Search blog.co.uk

About me

mahini

mahini

Archives for: August 2007

بافت‌هاي فرسوده در بهترين نقاط شهر

by mahini @ 2007-08-19 - 05:43:24

بافت‌هاي فرسوده در بهترين نقاط شهر
وام‌هاي اجرايي براي طرح‌هاي عمراني
و تغيير بافت‌هاي فرسوده كلان شهرها...
Executive loans
يكي از معضلات شهرهاي بزرگ و مخصوصاً قديمي و تاريخي، وجود بافت‌هاي فرسوده است كه اصلاً قابل حل نيست، زيرا بافت‌هاي فرسوده از املاك اشخاص هستند و اشخاص بنابر اصل: الناس مسلطون علي اموالهم، خود را مالك اموال دانسته و بعضاً حتي حاضر به تغيير آن نيستند و يا حتي برخي‌ها رها كرده رفته‌اند. برخي نيز دچار اختلاف در مالكيت شده بلاتكليف مانده‌اند. البته اگر اين واحدها در بيرون شهرها و يا در شهرهاي كوچك بود، مشكلي نبود ولي جالب است كه اين بناها در بهترين نقاط شهرهاي بزرگ و كلان شهرهاي جهان قرار گرفته‌اند. به دليل اين‌كه همين بنا پايه آن شهرها محسوب مي‌شوند و از ابتدايي‌ترين ساختمان‌ها مي‌باشند و به دليل همين ابتدايي بودن از لحاظ مقاوم سازي، نماي بيروني و زيباسازي شهري، كلان شهرها را دچار معضل نموده‌اند. هر سال هم مي‌گذرد، بر تعداد اين واحدها افزوده مي‌شود و كلاف آن را بيشتر سردرگم مي‌كند. مثلاً به طور طبيعي در تهران در سال‌هاي انقلاب اسلامي و دهه‌ي 1350 تعداد واحدها و ميزان بافت‌هاي فرسوده نسبت به اين سال كه نزديك به 30 سال از آن مي‌گذرد، كمتر بوده، معني آن اين است كه بسياري از ساختمان‌ها جديداً در جرگه ساختمان‌هاي فرسوده وارد شده‌اند. مشكل اصلي البته فقط مالكان اين ساختمان‌ها نيستند، طرح‌هاي جامع شهري نيز بُعد ديگر مسأله است. يعني چه بسا مالكان خانه‌ها دوست داشته باشند منزل خود را تعمير كنند و نوسازي نمايند و يا حتي مقاوم سازي كنند ولي ساختمان آنها در طرح جامع شهري جايي ندارد يعني يا بايد ضميمه پارك شود و يا جزيي از خيابان شود يا در مسير بزرگ‌راه قرباني شود و به همين دليل شهرداري‌ها و قوانين شهري مطابق با طرح جامع هر شهر به واحدهايي كه داخل بافت نيستند يا در طرح قرار دارند، اصلاً مجوز هيچ‌گونه نوسازي يا تعميرات را نمي‌دهد و با متخلفان هم به شدت برخورد مي‌شود. لذا ما هميشه با خيابان‌هايي روبه‌رو هستيم كه يكي در ميان ساختمان‌هاي فرسوده و ساختمان‌هاي شيك قرار دارند و در خيابان‌ها هميشه خاك و سنگ و آجر و مصالح و تعمير مسير و معابر و... وجود دارد و چهره‌ي زشتي به شهرها مي‌دهد.

وام‌ها و يارانه‌هاي بافت‌هاي فرسوده
برخي از راه‌حل‌ها، وام يارانه‌اي و بودجه دولتي براي بافت‌هاي فرسوده است. وام يارانه‌اي به اين صورت است كه دولت يا شهرداري‌ها، مبلغي مثلاً ده ميليون تومان به صاحب خانه مي‌دهند كه بافت‌هاي فرسوده خود را نوسازي و مقاوم سازي كند. اين مبلغ از چند جنبه قابل بررسي و تحليل است. اولين جنبه آن ميزان وام يا مبلغ بازپرداخت و سود مي‌باشد. آيا اين مبلغ كفايت بازسازي واحد فرسوده را مي‌دهد يا از آن بيشتر است؟ و يا اصولاً شهرداري‌ها كاري به آن ندارند بلكه به بودجه و امكانات خود و كمك‌هاي دولتي نگاه مي‌كنند. مثلاً تعيين ميزان ده ميليون توماني بر چه اساسي است؟ آيا بازسازي يك واحد مسكوني در نازي‌آباد با 50 متر زيربنا و يا محله‌ي 13 آبان با 20 متر زيربنا و يا خيابان‌هاي شهرري گاه با 30 متر زيربنا، اين همه وام نياز دارد؟ و برعكس بازسازي واحد مسكوني 1000 متري در نياوران، يا 2000 متري در سعدآباد و دربند و حسن آباد و زرگنده، اصلاً ده ميليون برايش مبلغي است؟ و اصولاً شهرداري‌ها توان پرداخت اين مبلغ را يا تخصيص آن را به تمامي بافت‌هاي فرسوده در طول زمان خواهند داشت؟ پس بنابراين براي راه حل بخشي از اين امور مي‌تواند مفيد باشد ولي نمي‌تواند تمام آن را پوشش دهد. جنبه دوم و مهم آن مسأله وام گيرنده است: آيا اصولاً مالك، وجود خارجي دارد؟ مدارك او كامل است؟ و آيا اصولاً خواهان وام و يا خواهان تعميرات است يا خير؟ چون بسياري از واحدهاي فرسوده رها شده هستند و يا مالكان آن «حال» بازسازي يا عقيده بازسازي و نوسازي را ندارند و آن را خلاف مرام و مردانگي مي‌دانند! ما شاهد ساخت سريال‌هاي زيادي هستيم كه پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها با ديدگاه كاملاً ارزشي از تخريب يا بازسازي و نوسازي واحدهاي فرسوده جلوگيري مي‌كنند. و بالاخره آيا اگر همه‌ي شرايط فراهم باشد، وام هم كافي باشد، آيا توان بازپرداخت آن براي مالك وجود دارد؟ چه بسا اگر اين توان وجود داشت، مالك رأساً اقدام مي‌كرد و مجبور نبود وام بگيرد و مبلغ بيشتري بازپرداخت نمايد.

بودجه دولتي براي بازسازي و...
بودجه دولت و شهرداري‌ها هم براي بازسازي بافت‌هاي فرسوده داراي معضلات زيادي است. تصور عمومي بر آن است كه دولت ثروت فراواني دارد از ذخاير بانك مركزي و بانك‌هاي ملي تا طلاها و جواهرات موزه‌ها و عتيقه‌هاي گالري و ساختمان‌ها و... همه و همه متعلق به دولت است و دولت يك سرمايه‌دار بزرگ است و لذا بايد تمامي خرج‌ها را بپردازد بدون اين‌كه ماليات بگيرد!... اما اين تصور باطل است زيرا دولت نه تنها مالك موزه‌ها و جواهرات و ساختمان‌ها به معني داشتن حق تصرف در آنها نيست، بلكه برعكس در صورتي كه كوچك‌ترين تصرفي در آن نمايد، به عنوان دولت ناكارآمد تلقي خواهد شد و حتي بايد هزينه‌هاي نگهداري آنان را هم بپردازد. يعني نه تنها استفاده‌اي براي دولت ندارد بلكه هزينه همه دارد. شايد گفته شود نفت و ذخاير معدني و طلا و غيره هم مال دولت است! ولي ما مي‌دانيم كه كشف (حفاري) استخراج و تصفيه و صدور نفت بالاي 75 دلار در بشكه هزينه دارد. يعني كل در آمد حاصل از فروش نفت فقط به خود وزارت نفت اختصاص مي‌يابد و اين علاوه بر واردات بيش از اندازه نفت سفيد و بنزين مصرفي و پرداخت سوبسيد براي آنهاست و براي همين است كه ما همه ساله در بودجه دولت رقمي به عنوان كسر بودجه مي‌بينيم و اين زماني فاجعه‌آميزتر بود كه قيمت فروش نفت كمتر از 40 دلار مي‌رسيد! يعني مثل آن بود كه شما يك كالايي را به قيمت 75 تومان توليد كنيد و مجبور باشيد 40 تومان بفروشيد! علت اصلي سقوط كابينه يا استعفاي مهندس موسوي از پست نخست وزيري و يا حتي قبول قطع‌نامه 598 به تعبيري همين بود كه بودجه دولت زير خطر قرمز بود! دولت سازندگي هم كه براي نجات دولت مجبور شد تورم را در جامع تزريق كند تا بتواند ماليات بيشتري بگيرد. تزريق تورم از طريق فروش ارز‌هاي خارجي با قيمت‌هاي بالا بود و دلار ناگهان به 1000 تومان رسيد. در دولت اصلاحات، گرچه هزينه‌هاي دولتي كاهش پيدا كرد و از آن پرخرجي‌ها به نام توسعه و سازندگي خبري نبود ولي در اواخر آن افزايش بهاي نفت به كمك آمد و صندوق ذخيره ارزي بنا نهاده شد. ولي برداشت‌هاي صندوق ذخيره ارزي نشان مي‌دهد كه دولت فعلي نيز براي اجراي ضروري‌ترين نيازهاي كشور و طرح‌هاي عمراني بودجه كافي ندارد و امكان به صفر رساندن كسر بودجه بسيار مشكل است.

خصوصي سازي عمراني!
كلاف سردرگم بودجه دولتي، بانك‌ها، هزينه و درآمدهاي شخصي، باعث شده كه همه‌ي شهرهاي بزرگ دنيا داراي يك سرنوشت باشند: افزايش جمعيت، افزايش بافت‌هاي فرسوده،‌ افزايش آلودگي‌هاي صوتي، تصويري و تنفسي! اين درد مشترك تمامي كلان شهرهاست و كلان شهرهاي آينده مي‌باشد؛ هميشه براي زيباسازي شهري عقيده و حمايت و نظر مثبت است ولي بودجه و درآمد منفي است...
دولت‌هاي جديد معمولاً با يورش تبليغاتي و بودجه‌اي بر سر كار مي‌آيند كه بازسازي را آغاز كنند ولي از بازسازي جهاني شعار دادن به بازسازي محله‌ي خود مي‌رسند! يعني هر دولت كه روي كار آمده در هر جاي دنيا فقط توانسته يك محله را بازسازي كند و از بازسازي محلات مي‌توان جغرافياي تاريخي دولت‌ها را به خوبي ترسيم كرد! دولت‌هاي شاهنشاهي معمولاً كاخ‌ها و خيابان‌هاي منتهي به كاخ‌ها را بازسازي مي‌كنند! دولت‌هاي سرمايه‌داري كارخانجات و شركت‌ها و خيابان‌هاي منتهي به كارخانجات و شركت‌ها را بازسازي و نوسازي مي‌كنند و دولت‌هاي اسلامي به مساجد و خيابان‌هاي آن توجه مي‌كنند و بالاخره همه دولت‌ها ابتدا با شعار سازندگي عمومي مي‌آيند ولي به سازندگي خصوصي مي‌رسند و به جاي عمومي‌سازي، خصوصي‌سازي مي‌كنند!
شهرداران نيز به همين منوال دست به بازسازي مي‌زنند، آنان با وعده بازسازي كل بافت‌هاي فرسوده بر سر كار مي‌آيند ولي وقتي با دست خالي و خزانه تهي مواجه مي‌شوند، ناچار دست به گزينش مي‌زنند، اولويت‌ها را تهيه مي‌كنند و در اولين اولويت مي‌مانند! و بقيه اولويت‌ها را وظيفه شهرداران بعدي مي‌دانند، اما شهرداران بعدي هم براي خود اولويت‌هاي ديگري خواهند داشت و خزانه را از اين هم تهي‌تر خواهند يافت. چرا كه شهرداران به اميد دولت و يارانه‌هاي دولتي هستند و يا سهم 3% آن؟ رياست جمهوري و امثال آن ولي دولت مي‌آيد آموزش و پرورش را از پرداخت 3% معاف مي‌كند، بقيه ادارات هم به تبع منتظر معاف شدن مي‌مانند و از پرداخت شانه خالي مي‌كنند. مردم هم سر دولت را بي‌كلاه مي‌گذارند، هر روز اعتراض مي‌كنند و معافيت مالياتي مي‌خواهند: كارهاي فرهنگي معاف، مناطق ويژه اقتصادي معاف از ماليات، سود سهام معاف از ماليات و...

بازسازي‌هاي فصلي و موقتي
شايد هيچ‌كس به ياد نمي‌آورد كه چهارراه عليقلي كجاست! يا چهارراه سيدعلي؟!...
در حالي كه در تهران قديم بهترين مناطق در آن موقع چهارراه لاله‌زار، چهارراه سيد علي و چهارراه عليقلي بود! و نوسازي بافت‌هاي فرسوده باعث فراموشي اين‌ها شده است. وقتي كه قرار شد خيابان طالقاني فعلي بازسازي شود، چهارراه طالقاني (سه راه طالقاني فعلي) كه چهارراه عليقلي نام داشت، تبديل شد به خيابان تخت طاووس! به اميد آن كه «كوه نور» در آن بتواند باعث بازگشت اين ثروت و جواهر ايراني از تاج ملكه انگليس برداشته شده به ايران برگردد... چهارراه سيد علي تبديل شد به دروازه دولت و خيابان سعدي شيرازي تا يادآور شعر فارسي حك شده در تارك سازمان ملل گردد و بگويد كه ما هم براي سعدي ارزش قائل هستيم. پيچ شميران با يك پيچ‌گوشتي باز شد و تبديل شد به خيابان كوروش كبير، تا يادآور آن گورستان‌هاي مكعبي شكل پاسارگاد باشد كه گفته شد: «كوروش آسوده بخواب، ما بيداريم!...»
مي‌بينيم هر بازسازي يك فلسفه دارد. هر حركت عمراني زاييده يك اعتقاد، يك شعار سياسي و يك جريان اجتماعي است. ميدان مجسمه‌ي تهران كجاست؟ آن ميدان يك مجسمه از رضا شاه داشت و معروف بود به ميدان مجسمه و بعداً آن را به 24 اسفند تغيير دادند و رانندگان تاكسي مي‌گفتند براي رسيدن به ميدان 24 اسفند از ميدان فوزيه! بايد 24 عدد چراغ قرمز را رد كني! امروز اين ميدان به نام ميدان انقلاب است. اما بازسازي آن بسار مشكل است زيرا طرح اوليه آن را بسيار كوچك طراحي كرده و براي عبور درشكه‌هاي سلطنتي بوده و بس! ساختمان‌هاي چند طبقه در اطراف خيابان انقلاب و ميدان انقلاب، هر گونه بازسازي و نوسازي و عقب‌نشيني و يا دو طبقه كردن خيابان‌ها و يا افزايش ظرفيت ترافيكي را مانع مي‌شود. يك خيابان كوچك در وسط شهري بزرگ و اين همان مصيبت تمامي شهرهاي بزرگ براي نوسازي بافت‌هاي فرسوده است.

بهترين راه، وام اجرايي است
مشاركت مردم در احياي بافت‌هاي فرسوده منوط به حضور و درخواست و فعاليت آنان است. بنابراين در خصوص بافت‌ها فرسوده بدون مالك يا مجهول‌المالك يا رها شده دولت رأساً آن را تملك و احيا مي‌كند و نبايد منتظر مردم باشد. در موردي كه افراد صاحب و مالك مشخص املاك هستند نيز بايد آنان ترغيب به همكاري شوند. چه بسا امكانات مالي و همه‌گونه وسايل هم داشته باشند فقط لازم باشد كه از صدا و سيما و مطبوعات و رسانه‌هاي ديگر تشويق به اين كار شوند،‌ در واقع فرهنگ‌سازي شود و فضاي فرهنگي به وجود آيد.
در بسياري از موارد هم افراد فقط يك يا دو عنصر از بازسازي را ندارند. مثلاً شخصي كه خود معمار است يا بنا و يا كارگر ساختماني اگر به او بودجه رسانده شود، مي‌تواند در اين كار توفيق پيدا كند و برعكس افرادي كه داراي سرمايه هستند ولي به كار ساختماني وارد نيستند،‌ مي‌توان با معرفي پيمانكار يا مناقصه‌كاري اين كار را براي آنان تسهيل كرد. مثلاً وقتي شخصي مي‌تواند سرمايه‌گذاري مالي بكند، از او دعوت شود و چند پيمانكار به ايشان معرفي و زمان لازم در اختيارشان گذاشته شود. النهايه با توجه به فرصت‌هاي پيش آمده و موقعيت‌ها و امكانات موجود، راه كار مناسب در نظر گرفته شود و از ارايه يك الگوي مشخص براي كل شهر خودداري شود.
و در مورد مسايل مالي و كمك‌هاي مالي شهرداري‌ها هم فقط بايد از طريق تعاوني اعتبار شهر صورت گيرد. چه به صورت كمك بلاعوض و يا به صورت وام اجرايي. منظور از وام اجرايي آن است كه كل اعتبارات مورد نياز بازسازي از سوي شهرداري يا تعاوني اعتبار شهري تهيه و به پيمانكار پرداخت شود ولي اقساط آن از مالك دريافت شود. زيرا مالك ممكن است هزاران نوع نياز مالي داشته باشد و با دريافت وام به طور مستقيم آن را در جاهاي ديگر هزينه كند. مثلاً به مسافرت مكه، مشهد يا كنار دريا برود و بعد هم بدون اين‌كه بازسازي صورت گرفته شود، شهر به همان چهره مخروبه قبلي باقي بماند...
سيد احمد حسيني ماهيني


 
 

وحدت و تحزب

by mahini @ 2007-08-17 - 18:01:46

وحدت و تحزب
همایش فصلی خانه احزاب برگزار شد مهمترین ÷یام این همایش وحدت در عین کثرت بود زیرا تحزب در ایران توانسته به تکامل وهمزیستی برسد:
در ابتدای انقلاب اسلامی به رسم کشورهای کمونیستی که از اثار با قیمانده حزب رستاخیز سلطنتی بود تنها یک حزب بوجود امد ودر فتح سنگر به سنگر جبهه های اجرایی کوشید اما تحزب خود را به شکل خشن نشان داد ومانع انحصار طلبی انها شد تا مدتها حزب واحد مقاومت کرد اما بالاخره با اعلام انحلال در هر صورت رقیب را برنتابید وب خود زنی جلوی احزاب دیگرراهم رفت اما تحزب در زیر زمینها بکار خود ادامه داد ومردم در عضویت با عنوانهای مختلف همیشه مدافع تحزب شدند تا جاییکه تحت عناوین کارکنان یک روزنامه یا یک ادره یا یک شازمان به کارکردهای حزبی جداگانه روی آوردند وهرگاه مانع بکار بردن کلمات حزبی میشدند از کلماتی چون جناح .قشر طبقه یا سازمان وگروه وگروهک استفاده کردند که همگی با عناوین مختلف کارکرد حزبی داشتند به این عنوان که مثلا تحت نام بسیج جهاد یا تی سپاه وارتش به امر انتخابات وسیاست پرداختند وتمامی تحریمهای قانونی وغیرقانونی نتوانست عطش سیاسی بودن ار گانهای نظامی وغیرنظامی را کم کند بصورتی که ما دیدیم بسیاری از نمایندگان ومنتخبانبرای اتخاب شدن بنها راه موفق را غسل دادن خود دریکی از این ارگانهای نظامی یافتند وامار منتخبین نشان میدهد که بیش از 99 درصد انا در یکی از رده های امنیتی نظامی وانتظامی مشغول بوده اند یا اظهار به مشغول بودن نمودند تا پذیرفته شدند پس از اشکار شدن این مرحله مرحله بگشت آغاز شد: کسانیکه نظامی بودند سعی کردند تا خودرا منفک نشان دهندتا بتوانند رای بیاورند یعنی افراد عیز نظامی رای نمیاوردند اما افرادی که اول نظامی بودند بعدا منفک شده یا ادعا میکردند که منفک شده اند دارای رای میشدند.. این مرحله جدید را میتوان پوست اندازی نام گذاشت ودر اینجا احزاب توانستند تحت نام اصلاحات خودرا از نظامیت جدا نشان دهند. کسانی مثل حجاریان که سوابق نظامی وامنیتی زیادی داشته اما در کسوت اپوزیسیون ظهور کردند مرجله استقلال تحزب است اما تجربه این افراد همانند خرما خورده بود که از خرما خوردن منع میکرد وموثر واقع نشد . لذا دوران عدالتخواهی آغاز شد در دوران عدالت خواهی احزاب کم کم بسوی یک همزیستی هدایت شدند وبه این باوررسیدند که به تنهایی کاری از پیش نمیبرند واکنون خانه احزاب بعنوان یک حزب بزرگ در حال صف آرای است یعنی از تکحزبی اوایل انقلاب به چند حزبی دوران اصلاحات وسپس تحول وحدت در عین کثرت خانه احراب میرسیم
انها ییکه مارا تحت سیطره روس وچین میخواهند!
کم خطر نشان دادن چین وروسیه سیاستی است که سالهاست از سوی برخی تحلیلگران صدا وسیما بر مردم تحمیل میشود وهرنوع پیشرفت یا مذاکرات انان را با افتخار تمام اعلام میکند درحالیکه دستگیری دو تبعه چینی که ازمراکز نظامی عکس برداری میکردند ویا طولانی کردن مراحل راه اندازی بوشهر توسط روسها نشان میدهد انان چندان هم منظور خوبی ندارند وممکن است این خوشبینی ها بموقع ضررهای جبران ناپذیری به منافع ملی وارد کند لذا شعار نه شرقی نه غربی نباید تبدیل به شعار نه غربی نه غربی شود
قضیه پای چپ
ارتوز را براحتی میتوان با ثضیه پای چپ وراست درمان کرد ویا از ان جلوگیری نمود: عده ای تصور میکنند پای چپ وراسن کردن خرافات است درصورتیکه دستور بهداشتی اسلام هم حساب میشود از انجا که پای چپ به قلب نزدیکتراست لذا خون تازه وبیشتری دران جریان پیدا میکند لذا طبق روایات ماباید سنگینی بدن را موقع بلند شدن یا نشستن به پای چپ تحمیل کنیم عده ای که این را رعایت نمیکنند دچار ارتروز میشوند ولی با اینحال دیر نشده میتوانند بار انرا سبک کنند وبه بهبودی ان کمک کنند فقط باید انرا چرب کنند تا کم کم خوب شود ودیگر ازان کار نکشند!
دهنه جشنها
همانطور که برای عزاداری عاشورا دهه گرفته میشود بهتراست برای ایام شعبانیه هم دهه گرفته شود وهمانطور که خودجوش مردم این ایام را چراغانی میکنند بطوررسمی هم از سوم شعبان جشنها شروع شود وتا نیمه شعبان ادامه یابد

The end of trying for west in Iraq:

by mahini @ 2007-08-16 - 14:31:27

The end of trying for west in Iraq:
Iraq is the best point that can pull out all power or west and they died soon. The west civilization had a curve: birth growth and death:
In few years the west rise in the Europe and many years went to USA but today all them gather in Iraq and to save her by Iraqi oil money! They thought the oil of Iraq or drugs in Afghanistan can save them but they do mistake the oil to be poison for them and kill them graduate and step by step: first step they pay all money remain in treasury and today the federal reserve are empty! We have secretary news that the all personnel in the white house and congress not draft her wage for many months they tell us that the whit house manager said we have not enough money to pay so you can thieve all things that you can. They stole spoon and knives and even plates from the whit house for her salary. In other wise the USA thought they sell oil and give much money from Iraqis but today they end the stock oil in internal oil and not can to delivery any oil from Iraq. In future winter will appear all we say. The people have not any oil internal or even external they will have a difficult winter. Only way to US people is that they will be Shiite and wanted help from Iran. Iranian can help them by Gas and oil in free as the Venezuela help them in cheap oil for poor people.
هاشمی شاهرودی در نقض یا نغزگفتار؟
هاشمی شاهرودی بنابر نوشته برخی مطبوعات حملات بی سابقه ای را علیه دولت انجام داده وانتقادات شدیدی از تغییر مدیران ووزیران نموده است معلوم نیست چرا دخالت همه قوا در هم اینطور علنی شده است آیا قانون اساسی عوض شده وتفکیک قوارا برداشته اند یا نعوذ بالله مجریان قانون خود قانون شکنی میکنند؟ تنها اختیارات یک رییس جکهور همین تعویض مدیریتهاست والا در بودچه وسیاستهای اقتصادی وسیاسی وکلیه امور فقط مجری است لذا انتقاد قوه قضاییه از مجریه به غیر ازاینکه دخالت در قوه دیگر حساب میشود بر قوه ضاییه نیز ایراد میگیرد چراکه دولت مجری است وکجری از خود اختیاراتی ندارد.اگر قوقه قضاییه که خود باید حافظ وناظر قوانین باشد بهمین راحتی انهم توسط بالاترین مقام انهم به طور کاملا عیان قانون را زیر پا یگذارد فقط میتوان یک حالت داشته باشد یک مانور تبلیغاتی انهم درنقش اپوزیسیون !

اولویت اول وزارت نفت
ورازت نفت تا امروز بیشتر به خودش رسیده تا به مملکت وهمه درامدها را بنحوی ازاین جیب به ان جیب کرده حالا این توی سرش بخورد! اصلا حواسش نیست که کشورهای همسایه اورت دارند نفت مارا زیر کشی میکنند ومیبرند! همه به الاف واولوف رسیدند واین مالک اصلی دستش از همه جا کوتاه است ! پیشنهاد میشود وزیر جدید نفت که میاید اولویت اولش اقامه دعوا وجلوگیری از نفت کشی از منابع مشبرک وپایین دستی باشد زیرا همه همسایگان با استفاده از غفلت وزارت نفت همه منابع را خودشان استفاده میکنند در صدر انها عربستان است که بیشترین برداشت را از منابع پاین دستی دارد سپس امارات است که بیشترین برداشت را از منابع مشترک دارد

كلك جشنواره اي !

by mahini @ 2007-08-14 - 18:08:54

كلك جشنواره اي !
جشنواره مطبوعات شهري را تا انجا كه ما پيگيري ميكرديم با شش مجموعه كار قرار بود جوايز را درو كنيم ولي متاسفانه ناگهان مهلت ان تمديد شد وسازمان فرهنگي هنري شهرداري زير مجموعه تحت امر خودرا داخل دراين ماجرا كرد وجلو چشم ملت همه سكه را به انها داد! البته جاي تعجب نيست اگر در همه جا اين كارا بكنند سنت است ولي اينكه دايم شهرداري كسر بودجه مياورد مال همين فرهنگي هنري كه اگر بودجه انرا بدهند قسمت عمرانی تهران چنان
شهري بشود كه صدتا تهران ديگر از بغلش بزند بيرون!

روایت نادرست از مرگ سهراب

کشته شدن سهراب بدست پدرش از جمله رمزهای بزرگ تاریخ است وروایتهای گوناگونی از ان شده است انطور که سیما در شبکه دو میگوید احتمالا پدر اور ا نمیشناخته وبرای نفس خودش اورا کشته اما اینطور نیست او دقیقا میدانسته پسرش است اما با عقاید او مخالف بوده است او میدانست در صورت شکست از سهراب لشکر تورانیان به ایران حمله کرده وبا فرماندهی این پهلوان دمار از زن وکودک وپیرو وجوان درخواهد اورد ونژاد ایرانی رانابود مینماید لذا تصمیم میگیرد با کشتن او ودرواقع مبارزه بانفس خودش مانع حملات لشکر جرار افراسیاب وتورانیان برای