Search blog.co.uk

About me

mahini

mahini

Archives for: September 2007, 12

لیبی ضدیت خودرا اشکار کرد

by mahini @ 2007-09-12 - 09:16:27

لیبی ضدیت خودرا اشکار کرد
با اعلام روز چهار شنبه بعنوان ماه مبارک رمضان لیبی نشان داد که به هسچ جیز پایبند نیست وهمه شعار های اسلام طلبی اش دروغ است زیرا دیدن هلال ماه مبارک شرط اصلی گرفتن روزه در قران عنوان شده : فمن شهد فلیصمه! وانها با این عمل نشان میدهند یک درجه هم از بهاییت ووهابیت انطرفتر هستند وامام موسی صد ر راهم همینها کشته اند!

000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000

از خودسازي تا خوداتكايي
From self making till to self sufficiency
صنعت به طور كلي معلول زياده‌خواهي انسان است ولي اين زياده خواهي زماني تبديل به اسراف مي‌شود و همه‌ي صنعت را نابود مي‌كند، همچنان‌كه در اثر افزايش مصرف خودرو به گورستان بزرگي براي خودروهاي فرسوده در تمامي كشورها ايجاد شده كه نمي‌دانند با آن چه كنند.
يا در اثر استفاده زياد از منابع نفتي، هوا و فضا دچار اختلال شده و گرم شدن زمين را به دنبال داشته است. با هر درجه گرم شدن زمين، ميليون‌ها موجود از بين مي‌روند و شايد البته ميليون‌ها موجود جديد نيز به دنيا بيايند. بسياري از موجودات در حرارت بالا از بين مي‌روند و برخي ديگر در حرارت بالا زنده و فعال مي‌شوند. اين است كه گرم شدن زمين، به معني از بين رفتن بسياري از موجوداتي است كه ما مي‌شناسيم و به وجود آمدن بسياري موجوداتي است كه ما نمي‌شناسيم. مثلاً در شرايط فعلي ماهي‌ها در دريا به راحتي شنا مي‌كنند و زندگي خوبي دارند ولي اگر هوا گرم شود، اين گرما در طول سال آستانه‌ي گرمايي را بالا مي‌برد و تابستان‌ها كه قبلاً تا 37 درجه بالا مي‌رفت، به 48 درجه برسد و اين يعني خفگي انسان! و بسياري موجودات ديگر. اما راه ديگري براي حفظ موجودات در مقابل زياده‌خواهي و يا زياد مصرفي يا اسراف وجود دارد آن كاهش مصرف يا خودسازي (self making) و مبارزه با اسراف است. مبارزه با اسراف مي‌تواند از سطح كلان macro)) شروع شده، به سطح خرد micro)) برسد. يعني رياضت جمعي به رياضت فردي بكشد و يا برعكس از رياضت فردي شروع و به رياضت جمعي برسد و ضرورت هر كدام را موقعيت اجتماعي و نياز شرايط تعيين مي‌كند.

هندوستان، مظهر خودسازي جمعي
Indian as totalite self making
هندوستان كشوري بود كه سال‌ها تحت استعمار انگليس بود و حاكميت انگلستان در آن جا به قدري بود كه همه‌ي شئون زندگي هندوها راتحت سلطه خود قرار داده بود. مردم ابتدا از اين امر خوشحال بودند و همين امر باعث سلطه بريتانيا بر آنان شده بود. اصولاً علت تسلط هر كشور يا فرد بر فرد ديگر همين امر است، زيرا در ابتدا شعارها و اهداف زيبايي مطرح مي‌شود و شعار بريتانيا، پيشرفت و عمران و آبادي بوده و اصلاً كلمه استعمار همين است. مردم هندوستان هم با ديدن سلاح‌ها، لباس‌ها و تجهيزات انگليسي‌ها تمايل داشتند اين امور را در زندگي خودشان داشته باشند. اما به مرور زمان انگليس‌ها زياده‌خواهي خود را شروع كردند و با هندوها همچون نوكران و بردگان خود رفتار كردند. هر جايي‌كه مي‌خواستند لشكركشي مي‌كنند هندوها را با خود مي‌بردند و زمين‌هاي آنها را غصب مي‌كردند، طلا و جواهرات آنها را به انگلستان منتقل مي‌كردند و بسيار كارهاي ديگر كه تقريباً هندوها احساس مي‌كردند هيچ اختياري از خود ندارند. راه مبارزه با زياده‌خواهي آنان فقط به ذهن مهاتما گاندي رسيد و او با الهام از زندگي امام علي (ع) و امام حسين (ع) همانطور كه خودش گفته بود توانست زندگي ساده‌اي را براي مردم ترسيم كند، وي با دست خودش بزش را مي‌دوشيد و از پشم او براي خود لباس تهيه مي‌كرد تا مردم را به عدم مصرف كالاهاي انگليسي تشويق كند و اين تاكتيك او موفقيت به همراه داشت و مردم با خويشتن‌داري از مصرف كالاهاي انگليسي او را مجبور به فرار كردند و اكنون نيز به عنوان كشوري صنعتي و توليد كننده و مؤثر در سراسر جهان جاي خود را باز كرده‌اند و به مهاتما گاندي هم افتخار مي‌كنند.

مخترعان و مكتشفان، مظهر خودسازي فرديInvintery as indidual self sufficiency
خودسازي و مبارزه با اسراف در سطح كلان يا سطح جامعه ملاحظه فرموديد. اما اين امر در زمينه فردي نيز بسيار كارساز بوده است. ما مي‌دانيم كه همه مخترعان و مكتشفان كه خدمتي به بشريت كرده‌اند هميشه از خودسازي شروع كرده‌اند و زندگي ساده و محقري داشته‌اند. زيرا آنان براي انجام اختراع يا اكتشاف و تحقيقات خود نياز به وقت و بودجه كلان داشته‌اند و معمولاً هيچ كس حاضر نبود كه اين هزينه‌ها را بپردازد زيرا اطمينان به نتايج آن نداشت. لذا همه مخترعان و مكتشفان واقعي زندگي ساده و سختي داشتند اين قانون به قدري مهم است كه ما مي‌بينيم دانشمنداني كه حاضر نشدند دود چراغ بخورند و به خود زحمت بدهند و چهره ساده زندگي را كنار گذاشتند، معمولاً دست به اختراعات و اكتشافاتي زدند كه به نابودي بشر منتهي مي‌شد، مثلاً آلمان‌هاي نازي اولين گروهي بودند كه دانشمندان را مي‌دزديدند و برايشان زندگي افسانه‌اي درست مي‌كردند ولي هدفشان ساختن بمب اتم و هواپيماهاي جنگي بود. بعداً هم آمريكا و روسيه اين دانشمندان را دزديدند و زندگي افسانه‌اي ساختند و هيروشيما را منفجر كردند! و سپس نوبت اسراييل ‌بود كه با دست همين دانشمندان مردم فلسطين را به نسل‌كشي سوق داد و اكنون نيز چين و ژاپن هستند! آنها با خريد دانشمندان، زندگي مرفه برايشان درست مي‌كردند و توانستند كاري كنند كه عراق توسط آمريكا اشغال شده و همه به آن اعتراض مي‌كنند ولي هنگ كنگ يا مالزي توسط چين اشغال شده و يا فيليپين و اندونزي توسط ژاپن اشغال شدند ولي كسي اعتراض نمي‌كنند.

توليد انبوه يا انبوه توليد
Mass production or ful of production
اقتصاد هميشه اشتغال را در حال تعادل مي‌داند و كالا و خدمات هميشه به ميزان مورد نياز توليد و توزيع مي‌شود. در توليد اقتصادي هرگاه كالايي كاهش پيدا كند قيمت آن بالا مي‌رود و بالا رفتن قيمت باعث سودآوري بيشتر مي‌شود و اين سودآوري ديگران را هم تشويق به توليد اين كالا مي‌كند تا كم‌كم توليد افزايش پيدا ‌كند و به حال تعادل برسد. در مورد اشتغال هم نظريات اقتصادي مي‌گويد: جامعه‌ي نرمال در حال اشتغال كامل است! يعني بي‌كاري وجود ندارد زيرا اگر بي‌كاري وجود داشته باشد، كاهش توليد است و كاهش توليد، سودآوري توليد است و سودآوري باعث جذب ديگران به توليد و نهايتاً ايجاد اشتغال است. اما همه اينها فقط در تئوري است و به درد دانشجويان سال اول اقتصاد كه هنوز چيزي از اقتصاد نمي‌دانند مي‌خورد و الّّا در طول تحصيل متوجه خواهند شد كه نه توليد به حد كافي است و نه اشتغال در حالت كامل! زيرا با دست‌كاري عمدي در برخي عوامل اقتصادي ما شاهد بي‌كاري بيش از حد مردم است يكي از عوامل جابجايي توليد انبوه يا انبوه توليد است. در گذشته، انبوه توليد وجود داشته يعني جامعه پراكنده در هر گوشه مشغول توليد بودند. گندم در همه جا كاشته مي‌شد، كفش در همه جا دوخته مي‌شد و پارچه در همه جا بافته مي‌شد و اين توزيع كالا در سطح جهاني را پيشه‌وري يا كسب مي‌گفتند اما سرمايه‌داري آمد و همه آنها را برعكس كرد يعني با تمركز سيستم كه از تفكر سوسياليستي است چند نقطه را در نظر گرفت و توليد انبوه راه انداخت و بقيه را تعطيل نمود! كارخانه كفش ايجاد شد و كفاش‌ها همه بي‌كار شدند. كارخانه نساجي درست شد و همه بافنده‌ها بي‌كار شدند. زنجيره‌هاي فروشگاهي درست شد و فروشگاه‌ها تعطيل شدند.

توليدات مضر (غير مفيد)
un profitable and useless productions
نتيجه توليد انبوه (Massproduction)، به جاي انبوه توليد، تمركز توليد در دست يك يا چند شركت يا كارخانه بود كه معني آن تسلط يك يا چند تراستtrast يا كارتل cartel بر سرنوشت ميلياردي جمعيت جهان بود. آنها بودند كه به مردم مي‌گفتند كه چه چيزي مصرف كنند! يعني بايد چيزي را مصرف كنند كه آنها توليد مي‌كنند زيرا ديگر توليدكنندگان از بين رفتند و چيزي توليد نمي‌كنند و لذا توليد براي مصرف و مصرف براي توليد يك چرخه الزام آور شد كه توليد كنندگان آن را تعيين مي‌كردند و از اين رو در ميان توليدات، توليد مضر و غير مفيد هم جايگاه و ارزش خود را يافت. مردم بايد هر چه توليد مي‌شد مصرف مي‌كردند و هر چه نياز داشتند را فراموش مي‌كردند. مردم به غذا و گياهان احتياج داشتند ولي مزرعه آنان به جاي كشت گندم به كشت خشخاش اختصاص داده شده بود. به جاي كاشت برنج، تمامي كشت‌زارها به برج‌‌سازي اختصاص داده شد و درختان جنگل به جاي تهيه هواي پاك و اكسيژن، بايد چوب مورد نياز دكورهاي سينمايي هاليوود را تهيه مي‌كردند و كشت‌زارهاي ذرت و ميوه‌هاي باغ‌ها بايد تبديل به كشتزارهاي توتون و تنباكو مي‌شد.
يك اصل مهم در اين مصرف‌هاي بي‌رويه و غيرمفيد حاكم است. مصرف كننده آنقدر مصرف مي‌كند تا بميرد! در حالي كه در مصرف‌هاي واقعي، انسان زنده، پرقدرت و مدعي مي‌شود، در مصرف‌هاي مواد مخدر و سيگار و نوشابه و آدامس و... انسان‌ها به تدريج معتاد شده و سلامتي‌ خود را از دست مي‌دهند و نهايتاً جان مي‌سپارند. البته در ابتدا هيچ‌كس اين مسير را قبول نمي‌كند زيرا مصرف روزهاي اول برخلاف مصرف روزهاي آخر است. در روزهاي اول كسي كه مثلاً آدامس مي‌جود دهانش شيرين مي‌شود و بوي خوب مي‌دهد ولي پس از چندي دندان‌هايش پوسيده شده و معده‌اش گاستريت و امثال آن مي‌گيرد.

رمضان ماه خودسازي
Ramadan The mont of self making نه تنها مصرف كالاهاي غير مفيد انسان را از بين مي‌برد حتي مصرف كالاهاي مفيد هم به صورت اسراف و زياده‌خواهي همين اثر را دارد زيرا بدن انسان مانند يك ظرف، قابليت تحمل ظرفيت خاص دارد و اگر بيشتر از ظرفيت به آن فشار آورند ناچار از بين مي‌رود. پرخوري يكي از اين آسيب‌‌هاست. انسان‌ها بر اثر خوشمزه بودن غذاها يا ميوه‌جات در مصرف آن زياده‌روي مي‌كنند و لذا به بيماري‌هاي مختلف دچار مي‌شوند و براي تنظيم اين امر خوب است چند وقت يك‌بار چكاپ شوند و ماه رمضان اين چنين است. يازده ماه انسان مي‌خورد و يك ماه بايد به بدن و معده و امعاء و احشاء خود استراحت بدهد. روزه گرفتن البته برعكس حالت‌هاي ما است. در ماه رمضان معمولاً مردمي كه فلسفه روزه را نمي‌دانند بيشتر از ماه‌هاي ديگر مي‌خورند! آنها مي‌گويند كه ما ناهار نمي‌خوريم پس سحري را طوري بخوريم تا شب دوام بياوريم! شب هم دوباره مي‌گويند ناهار را كه نخورديم پس طوري بخوريم كه جبران شود و لذا دو برابر غذا مصرف مي‌شود اما اين امر اثرات سلامتي‌زايي رمضان را از بين مي‌برد. هدف از ماه رمضان جلوگيري از مصرف‌هاي غير مفيد و يا جلوگيري از اسراف در مصرف كالاهاي مفيد است زيرا خوردن و آشاميدن بدون حساب بين انسان و حيوان مشترك است چنانكه قرآن مي‌فرمايد: آناني‌كه كافر شدند از كالاها بهره مي‌برند و غذا مي‌خورند مانند غذا خوردن حيوانات! و چنين افرادي فقط به درد آتش مي‌خورند: «الذين كفروا يتمتعون و يأكلون كما تأكل الانعام و النار مثوي لهم. سوره محمد (ص) آيه 11» لذا آنهايي‌كه دوست ندارند چون چوب سپيدار فقط براي هيزم شدن چاق وچله شوند بايد رعايت كنند و خود را آماده كنند تا چون مؤمنان براي رفتن به بهشت و داشتن زندگي جاويد بهره ببرند. دنيا همچون هتل است اگر هشت طبقه مهمان دستور مي‌دهند وخوش هستند، هشت طبقه هم زير اين هتل عده‌اي مشغول شستن ظروف و نظافت و... هستند و در موتورخانه حرارت توليد مي‌كنند.
چاپ شده در هفته نامه مناقصه شماره 112


 
 

Footer

The content of this website belongs to a private person, blog.co.uk is not responsible for the content of this website.