اقتصاد دولتی بلاست ولی هیچ کشوری بی بلا نباشد!
مدتهاست که اقتصاد دانان آمریکا رفته ادعا میکنند که تنها راه نجات اقتصاد ایران داشتن اقتصاد کاملا آزاد است اما همینها وقتی به اصل 44 میرسیم میگویند شرکتها را به بخش خصوصی واگذار نکنید زیر باعث بیکاری کارگزان وسردرگمی آنها میشود.در هرصورت اگر میخواهیم خصوصی سازی کنیم باید تبعات آن راهم بپذیریم . نمیشود مثلا آمپول زد و از درد آن ننالید.
بخش خصوصی بدون کنترل دولت نتیجه اش همین آمریکاست که الان همه میبینند با هزار میلیارد بدهی خارجی و رکود وحشتناک اقتصادی و قیمتهای سرسام آور خوراکی وبهداشتی وافزایش بیکاری وبی خانمانی وورشکستگی شرکتهای بزرگ و..
اگر اینها واقعی نیست که ما مقاله ننویسیم وزبان خود را ببندیم! ولی اگر واقعی است باید گفت محصول 2قرن تجربه اقتصاد آزاد در امریکا نهایتا این است حالا چه کسی میگوید باید این راه رفته راما از ابتدا برویم؟ راهی که نتیجه اش جلوی چشم ماست ! با اینکه اقتصاد دانان سنتی ایران هنوز دم از اقتصاد آزاد میزنند ولی اقتصاد دانان آمریکایی اکنون بوش را مسئول همه چیز میدانند! مردم آمریکا از دولت میخواهند که کمکشان کند . همه میدانند وقتی شرکت فورد 5 هزار نفررا بیکار میکند یعنی ندارد که حقوق بدهد لذا فشار آوردن برآن غیر منطقی است واینهمه بیکار دیگر میدانند راهی باز نگشتنی را طی میکنند . یعنی امید به رحمت و رافت و کمکهای انساندوستانه ودر یک کلمه حمایت از زندگی بیکاران را هیچ شرکت بخش خصوصی نمیپذیرد ولذا میبینیم همه به دولت فشار میاورند. اینکه بخش خصوصی بیاید و سود خودش را ببرد و وقتی زیان کردهمه چیز را انکار کند امری طبیعی است. ماهیت اقتصاد باز یا اقتصاد آزاد این است :آنها گندم را دردیا میریزند تا نرخ آن کم نشود جایزه میدهند تا کسی گندم نکارد تا قیمتها بالابماند آنوقت انتظار کمک به فقرا را به دولت ولو دولت اقتصاد ازاد حواله میدهند. لذا تجربه 17 هزار ساله کار و کارگری درایران نشان میدهد که برخلاف تصور نوکیسه های آمریکایی و آمریکا رفتگان باید اقتصاد دولتی یا تحت حمایت دولت باشد . میتوان پارا روی پا انداخت ودر کلاس دانشکده و در میان کسانیکه از تاریخ خبر ندارند صحبت از اقتصاد باز نمود ولی این فقط گول زدن خود است. زیرا اقتصاد باز رحم ومروت ندارد و مانند چرخهای صنعت کارگر وبرزگر را زیر خود له میکند واز آنها کارخانه های جدید میسازد واینکه میگویند در ساخت دیوار چین کارگران اگر میمیردند از انها بعنوان ملاط استفاده میشد ومحکمترین ملاط هم ملاطی بود که گوشت وخون یک انسان در ان ممزوج شده شده بود حرف دور از ذهنی نیست چه آنها که دیوار چین را ساختند و چه آنهایکه اهرام مصر را ساختند همین عقاید اقتصاد باز را داشتند آنها به اهدافی بالاتر از جان انسانها فکر میکردند ونتایجی فراتر از مردن چند کارگر میخواستند.. در این نوع سیستمها حتی اگر سندیکای کارگری هم تشکیل میشد در راس آن سرمایه داران اما درلباس کارگران وجودداشتند چه کسی میتوانست حقوق کارمندان سندیکاها را بدهد؟ کارگری که خود به نان شب محتاج بود وبنابر تعریف کارگر کسی است که پول بازوی خودرا میخورد واگر یک روز کار نکند نمیتواند زندگی کند. آنوقت این کار گر چطور میتوانست در جلسات طولانی چانه زنی با کارفرماها بنشیند؟ در واقع بمحض اینکه کارگر از کار خود جدا میشود سرمایه داراست ولو اینکه لباس او مندرس باشد .. زیرا همینکه میتواند بدون کار کردن در جلسات شرکت کند بیانیه بدهد سخنرانی نمایدو و و این نشان میدهد پرولتر نیست یک بورژوا است در لباس پرولتر!
ولذا دولت بعنوان کسی که از سوی مردم انتخاب میشود حامی کارگر هم هست . ذات وجود دولت برای این است واگر کسی این کاررا نمیکند باید اورا خاین یا بی توجه دانست . مثل این است که شمارا استخدام کرده اند تایپ کنید دوسه صفحه تایپ میکنید خسته میشویدو رها میکنید. نباید رها شود وظیفه وظیفه است. حال اگر مفسده یا مسئله یا مشکلی هم هست این مشکل باید حل شود نه صورت مسئله پاک شود. گرانی بعنوان نمونه: همه کس دولت را مسئول میداند این طبیعی است زیرا دولت نماینده ملت برای رفاه و امنیت جامعه است. اگر غیر از این باشد صحیح نیست . اما ممکن است ما دولت را بر سر دوراهی قرار دهیم : اختیارات اورا بگیریم به بخش خصوصی بدهیم ولی مسئولیتهای اورا همچنان بر گرده اش بگذاریم. طبیعی است که یک بام و دوهوا نمیشود. همانطور که مقام معظم رهبری در شیراز بیان داشتند مردم باید از اصراف دوری گزینند تا قیمتها کاهش پیداکنند سزای گرانفروش نخریدن است . درحالیکه اسراف در تمامی سطوح وجود دارد ومردم خواهان کاهش قیمت هستند.. در مصرف بنزین ایران بالاترین درصد رادارد در مصرف گوشت برنج و.. سرانه ایران در ردیفهای اول است وهمیشه بالاتر از میانگین جهانی قرار دارد ولذا میبینیم مردم خودشان را درمصرف حتی در اصراف آزاد میدانند وبعد دولت را مسئول گرانی میدانند این همان است که اختیارات را از دولت میگیرند ولی مسئولیتهای اورا برجا میگذارند در حالیکه باید اختیارات معادل مسئولیتها باشد یعنی دولت را در مواردی مقصر بدانیم که دستورات اورا بطور کامل اجرا کرده باشیم . وبهمین خاطراست که میگویند فساد بخش دولتی عیان تر از فساد بخش خصوصی است زیرا ما میتوانیم دولت را استیضاح کنیم ولی بخش خصوصی قصر در میرود..
Mahinnews.blogfa.com

No Comments/Trackbacks for this post yet...