تعميم در نظر باشد و همه در آن منظور شوند، بودجه آن نيز از بودجههاي كل ادارات منظور خواهد شد. اكنون قسمتهاي فرهنگي شهرداري بقدري بودجه دارند كه غالباً براي اينكه برگشت نخورد، به اسراف كاري روي ميآورند در حاليكه مثلاً كل گردشگري ايران فقط 500 ميليون تومان بودجه يكسالهاش است. ميتوان به طور قطع گفت كه برنامهريزي اوقات فراغت نبايد در اختيار وزارت آموزش وپرورش تنها باشد يا فقط در اختيار شهرداري شايد در يك شوراي مهمي كه اساس آن گردشگري و اكو توريسم باشد، بهتر باشد و يا زير نظر وزارت كشاورزي باشد، بهتر باشد زيرا حدود 50 درصد محصولات در فاصله برداشت تا مصرف از بين ميرود و همين امر ميتواند بودجه اوقات فراغت را تأمين كند. برداشت محصولات مخصوصاً در ايام تابستان هم كار است و هم تفريح و هم باعث توريسم، طبيعي ميشود و درآمد زاهم هست. مثلاً اگر روزي تمام دانشآموزان به شمال كشور دعوت شوند و درختان پرتقال و نارنگي و كيوي مورد حمايت قرار ميگيرند و ديگر شاهد پلاسيدن اين ميوهها در كنار خيابانها و باغات نخواهيم بود. حداقل آن است كه دانشآموزان آن را خودشان ميخورند! و اگر سير شدند، در سبدها ميريزند و براي فاميلهايشان ميفرستند. يا دانشآموزان تهراني يك روز دعوت شوند به اروميه ديگر سيبي پاي درختها در تمامي باغها ديده ميشود؟ اگر روزي اهالي ميناب يا بوشهر و حاجيآباد، بچههاي اصفهاني را دعوت كنند آيا ليموترشي روي زمين ميافتاد. اين است كه بايد همه دستگاهها با بودجه كافي به ميدان بيايند و همه چيز براي جوانان رايگان باشد و بعد از انجام اين تعطيلات نيز بازدهي لازم مالي را داشته باشد تا بودجه را به جاي خود برگرداند.تور كار يا Work Tourism
پيشنهاد اصلي اين مطلب، تور كار است. دراين روش هم گردش وسياحت است و هم تجارت و توليد و درآمد. ابتدا بايد كشور را به چند قطب صنعتي وكشاورزي و يا خدماتي تقسيم كرد. مثلاً ممكن است مناطق ويژه اقتصادي به كار خدماتي از قبيل ترخيص وحمل و ترابري و واردات و صادرات و تخليه و بارگيري بيشتر نياز داشته باشند، لذا اين مناطق به عنوان قطبهاي خدماتي معرفي شوند و روستاها غالباً زمينه كشاورزي دارند و اگر مراتعي داشته باشند، دامداري معرفي خواهند شد. درياها مناطق صيد آبزيان و شهركهاي صنعتي و شهرهاي بزرگ نيز به عنوان قطب صنعتي منظور شوند. اين قطبها براي نيروي انساني مورد نياز خود در فصل تابستان برنامهريزي كنند و سپس آن را به مراكز كاريابي يا جهادهاي روستايي و شهري اعلام نمايند.
براي فعالتر كردن اين بخش ميتوان دستمزدهاي پايين را به عنوان عامل برتر يا مزيت نسبي آن اعلام نمود. كليه مدارس هم آمادگي تبديل به خوابگاه شبانهروزي را داشته باشند و براي انجام همه اين امور از خود دانشآموزان استفاده شود تاهم هزينه كمتري داشته و هم برنامهريزي با تعهد و علاقه لازم انجام شود. سازمان ملي جوانان و سازمانهاي دانشجويي و دانشآموزي ميتوانند منبع نيروي انساني مناسبي براي طراحي و اجراي اين طرح باشند. كارخانجات موظف باشند دراين ايام سه شيفته كار كنند و طرحهاي عمراني دولت هم طول پروژه خود را به يك سوم تقليل دهند. تا بدينوسيله نياز به نيروي كار به طور طبيعي ايجاد شود.
تجربه دولت و سازمانهاي دولتي و جمعيتهاي مردمي دراين زمينه بسيار زياد است. از زمان قبل از انقلاب اسلامي كه اردوهاي تابستاني كار بوده و در دوران انقلاب اسلامي كه به فرمان امام خميني، جهاد سازندگي ايجاد شد. نيروهاي پيشاهنگ يا جوانان هلال احمر در گذشته و بسيح درامروز همه و همه تجربهاندوزي خوبي است. سفرهاي تابستاني و مخصوصاً سازماندهي سال گذشته سفرهاي نوروزي با ايجاد ستاد گردشگري توانسته بود تا 70 ميليون مسافر را ساماندهي نمايد.توزيع نيروي كار رايگان يا كم هزينه
با اعلام آمادگي كليه مزارع وكارخانجات و سازمانها و شركتها، توزيع نيرو آغاز ميشود. ابتدا بايد سعي كرد كه نقاطي كه تقاضاي بيشتري داشتهاند پوشش داده شوند. اين امر به لحاظ روند كاري و ايجاد روحيه و وجدان كاري بسيار مهم است زيرا تمركز بر مكانهاي كم اهميت نه برد تبليغاتي دارد و نه در كاهش هزينه مؤثراست. مثلاً وقتي فولاد خوزستان يا ذوبآهن اصفهان يا نورد اهواز اعلام كند كه انبارگرداني دارد؛ خواهيد ديد كه به تعداد زيادي كارآموز نياز دارد. اين امر از چندين جهت به نفع آنهاست زيرا انبارگرداني در طول تمامي دوران توليد به خوبي انجام نميشود و معمولاً بسياري از اموال به زيان اين شركتها يا ثبت نميشوند و يا درجات و طبقات مناسب دريافت نميكنند. مثلاً كالاهاي درجه يك به علت كم حوصلگي و نداشتن فرصت و نيروي لازم به دور انداخته و يا جزو ضايعات شمرده ميشوند. بنده به جرأت ميتوانم بگويم هنوز دولت و شركتهاي دولتي از داراييهاي خود خبر ندارند و با تجربه سي ساله خود در امور حسابرسي و حسابداري؛ ميتوانم بگويم همه سيستمهاي انبارداري چيزي جز تخيلات حسابداران نيست! هميشه مغايرتهاي موجودي كالا بسيار زياد و غير قابل جمعآوري است. در خصوص اموال دولتي كه اصلاً جاي بحث نيست زيرا دولت از صورت ريز حتي يك اتاق كوچك بيخبر است. صبح كه صورتبرداري ميكنند، شب همه آنها بر هم ميخورد! و تازه سيستم حسابداري دولتي اين اجازه را نميدهد كه سرجمعدار اموال، درست كار كند زيرا چيزي به نام دارايي و يا اموال وجود ندارد. در سيستم مالي دولت، هرچيزي خريداري ميشود، هزينه است! و لذا در ترازنامه منعكس نميشود و مقامات از ارزش ريالي يا تعدادي آنها خبر ندارند و اگر خيلي فشار بياورند، دو روز رونويسي ميشود و بعد هم فراموش ميشود و به محض سؤال مجدد؛ دوباره دو روز قلمها به كار ميافتد و همه اينها تعطيل ميشود و زمينه فساد اداري و مالي در ارگانهاي دولتي همين است. مثلاً ستاد اجرايي ميفرستدكه برويد بينيد اين خانه صاحب دارد يا نه. مأمور ميرود و وقتي از آن خوشش ميآيد، خودش مينشيند و گزارش ميدهد كه چنين ملكي وجود ندارد و آدرس مثلاً اشتباه است! و دانشآموزان و لشكر جوان و پرانرژي ميتواند جلوي اين اسرافكاريها رابگيرد و تابستاني پرماجرا و درآمد زا را داشته باشد
-
خازج از كشوربا ده هزارتومان !
@ 2008-07-12 – 17:16:36
خازج از كشوربا ده هزارتومان !
ممقلي كه بتازگي از خارج از كشور آمده ميگويد اينهمه آدمها هي آرزوي خارج از كشور دارند يعني ده هزار تومان پول هم ندارند؟ از تهران تا ماكو يا هاديشهر بروي سه هزار ودويست تومان از آنجاهو دويست پنجاه تومان ميدهي با سواري ميروي جلفا يا بازرگان وبعد 5هزار تومان خروجي ميدهي ميروي تركيه يا نخجوان يا ارمنستان و.. خوب تمام شد شما خارج رفتيد حالا چكار مي كنيد ميخواهي برگردي ؟ نه كمي گردش كن بعد!
مثلا برو نخجوان آنجا همه قلبشان براي ايران مي تپد همه ماهوارهها رو به ايران است ! اما ديسيپلين نظامي باقي مانده از كمونيستها اجازه نميدهد هنوز هم نماز بخواني ومسجد بزرگ فاطمه الزهرا فقط با ده نفر نمازجماعت است ودر ميان موزه ها وكتابخانه ها هم هرچي آثار ايراني است نيست ونابود شده قنسول فرهنگي ايران هم جز ويزا صادر كردن براي خانمها كار ديگري ندارد! البته اگر برورو داشته باشند آنها را صدا ميزنند وكارشان را زودتر انجام ميدهند وبجاي اينكه به آنان بگويند به ايران مياييد حجابتان را رعايت كنيد ميگويند باشو باس ! كه در اينصورت وزارت امورخارجه بايد بيشتر روي اين افراد نظارت داشته وحراست به وظيفه خود عمل نمايد مثلا در حاليكه همه جا عكس حيدر علي لف ميدرخشد حتي در صفارت ايران اثري از امام خميني نيست وبراي خالي نبودن عريضه مجسمه كوچكي از شهريار گذاشته شده است. بعد از سي سال از انقلاب اسلامي هنوز برخي از ايرانيها فكر ميكنند نخجوان مركز فساد است ! يكي از آنها كه جو گير شده بود آمد ديد هيچ خبري نيست خودش مشروبات گير آورد وخورد ولباسش را درآورد به خيابان رفت ! نتيجه پليس اورا گرفت وهتلدار هم اورا جريمه واخراج نمود!
كلمه نخجوان با اينكه ايراني وپارسي است در ويكيدا بنام ارمني ترجمه شده وهمينطور بسياري از كلمات پارسي در نامگذاريها به زبانهاي ديگر مصادره شده وكسي نيست به اين مصادره ها جواب درستي بدهد.
در نخجوان تبريز را بزرگتر از تهران ميدانند وانهم علتش اين استكه هتل تبريز در آنجا بزرگ وبي نظير است ولي هتل تهران خراب وآماده فروش !
در حاليكه مردم نخج.وان معتقدند آذربايجان يك كشور خارجي است وكنسول دارد ايرانيها ميگفتند ان وزارت خارجه نخجوان است ! وبا اينكه قرارداد 99 ساله تمام شده وبا اينكه ما شنيديم كه غلي اف آنرا واگذار به ايران نموده بود ولي ايرانيها قبول نكردند! -
هاشمي رفسنجاني عامل نلخود آگاه تخريب اماكن مقدسه !
@ 2008-07-11 – 12:16:56
هاشمي رفسنجاني عامل نلخود آگاه تخريب اماكن مقدسه !
هاشمي رفسنجاني در نمازجمعه اعلام كرد ومثل هميشه آنرا يكي از افتخارات خود دانست كه كه با ملك عبدالله رفيق است وقرار است امور شيعيان را اصلاح كند ولي نه تنها امور شيعيان اصلاح نشد بلكه بر عكس وضع انها پيچيده تر شد والان تعداد زندانيان ايراني در عربستان به تعداد بالايي رسيده است . اكنون سيستم اطلاعاتي عربستان از روش ساواك ايران استفاده ميكند در گذشته مثلا يك نفر را بعنوان انقلابي معرفي ميكردند واورا در درون دسته هاي انقلاب مي انداختند وبه وسيله او بقيه را شناسايي واز بين ميردند. اكنون نيز در تمامي حركتهاي هاشمي نسبت به عربستان همين امر مشهود است ايشان ميرود ونقطه هاي مورد نظر شيعيان را بيان ميكند وآنها هم همان نقاط را مورد حمله قرار ميدهند پس از بازديد ايشان از فدك چه در گذشته وچه اين سال همه كساني كه مبارز وانقلابي بودند شناسايي ودستگير شدند . همه مناطق مورد احترام شيعه كه توسط ايشان تعيين شده بود تخريب وبعنوان باز سازي بر روي آنها هتل ساختند ...آيا هنوز شكي وجود دارد كه ايشان سركرده وهابيون باشند؟ در حالت خوشبينانه ايشان نا آگاه طعمه وهابيون هستند ودر حالت بدبينانه .. -
نقش ايرانيان در اقتصاد امريكا
@ 2008-07-10 – 08:28:28
نقش ايرانيان در اقتصاد امريكا
ديدگاهاي ذليلانه در مورد امريكا وبرخورد منفعلانه با اين موضوع باعث شده تا يك تحول عظيم در تاريخ معاصر ناديده گرفته شود و آن نقش ايرانيان در تحولات اقتصادي و اجتماعي وحتي سياسي نظامي امريكاست. اخيراً يكي از كانديداهاي رياست جمهوري كه احتمال زيادي دارد در انتخابات پيروز ميدان باشد؛ مشخص شده كه ايرانيالاصل و از مهاجران ايراني ميباشد. نگاه مخالف به اين موضوع نشان ميدهد كه تاچه حد در مورد ايرانيان در امريكا و نقش واهميت آنان غفلت شده و يا حتي لاپوشاني شده است. اينكه همه ميدانند كه امريكا كشوري با اصليت و اهليت نبوده و همهي مردم آن بجز سرخپوستان، مهاجريني هستند كه تقريباً از سراسر جهان به آنجا رفتهاند همه چيز را محتمل ميكند. يعني مثلاً در حالت نرمال به علت نزديكي راه، اسپانياييها بيشتر و بعد انگليسيها و فرانسويها و آلمانيها باشند و اما از لحاظ اهميت و نقش آنان، چين و هند و ايران بيشترين نقش را در اقتصاد و تحولات آن داشته و دارند. انگليسيها بنابر ذات فريبكارانه خود در قاون اساسي راه را براي خود باز كردهاند ولي به هرحال ديگران نيز سهم خود را داشتهاند و قابل تكذيب نيست. سياهپوستان گرچه جزو بردهها بوده و به عنوان كارگر به آنجا برده ميشدند، ولي همين فعاليت آنان در كارهاي سخت باعث شده كه امروز امريكا به آنان محتاج باشد و مجبور باشد راه پيشرفت آنان را هموار كند. وزير دفاع امريكا كه سياهپوست بود و اكنون هم كه وزير خارجه آن يك زن دورگه است، نشان از اهميت و نقش آنان در جامعه امريكا دارد. امروزه تمام عرصههاي هنري در اختيار سياهپوستان هست وبسياري از فيلمها با مشاركت آنان ساخته ميشود و ظلمهايي كه در گذشته به سياهپوستان ميشده را برملا ميكند و اين امر باعث ميشود اولاً نقش سياهپوستان برجستهتر شود و از سوي ديگر، براي اينكه امريكاييها نشان دهند كه از كرده خود پشيمانند، مجبورند هرروز امتياز بيشتري بدهند.
اينكه چرا سرخپوستان نتوانستند مانند سياهپوستان نقش آفريني كنند، فقط به دليل افراط در قوميتگرايي بود. يعني اگر از ابتدا حاضر به پذيرش تمدن ميشدند، اينهمه آزار واذيت نميديدند. چه بسا بسياري از اين آزار و اذيتها از درون خود سرخپوستها منشا ميگرفت زيرا جوانان آنها مايل نبودند مانند پدرانشان چشم بر تمدن وپيشرفت بپوشند و لذا تفرقه و جدايي بين آنها ميافتاد. نمونه اين حركت در امريكاي جنوبي ديده ميشود. آنها كه تمدن را پذيرفتند، الآن به راحتي در مقابل امريكا ميايستند وحياط خلوت او را تبديل به اتاق وحشت كردهاند؛ زيرا ميتوانند به تكنولوژي مسلح شوند و نيازي به كارشناسان امريكايي نداشته باشند و حتي در صورت كمبود تخصص، ميدانند كه از ايران يا كشورهاي ديگر چگونه استفاده كنند و استقلال خود را توسعه ببخشند. در حاليكه سرخپوستان داخل امريكا اغلب به تبديل قوميت خود رأي داده و در سفيد پوستان منحل شدند. چه بسا كساني از سرخپوستان در مقامات بالا باشند كه خودشان تمايلي به اعلام اصالت خود نيستند. چيزي كه در سياهپوستان نه امكانپذير است و نه پيگيري ميشود. ايرانيان نيز اين حالت را دارند اغلب براي فرار از قوميت خود كه تكنولوژي را نپذيرفته بودند، به امريكا پناهنده ميشدند وخود را در سفيدپوستان مستحيل ميكردند و براي اين كار مشكلي نداشتند زيرا از لحاظ طبيعي و بدني به آساني قابل تبديل به يك امريكايي بودند و فقط موهاي سياه آنان ممكن بود لو برود كه آن هم با رنگ مو قابل حل بود. لهجه وگفتگو اولين چيزي بود كه فراموش ميشد. اولين ايرانياني كه به امريكا رفتند، غالباً از مسيرهايي ديگر راهي شدند زيرا امكان پرواز مستقيم به لحاظ امكانات نبود. بعدها كه امريكاييها در ايران پايگاهي يافتند، مهاجرتها افزايش يافت و مخصوصاً از سوي دولت براي آموزشهاي نظامي و اداري اين امر به سرعت پيگيري شد. يادگيري زبان انگليسي، آن هم بالهجه امريكايي به عهده انجمن دوستي ايران و امريكا كه اكنون محل ساختمان مركزي كانون پرورش فكري كودكان و نوجوان است محول شد و آموزشهاي اقتصادي و مديريتي به مركز مطالعات مديريت ايران كه اكنون دانشگاه امام صادق است. در ايران نيز كليه مراكز نظامي براي امريكاييان باز بود و مخصوصاً در مناطق نظامي، مراكز بهخصوصي داشتند تا ايرانيها نتوانند فناوري را از آنان ياد بگيرند و اگر كسي هم ياد ميگرفت، يا نابود ميشد و يا با تمسخر او را از ميدان به در ميكردند. خريد سهام شركتهاي امريكايي از زماني شروع شد كه نفت ايران در دهه 50 با قيمت خوبي مواحه شد. امريكا باتشكيل اوپك، مديريت نفت را به دست گرفت و براي اينكه ثابت كند اين تمركز به نفع ملتهاست، براي مدتي نفت را با قيمت بالايي خريد اما درمقابل پول نداد بلكه مانند عصر حجر به كالي به كالي روي آورد وگفت بايد از من كالا بخريد. هنوز هم دولتمردان ما تصور ميكنند بايد پول نفت را كالا خريد! يعني اقتصاد دانان با شگرد خاصي در مغز اينان فرو كردهاند كه نبايد دلارهاي نفتي به داخل بيايد، بلكه بايد در همانجا خرج شود! و لذا خريدهاي سنگين از اروپا و امريكا آغاز شد. به طوريكه حتي اروپا و امريكا نفت را پيش خريد كردند و براي اين كار بورس راهاندازي شد تا اپك و اعضاي آن بتوانند براي خريد يا خوشگذراني حتي نفت استخراج نشده را ششماه يا يكسال جلوتر بفروشند و پول آن را كالا بخرند! و براي سركيسه كردن بيشتر بانك جهاني هم به كمك آمد و گفت چون شما نفت داريد، ميتوانيد پول قرض كنيد و كالا بخريد و بعداً پولش را از محل فروش نفت در آينده بپردازيد! و براي همين است كه ايران و ساير كشورها بر اساس يك برنامه تنظيم شده نفت خود را پيشفروش كرده و وامهاي كلان هم گرفتند و همانطور كه ميبينيم به كشورهاي بدهكار وامي و پيشفروشي تبديل شدهاند. هم اكنون ايران نفت شش ماه ديگر را ميفروشد وحدود 20ميليارد دلارهم بدهي خارجي دارد و امكان عدول از اين برنامه هم نيست زيرا ذهنيت دولتمردان تخريب شده و آنها خود را قادر نميبينند كه كالا نخرند! و پول نقد از مشتري مطالبه كنند زيرا اگر اينطور كنند، يك روزه همه بدهيها از بين ميرود و از اسارت فروش نفت هم بيرون ميآيند. اينها البته به نفع امريكا و اروپاست يعني هم اكنون بزرگترين خريدار كالاهاي امريكايي و اروپايي، ايرانيان هستند. در ادامهي روند، ميبينيم كه مردم ايران بيدار شده وخواهان حق خود شدند و انقلاب اسلامي با هدف مبارزه با غربگرايي يعني ضديت با امريكا و اروپا شكل گرفت ولي آنها با عوامل خود در شريانهاي اقتصادي هرگز نگذاشتند كه روابط اقتصادي ايران و امريكا ويا اروپا لحظهاي قطع شود. كالاهاي آنان هميشه از محل پول نفت خريداري و روانه بازار ايران ميشد و حتي اگر ايرانيها كالايي را نميخواستند به زور تمدن به آنان داده ميشد كه مهمترين نمونهي آن همين كالاهاي سرطانزا مانند سيگار و آدامس و نوشابه و مشروبات و مواد مخدر است. حتي با ظهور انقلاب اسلامي، دلارهاي داخل هم به خارج رفت و دلارهاي خارجي هم بلوكه شد. يعني عدهاي به عنوان فرار از ايران، رفتند و دلارها را باخود بردند و در امريكا و اروپا سرمايهگذاري كردند. هم اكنون بالاترين رقمهاي سرمايهگذاري در امريكا متعلق به ايرانيان فراري است. سرمايهداران بزرگ ايران كه كارخانههايي داشتند، با وثيقه قراردادن اين كارخانهها، وامهاي كلان ميگيرند و آن را مستقيماً به امريكا برده و ويلا يا زمين وكارخانه ميخرند. سيا پيشبيني كرده در 15 سال آينده همهي پستهاي كليدي در دست ايرانيان خواهد بود و البته اين را به عنوان خطر معرفي كرده است. فراموش نكنيم كه حاميان مالي هر دو كانديداي دوره قبل رياست جمهوري امريكا (بوش و الگور) ايراني بودند و نفر سوم كانديداها هم اصالتاً ايراني بوده كه اعلام نميشد. سوسن اكبري كه از بوش حمايت ميكرد، ايرانيها او را ميشناسند ولي از هويت بقيه چندان اطلاعي ندارند. اين علاوه برآن است كه بزرگترين شبكه اقتصادي اينترنتي را يك ايراني راه انداخته و در گوگل و ياهو و ميكروسافت هم ايرانيها نقش اساسي دارند. همانطور كه در سازمان ناسا و يا سي ان ان، نقش آنان قابل انكار نيست. به عبارت تازه ميتوان گفت كه اگر ايرانيان در امريكا به وحدت برسند، ميتوانند امريكا را اداره كنند و اگر اين خبر اخير در مورد نامزد انتخاباتي صحيح باشد، بايد منتظر تحولاتي عميقتر بود
-
نقش ايرانيان در اقتصاد امريكا
@ 2008-07-10 – 05:59:01
نقش ايرانيان در اقتصاد امريكا
ديدگاهاي ذليلانه در مورد امريكا وبرخورد منفعلانه با اين موضوع باعث شده تا يك تحول عظيم در تاريخ معاصر ناديده گرفته شود و آن نقش ايرانيان در تحولات اقتصادي و اجتماعي وحتي سياسي نظامي امريكاست. اخيراً يكي از كانديداهاي رياست جمهوري كه احتمال زيادي دارد در انتخابات پيروز ميدان باشد؛ مشخص شده كه ايرانيالاصل و از مهاجران ايراني ميباشد. نگاه مخالف به اين موضوع نشان ميدهد كه تاچه حد در مورد ايرانيان در امريكا و نقش واهميت آنان غفلت شده و يا حتي لاپوشاني شده است. اينكه همه ميدانند كه امريكا كشوري با اصليت و اهليت نبوده و همهي مردم آن بجز سرخپوستان، مهاجريني هستند كه تقريباً از سراسر جهان به آنجا رفتهاند همه چيز را محتمل ميكند. يعني مثلاً در حالت نرمال به علت نزديكي راه، اسپانياييها بيشتر و بعد انگليسيها و فرانسويها و آلمانيها باشند و اما از لحاظ اهميت و نقش آنان، چين و هند و ايران بيشترين نقش را در اقتصاد و تحولات آن داشته و دارند. انگليسيها بنابر ذات فريبكارانه خود در قاون اساسي راه را براي خود باز كردهاند ولي به هرحال ديگران نيز سهم خود را داشتهاند و قابل تكذيب نيست. سياهپوستان گرچه جزو بردهها بوده و به عنوان كارگر به آنجا برده ميشدند، ولي همين فعاليت آنان در كارهاي سخت باعث شده كه امروز امريكا به آنان محتاج باشد و مجبور باشد راه پيشرفت آنان را هموار كند. وزير دفاع امريكا كه سياهپوست بود و اكنون هم كه وزير خارجه آن يك زن دورگه است، نشان از اهميت و نقش آنان در جامعه امريكا دارد. امروزه تمام عرصههاي هنري در اختيار سياهپوستان هست وبسياري از فيلمها با مشاركت آنان ساخته ميشود و ظلمهايي كه در گذشته به سياهپوستان ميشده را برملا ميكند و اين امر باعث ميشود اولاً نقش سياهپوستان برجستهتر شود و از سوي ديگر، براي اينكه امريكاييها نشان دهند كه از كرده خود پشيمانند، مجبورند هرروز امتياز بيشتري بدهند.
اينكه چرا سرخپوستان نتوانستند مانند سياهپوستان نقش آفريني كنند، فقط به دليل افراط در قوميتگرايي بود. يعني اگر از ابتدا حاضر به پذيرش تمدن ميشدند، اينهمه آزار واذيت نميديدند. چه بسا بسياري از اين آزار و اذيتها از درون خود سرخپوستها منشا ميگرفت زيرا جوانان آنها مايل نبودند مانند پدرانشان چشم بر تمدن وپيشرفت بپوشند و لذا تفرقه و جدايي بين آنها ميافتاد. نمونه اين حركت در امريكاي جنوبي ديده ميشود. آنها كه تمدن را پذيرفتند، الآن به راحتي در مقابل امريكا ميايستند وحياط خلوت او را تبديل به اتاق وحشت كردهاند؛ زيرا ميتوانند به تكنولوژي مسلح شوند و نيازي به كارشناسان امريكايي نداشته باشند و حتي در صورت كمبود تخصص، ميدانند كه از ايران يا كشورهاي ديگر چگونه استفاده كنند و استقلال خود را توسعه ببخشند. در حاليكه سرخپوستان داخل امريكا اغلب به تبديل قوميت خود رأي داده و در سفيد پوستان منحل شدند. چه بسا كساني از سرخپوستان در مقامات بالا باشند كه خودشان تمايلي به اعلام اصالت خود نيستند. چيزي كه در سياهپوستان نه امكانپذير است و نه پيگيري ميشود. ايرانيان نيز اين حالت را دارند اغلب براي فرار از قوميت خود كه تكنولوژي را نپذيرفته بودند، به امريكا پناهنده ميشدند وخود را در سفيدپوستان مستحيل ميكردند و براي اين كار مشكلي نداشتند زيرا از لحاظ طبيعي و بدني به آساني قابل تبديل به يك امريكايي بودند و فقط موهاي سياه آنان ممكن بود لو برود كه آن هم با رنگ مو قابل حل بود. لهجه وگفتگو اولين چيزي بود كه فراموش ميشد. اولين ايرانياني كه به امريكا رفتند، غالباً از مسيرهايي ديگر راهي شدند زيرا امكان پرواز مستقيم به لحاظ امكانات نبود. بعدها كه امريكاييها در ايران پايگاهي يافتند، مهاجرتها افزايش يافت و مخصوصاً از سوي دولت براي آموزشهاي نظامي و اداري اين امر به سرعت پيگيري شد. يادگيري زبان انگليسي، آن هم بالهجه امريكايي به عهده انجمن دوستي ايران و امريكا كه اكنون محل ساختمان مركزي كانون پرورش فكري كودكان و نوجوان است محول شد و آموزشهاي اقتصادي و مديريتي به مركز مطالعات مديريت ايران كه اكنون دانشگاه امام صادق است. در ايران نيز كليه مراكز نظامي براي امريكاييان باز بود و مخصوصاً در مناطق نظامي، مراكز بهخصوصي داشتند تا ايرانيها نتوانند فناوري را از آنان ياد بگيرند و اگر كسي هم ياد ميگرفت، يا نابود ميشد و يا با تمسخر او را از ميدان به در ميكردند. خريد سهام شركتهاي امريكايي از زماني شروع شد كه نفت ايران در دهه 50 با قيمت خوبي مواحه شد. امريكا باتشكيل اوپك، مديريت نفت را به دست گرفت و براي اينكه ثابت كند اين تمركز به نفع ملتهاست، براي مدتي نفت را با قيمت بالايي خريد اما درمقابل پول نداد بلكه مانند عصر حجر به كالي به كالي روي آورد وگفت بايد از من كالا بخريد. هنوز هم دولتمردان ما تصور ميكنند بايد پول نفت را كالا خريد! يعني اقتصاد دانان با شگرد خاصي در مغز اينان فرو كردهاند كه نبايد دلارهاي نفتي به داخل بيايد، بلكه بايد در همانجا خرج شود! و لذا خريدهاي سنگين از اروپا و امريكا آغاز شد. به طوريكه حتي اروپا و امريكا نفت را پيش خريد كردند و براي اين كار بورس راهاندازي شد تا اپك و اعضاي آن بتوانند براي خريد يا خوشگذراني حتي نفت استخراج نشده را ششماه يا يكسال جلوتر بفروشند و پول آن را كالا بخرند! و براي سركيسه كردن بيشتر بانك جهاني هم به كمك آمد و گفت چون شما نفت داريد، ميتوانيد پول قرض كنيد و كالا بخريد و بعداً پولش را از محل فروش نفت در آينده بپردازيد! و براي همين است كه ايران و ساير كشورها بر اساس يك برنامه تنظيم شده نفت خود را پيشفروش كرده و وامهاي كلان هم گرفتند و همانطور كه ميبينيم به كشورهاي بدهكار وامي و پيشفروشي تبديل شدهاند. هم اكنون ايران نفت شش ماه ديگر را ميفروشد وحدود 20ميليارد دلارهم بدهي خارجي دارد و امكان عدول از اين برنامه هم نيست زيرا ذهنيت دولتمردان تخريب شده و آنها خود را قادر نميبينند كه كالا نخرند! و پول نقد از مشتري مطالبه كنند زيرا اگر اينطور كنند، يك روزه همه بدهيها از بين ميرود و از اسارت فروش نفت هم بيرون ميآيند. اينها البته به نفع امريكا و اروپاست يعني هم اكنون بزرگترين خريدار كالاهاي امريكايي و اروپايي، ايرانيان هستند. در ادامهي روند، ميبينيم كه مردم ايران بيدار شده وخواهان حق خود شدند و انقلاب اسلامي با هدف مبارزه با غربگرايي يعني ضديت با امريكا و اروپا شكل گرفت ولي آنها با عوامل خود در شريانهاي اقتصادي هرگز نگذاشتند كه روابط اقتصادي ايران و امريكا ويا اروپا لحظهاي قطع شود. كالاهاي آنان هميشه از محل پول نفت خريداري و روانه بازار ايران ميشد و حتي اگر ايرانيها كالايي را نميخواستند به زور تمدن به آنان داده ميشد كه مهمترين نمونهي آن همين كالاهاي سرطانزا مانند سيگار و آدامس و نوشابه و مشروبات و مواد مخدر است. حتي با ظهور انقلاب اسلامي، دلارهاي داخل هم به خارج رفت و دلارهاي خارجي هم بلوكه شد. يعني عدهاي به عنوان فرار از ايران، رفتند و دلارها را باخود بردند و در امريكا و اروپا سرمايهگذاري كردند. هم اكنون بالاترين رقمهاي سرمايهگذاري در امريكا متعلق به ايرانيان فراري است. سرمايهداران بزرگ ايران كه كارخانههايي داشتند، با وثيقه قراردادن اين كارخانهها، وامهاي كلان ميگيرند و آن را مستقيماً به امريكا برده و ويلا يا زمين وكارخانه ميخرند. سيا پيشبيني كرده در 15 سال آينده همهي پستهاي كليدي در دست ايرانيان خواهد بود و البته اين را به عنوان خطر معرفي كرده است. فراموش نكنيم كه حاميان مالي هر دو كانديداي دوره قبل رياست جمهوري امريكا (بوش و الگور) ايراني بودند و نفر سوم كانديداها هم اصالتاً ايراني بوده كه اعلام نميشد. سوسن اكبري كه از بوش حمايت ميكرد، ايرانيها او را ميشناسند ولي از هويت بقيه چندان اطلاعي ندارند. اين علاوه برآن است كه بزرگترين شبكه اقتصادي اينترنتي را يك ايراني راه انداخته و در گوگل و ياهو و ميكروسافت هم ايرانيها نقش اساسي دارند. همانطور كه در سازمان ناسا و يا سي ان ان، نقش آنان قابل انكار نيست. به عبارت تازه ميتوان گفت كه اگر ايرانيان در امريكا به وحدت برسند، ميتوانند امريكا را اداره كنند و اگر اين خبر اخير در مورد نامزد انتخاباتي صحيح باشد، بايد منتظر تحولاتي عميقتر بود
-
25تيرماه روز تامين اجتماعي گرامي باد
@ 2008-07-10 – 05:57:18
25تيرماه روز تامين اجتماعي گرامي باد
هنوز بعداز سي سال از انقلاب اسلامي وضعيت بيمه در ايران وضعيت اسفباري است البته زحمات بيمه گران وصتعت بيمه در جاي خود محفوظ است ولي يك شهروند ايراني ممكن است چندين جا بيمه باشد وبرعكس يكي ديگر اصلا هيچ بيمه اي ندارد. ماحتي اگر به آمارهاي رسمي مراجعه كنيم 4 ميليون نفر دفترچه بيمه دوتايي هستند وبرعكس حدود 5 ميليون نفر هم فاقد بيمه ! واين زيبنده سياست گذاري نيست لذا پيشنهاد ميشود براي يكبار هم شده همه بيمه ها تجميع شوند ويك بيمه باشد وهمه با حداقل پرداخت 7 درصد سهم خود در سراسر ايران اسلامي بيمه شوند حال اگر كسي كارفرما دارد وكارفرماهم قادر به پرداخت 23 درصد ميباشد كه ه بهتر واگر نيسد دولت از محل يارانه ساير بيمه ها كه مجبور به پرداخت آن است يكنواخت به اينها بپردازد واگر كسي هم قادر نيست 7درصد را بپردازد به كميته امدا يا بهزيستي مراجعه كند وپرونده تشكيل دهد و آن هفت درصد هم از محل رديف بودجه اي كميته امداد كه يكي از وظايفش امداد درماني است پرداخت شود. البته اگر كسي خلاف ادعا كرده باشد الان سيستم كد ملي وجود دارد وميتوان خلاف آنرا از تكرار نامشان مثلا در ليست حقوقي ادارات يا كارخانجات يا ليست ساير ارگانها باشد بخوبي مشخص ميشود وقطعه ميگرد ونيازي به تحقيق محلي وآبروريزي هم ندارد!
جبهه مردمي ايران اسلامي اينروز را به بيمه گزاران وزحمت كشان تامين اجتماعي تبريك مي گيويد به اميد روزي كه همه حداقل بيمه تامين اجتماعي باشند.. -
خازج از كشوزربا ده هزارتومان !
@ 2008-07-10 – 05:53:02
خازج از كشوزربا ده هزارتومان !
ممقلي كه بتازگي از خارج از كشور آمده ميگويد اينهمه آدمها هي آرزوي خارج از كشور دارند يعني ده هزار تومان پول هم ندارند؟ از تهران تا ماكو يا هاديشهر بروي سه هزار ودويست تومان از آنجاهو دويست پنجاه تومان ميدهي با سواري ميروي جلفا يا بازرگان وبعد 5هزار تومان خروجي ميدهي ميروي تركيه يا نخجوان يا ارمنستان و.. خوب تمام شد شما خارج رفتيد حالا چكار مي كنيد ميخواهي برگردي ؟ نه كمي گردش كن بعد!
مثلا برو نخجوان آنجا همه قلبشان براي ايران مي تپد همه ماهوارهها رو به ايران است ! اما ديسيپلين نظامي باقي مانده از كمونيستها اجازه نميدهد هنوز هم نماز بخواني ومسجد بزرگ فاطمه الزهرا فقط با ده نفر نمازجماعت است ودر ميان موزه ها وكتابخانه ها هم هرچي آثار ايراني است نيست ونابود شده قنسول فرهنگي ايران هم جز ويزا صادر كردن براي خانمها كار ديگري ندارد! البته اگر برورو داشته باشند آنها را صدا ميزنند وكارشان را زودتر انجام ميدهند وبجاي اينكه به آنان بگويند به ايرانمياييد حجابتان را رعايت كنيد ميگويند باشو باس ! بعد از سي سال از انقلاب اسلامي هنوز برخي از ايرانيها فكر ميكنند نخچوان مركز فساد است ! يكي از آنها كه جو گير شده بود آمد ديد هيچ خبري نيست خودش مشروبات گير آورد وخورد ولباسش را درآورد به خيابان رفت ! نتيجه پليس اورا گرفت وهتلدار هم اورا جريمه واخراج نمود! -
Obama not need any dog!
@ 2008-07-05 – 17:05:30
Obama not need any dog!
The dog is symbol for uncertainly to human being. When the gold quest went to U.S.A from Europe, They have not any certain to her friends and all workers that the work in the gold field and mine. They do not legal at first. So they can not to call any for help. After that they can submit her mines they consider new criminal: they treachery together. At first all emigrants are friend and colleague. This is only in the first of work. When they find the gold, they to change a big enemy for together. So they began o kill and remain and below only one and her new friends: dogs! This is the real history of dog story in U.S.A
Obama know this and he was a Shiite, he loves the people better than dogs. He Know that the dog is unlucky and distribute all sickness and illness. He tells all money that I wanted to pay the dog; it is better that buy food and sent for poor people and homeless. -
پاسارگاديهاي زرتشتي بدانند كه :
@ 2008-07-02 – 18:12:36
پاسارگاديهاي زرتشتي بدانند كه :
زرتشت بزرگ مخالف شديد رباخواري بوده است واز همه كسانيكه پول به ربا ميداده اند شكايت داشته حالا معلوم نيست اين زرتشتي هاي بانك پاسارگاد بكدام ايين هستند كه اينهمه داغ تبليغ بهره هاي فوق العاده ميكنند ونظام مالي وبانكي كشور را دچار اخلال وتشويش ميكنند
چنین گفت زرتشت...
چنین گفت زرتشت. .... از اينان چند کس در خلوت ِ يک روز ِ باران ريز ، بر راه رباخواری نشسته اند، ... من اما راه ، بر مرد ِ رباخواری. نبسته ام، ...
tamamrokh.persianblog.ir/ - 136k - ذخيره شده - صفحات همسانکانون ايرانی پژوهشگران فلسفه و حکمت - ظهور زرتشت به روايت ويل دورانت
تولد زرتشت 7-1- بنا بر داستانهاي ايراني، چند قرن قبل از ميلاد مسيح، پيامبري ... در ميان پارسيها رباخواري رايج نبوده، ولي باز پس دادن وام را امر واجب و مقدسي ...
www.iptra.ir/vdcgaknz99q.html - 102k - ذخيره شده - صفحات همساناخلاق زرتشتی
در میان پارسیها رباخواری رایج نبوده، ولی باز پس دادن وام را امر واجب و مقدسی میشمردند. در شریعت اوستا (مانند شریعت یهود) بدترین همه گناهان كفر و الحاد بود. ...
mehdisolati.persiangig.ir/hekha/he06.htm - 77k - ذخيره شده - صفحات همسانتاپيك جامع درباره زرتشت [آرشيو] - تالار های نیک صالحی
[آرشيو] تاپيك جامع درباره زرتشت تاريخ. ... داستان زايش زرتشت (كه در برخي از متون پهلوي و تاريخنامههاي سدههاي ميانه، به ششم فروردين يا خردادروز از ...
forum.niksalehi.com/archive/index.php?t-4504.html - 357k - ذخيره شده - صفحات همسانتاپيك جامع درباره زرتشت - برگه 4 - تالار های نیک صالحی
(اگر ثابت شود كه آن ويشتاسپ ، كه سبب انتشار دين زرتشت شده، پدر داريوش اول بوده ..... در ميان پارسيها رباخواري رايج نبوده، ولي باز پس دادن وام را امر واجب و ...
forum.niksalehi.com/showthread.php?p=63356 - 243k - ذخيره شده - صفحات همسان
يافته های ديگری از دامنه forum.niksalehi.com »اثر
