Search blog.co.uk

About me

mahini

mahini

shingen islamic

by mahini @ 2008-05-15 - 03:26:09

اجلاس وزرای گردشگری کشورهای عضو گروه دی هشت آغاز شد

بگزارش ماهین نیوزدر این مراسم که درتالار حافظیه مجموعه سعد آباد برگزار شدابتدا جناب آقای رحیم مشایی معاون رییس جمهور سخنرانی کرد سپس نمایش فیلم جاذبه های گردشگری ایران نمایش داده شدسپس مدیرکل گروه دی هشت آقای دیپو علیم وبعد از ان سخنرانی نماینده سازمان جهانی گردشگری در بخش خاورمیانه انجام شد
در پایان جلسه خبر نگار از مهندس پرسید آیآ در اجلاس سران دی هشت شینگن اسلامی هم مطرح خواهد شد ایشان گفتند مطلب جالبی است وقابل طرح .خبرنگار همچنین پرسید که باتوج به اینکه کشورهای آسیایی به زبان غیر اسیایی صحبت میکننئ واکثر آنها در حوزه تمدنی ایران هستند بهتر نیست زبان فارسی زبان رسمی دبیرخانه دی هشت اعلام شود ایشان گفتند مشکل است چون پاکستان وبنگلادش زبان انگلیسی زبان رسمی انهاست ولی موضوع قابل طرح وبررسی است

شهردار تهران خواستار نواوی در طرحهای شهری شد

ایشان گفت تاکی ماباید مثل بیست سال پیش فقط باید به درون خانه های مردم گیر بدهیم واز نما که یک جق عمومی است صرف نظر کنیم یا تاکی باید بتن مسلح درست کنیم وپار کینگ بسازیم> باید از روشهای نو کم هزینه استفاده کنیم وی همچنین افزود تا کی باید حق عابر پیاده قربانی سواره ها شود وهرروز خانه های مردم را تخریب کنیم وخیابان بسازیم ؟ تاکی باید پیرمردها وپیرزنها مجبور باشند از پله وپلها بالاروند وآقایی که پشت ماشین است وکولرش هم روشن بیاید وبا سرعت رد شود؟ الان در بازار تهران روزانه 1میلیون ودویست هزار نفر وارد میشوند چرا حق اینها را چند تاتاکسی بگیرد؟

ثبات قیمتها معنی ندارد
یکی دیگر از مسایلی معمولا مغالطه در آن زیاد میشود مسیله تثبیت قیمتهاست که اهل فن با اینکه میدانند که امکان پذیر نیست ولی برخی از آنان بخاطر عوامفریبی شدیدا انرا تبلیغ میکنند
اولا ماهمه جا شاهد تغییر قیمتها آنهم بصورت افزایشی هستیم ممکن است کمی کاهش پیداکند ولی روند ان همیشه صعودی است. مثلا نفت هرروز بالامیرود حتی برخی مواقع ساعنی است یا طلا رشد عیمت دارد ممکن است کمی پاییم بیاید ولی بلافاصله جبران میشود به تبع همه اجناس وکالاها هم تغییر آنهم بسوی افزایش دارند.
ثانیا این افزایش بیدلیل نیست زیرا جمغیت درخال افزایش است ونیازها ماتنوعتر وتقاضا ها افزایش مییابد اما امکانات محدوداست مثلا زمینهای تهران رانمیشود دوباره تولید کرد! یا لس اتجلس را دوباره ساخت این است که همه چیز درحال گران شدن است مانند بچه ای که بزرگ میشود قیمتها همبزرگ میشوند واین توقف ندارد.
سوم اینکه اگر جایی قیمت ثابت است مصنوعی است یعنی دولتها تفاوت قیمت را پرداخت میکنند واین همان یارانه است.پس اگر نان نباید قیمتش تغییر کند معنی اش این است که دولت باید بهای انرا بپردازدویا روعن وبرنج وگوشت وامثال ان وچون دولتها چیزی از خود ندارند یا مجبورند مالیاتها را اضافه کنند یا مثل دولت ایران از صندوق ارزی برداشت کنند.

چه کسی به سینما رونق داده.
در جالیکه سینما جای خودرا به عالم دیجیتال میدهد برخی هنوز در عالم دهه شصت هستند ومیخواهند این مرده را با تزریق پول زنده نگهدارند وجالب است که یکبار گلزار ادعا میکند گیشه را نگهداشته یکبار نیکی خانم میگوید از اینکه به سینما رونق داده ام خوشحالم !


 
 

سخنان دکتر بوش بهتر از سخنان امام خمینی شنیده میشود!

by mahini @ 2008-05-15 - 03:21:42

سخنان دکتر بوش بهتر از سخنان امام خمینی شنیده میشود!
در حالیکه خاتمی دوره افتاده تا سخنان امام خمینی را تجریف کندهیچکس بدنبال تحریف سخنان بوش نیست! او صراحتا ایران را تروریست می نامد وصدا وسیما ودیگر مطبوعات زنجیره ای این حرف را اگر دریک کوچه یا پادگان نظامی هم بگوید سریع میاورند روی برد وبا صدای بلند اعلام میکنند بعد برای اینکه وجدان درد نگیرند یواشکی یک تحلیل هم برایش میگذارند! اما امام خمینی ره که صراحتا گفته ما انقلابمان را به تمام جهان صادر میکنیم این را تحریف میکنند ومیگویند منظور امام خمینی فلان است وبهمان مگر چیزی به این صراحت رامیشود تفسیر کرد؟ تفسیر یعنی کشف القناع این حرفها وگفته های امام خمینی کجایش نامفهوم است که هی اقایان دور میافتتند ؟ وقتی امام خمینی با صراحت میفرماید که اسراییل باید از بین برودحالا دکتر واتر بوش هرجه بگوید اینها حق ندارند بیت المال را خرج حرفهای بوش بکنند.. آیا انقدر که دکترین بوش که همان دکترین صهیونیستهاست در رسانه های ملی ودولتی ایران مطرح میشود به دکترین امام خمینی پرداخته میشود یا فقط کار این رسانه ها جشن وپایکوبی با پول این ملت وتحریف سخنان امام است؟

چرا آمریکا نمیتواند به ایران حمله کند؟

by mahini @ 2008-05-08 - 08:43:10

خیلی ها فکر میکنند که آمریکا میتواند به ایران حمله کند درحالیکه اگر میتوانست نیازی به مجوز من وشما نداشت کار خودش را میکرد در توجیه کردن آنهم چیزی کم نمیگذاشت اما اینکه چرا نمیتواند یک دلیل محکم وجود دارد زیر آمریکا متعلق به ایران و ایرانی است. اولا امریکا را از روی نقشه های دانشمندان ایرانی پیداکردند ولی بنام کریستف کلمب وجرج واشنگتن وغیره ثبت کردند ثانیا سازمان ملل ایده ایرانیان بود وشعر فارسی سعدی هم شاهدش ولی بنام دیگران مصادره شد.ازهمه مهمتر الان بزرگترنی مراکز نظامی وتصمیم گیری آمریکا در دست ایرانیان است فرمانده نظامی خلیج فارس ایرانی است مسئول سی ان ان ایرانی است سازمان ناسا وبالاخره س.مین کاندیداتور وچند فرماندار وبسیاری از استادان دانشگاه وکاندیداهای کنگره وغیره . حالا از سرمایه داران ایرانی وحامیان مالی هیلاری کلینتون واوباما هم میتوانیم نام ببریم ...آمریکا استان سی ویکم ایران است واین افتخاررا دارد که قبل از همسایگان نزدیک به حوزه تمدنی ایران جزو استانهای رسمی کشور شود

دادگاه صحرایی برای مبارزه با گرانفروشی

by mahini @ 2008-05-08 - 08:35:42

دادگاه صحرایی برای مبارزه با گرانفروشی
مردم ایران طی ۲۵۰۰سال شاهنشاهی به اعمال دیکتاتوری در مبارزه با گرانفروشی عادت کرده اند ومثلا میگویند روزی رضا شاه دید نان گران شده یک نانوا را در تنور انداخت! صرف نظر از صحت وسقم آن دیدگاه فوری ومستبدانه را میرساند وآنها هنوز نمیدانند رییس جمهور این قدرت را ندارد وقوه قضاییه جلوی اورا خواهد گرفت وقوای صه گانه طبق قانون دموکراسی حق ندارند در کار یگدیگر دخالت کنند . لذا بهترین راه ترکیب این دو عنصر است لذا پیشنهاد میشود حالا که دستان خطر ساز وگرانفروش مشخص شدند یک دادگاه صحرایی تشکیل ش.د وبمجرد خطای آنان بلافاسله رسید گی وحکم را صادر واجرا نماید تا اینگونه با سرنوشت مردم بازی نشود یک روز گوجه فرنگی را گران کنند یک روز گوشت یک روز برنج وبعد هم به ریش دولت وقوه قضاییه بخندند...

گرانی از منظر دیگر

by mahini @ 2008-05-08 - 08:34:07

احزاب سياسي، روغن موتور اقتصاد!(176)

by mahini @ 2008-05-06 - 19:11:43

احزاب سياسي، روغن موتور اقتصاد!(176)

گرچه ظاهراً حزب يك پديده سياسي است اما تمام جناح بندي‌ها بر سر لحاف ملاست! يعني اين‌كه همه دعواها بر سر يارانه وگرفتن سوبسيد واستفاده بيشتر از رانت‌هاست و درهمين احزاب است كه سرنوشت اقتصادي مملكت هم تعيين مي‌شود. در دسته‌بندي‌هاي سياسي هم معلوم مي‌شود كه در كدام صنايع عضويت دارند. مثلاً در آمريكا هركسي در صنايع نظامي باشد، خود به خود عضو حزب جمهوريخواه است ويا اگر با صنايع نظامي مخالف باشد وترجيح دهد مثلاً در صنايع غذايي استخدام شود، او روحيه دموكراتيك دارد و اگر نخواهد اجباراً عضو يكي از اين دو حزب شود، تروريست است و يا تمايلات كمونيستي و فاشيستي دارد.
در ايران و يا ديگر كشورها هم همينطور است، چه در زمان طاغوت كه هركس يا كمونيست بود يا سلطنت طلب و راه سومي وجود نداشت، چه امروز كه احزاب يا اصلاح‌طلب هستند يا اصولگرا! آشتي دادن بين اصولگرايي و اصلاح‌طلبي همانقدر سخت است كه بين چپ و راست. راه ميانه وجود ندارد. يعني درواقع وجود دارد ولي انكار مي‌شود چرا كه گروه چپ آنها را راستي مي‌داند وگروه راست آنها را چپ مي‌خواند. اصولگرايان او را از خود دور مي‌كنند، چون گرايش‌هاي اصلاح‌طلبي دارد و اصلاح‌طلبان به او انگ راستي مي‌زنند تا مجبور شود موضع سخت‌تري بگيرد. دكتر شريعتي نمونه‌ي بارز اين مثال است شيعه‌ها او را سني مي‌دانستند و سني‌ها او را شيعه! به خاطر دفاع از ابوذر، از سوي نويسندگان سني يك شيعه‌ي عالي قلمداد مي‌شد و به خاطر نام بردن با احترام از خلفاي سه‌گانه، از سوي شيعيان سني محسوب مي‌شد! شيخ كافي در زمان خودش كتاب‌هاي شريعتي را تجزيه و تحليل كرده بود و از كلمه «لا» كه از قونيه ومقبره مولانا برداشت هنري شده بود عمر وعثمان و ابوبكر را بيرون كشيده بود. شريعتي به خاطر تمايلات عدالت‌طلبانه، شديداً به ابوذر غفاري علاقه داشت و براي اين شخصيت كتاب ترجمه كرد و در حسينيه ارشاد و مساجد زيادي نمايشنامه او را اجرا كردند. جندب ابن جناده كسي است كه استخوان سگي را بر سر خليفه مي‌كوبد و آيه و الذين يكنزون الذهب و الفضه مي‌خواند... و آنها را از جمع كردن مال و زراندونزي برحذر مي‌دارد و به خاطر همين به ربذه تبعيد مي‌شود. گرچه تبعيد او دردناك است ولي اكنون شيعيان لبنان اين‌همه حماسه‌ي خود را مديون او هستند چون حب علي و حيدر كرار را او به لبنان هديه داده است. امام موسي صدر نيز از همين جا استفاده مي‌كند. وي كه متولد قم است و در دانشگاه تهران در دانشكده اقتصاد در سال 1332 ليسانس خود را مي‌گيرد و درميان بهت و حيرت استادان با نمره‌هاي الف قبول مي‌شود، به نجف مي‌رود و درس فقه و اصول را مي‌خواند تا هم‌زمان با مكاسب و اقتصاد اسلامي هم آشنا شود. اين مبارز بزرگ در لبنان هم به مسايل اقتصادي اهميت مي‌دهد و از دكتر چمران مي‌خواهد تا آمريكا راترك كند و به جنوب لبنان برود و هنرستان فني ايجاد نمايد تا شيعيان محروم لبنان از اشتغال به شغل‌هاي پست نجات پيدا كنند. او در دانشگاه‌هاي بيروت حاضر مي‌شد و با لباس روحاني براي دختران دانشجوي بي حجاب، درس اسلام شناسي واقتصاد اسلامي مي‌داد. خشكه مقدسان او را طرد كردند و گفتند او مسلمان نيست و شكايت به آيت‌الله خويي بردند كه او به جمع دانشجويان مختلط مي‌رود و آن عالم بزرگ گفت كه اولاً موسي كه نگاه نمي‌كند و ثانياً اگر هم نگاه كند، گناه نمي‌كند... او دفع افسد به فاسد مي‌كند. فلذا مي‌بينيم جناح بندي حتي به داخل منزل آيت‌الله العظمي هم وارد مي‌شود و البته علما روشن بيني خاص خود را داشتند و هرگز اسير اين شانتاژها نمي‌شدند. مثلاً درهمين مورد آيت‌الله محمد جواد مغنيه از علماي طراز اول لبنان در جلسه در حضور ايشان خواستار اخراج وي از لبنان شد ولي پس از شنيدن بياناتش، دو دقيقه وقت خواست وگفت: من اشتباه مي‌كردم و اكنون به عنوان امام با ايشان بيعت مي‌كنم و لذا لقب امام براو داد. وي حتي براي حركت‌هاي سياسي از مؤلفه‌هاي اقتصادي استفاده مي‌كرد و براي همين بسيار موفق بود. مثلاً حركت المحرومين يا جنبش امل را پايه گذاري نمود و ضمن فراهم ساختن شرايط خوب زندگي، جوانان را به مبارزه با اسراييل مقيد مي‌ساخت. اما به هرحال اين جناح بندي دست از سر او و امثال او برنمي‌داشت به طوري‌كه كمونيست‌هاي لبنان وي را مالانژيست معرفي ميكردند وافراد هوادار حزب الله جنبش امل را كمونيست ويا داراي گرايش‌هاي التقاطي مي‌دانستند.

راه سوم وجود دارد ولي...

راه سوم درميان دوراه گذشته وجود دارد وحتي ممكن است راه چهارم وپنجم هم باشد يا حتي ضرب المثلي است كه مي‌گويد راه به سوي خدا به تعداد انسان‌ها فراوان است، اما مهم اين است كه آنرا باورداشته باشيم. چرا چنين چيزي اتفاق نمي‌افتد؟ زيرا از قضيه هويج وچماق استفاده مي‌شود. شما يابايد جذب هويج و برنامه‌هاي رفاهي احزاب شويد وحرف آنها را تكرار كنيد و يا اين‌كه چماق او بر سر شما كوبيده خواهد شد. اين چماق فقط يك چماق فيزيكي نيست بلكه مانند لايه‌هاي احزاب داراي ابعاد مختلفي است. گاه مانند شعبان جعفري‌ها، چماقداران و قداره‌بندان صراحتاً وآشكارا در خيابان چماق به دست مي‌گيرند و بر سر هركه مخالف است، مي‌كوبند. گاه چماقداري ظاهري را محكوم كرده و در درون زندان‌ها يا مخفيگاه‌ها و به دور از هواداران، چماق را بر سرمخالفان مي‌كويند كه اين امر شكنجه نامگذاري مي‌شود. گاه ممكن است زور، نرم باشد. مثلاً رييس جمهور در سخنراني خود در پنجمين همايش مهندسان درتالار كشور گفت: زور نرم يعني يك نوع فشاري كه مردم مجبور شوند كاري را كه نمي‌خواهند انجام دهند. چرا مردم ايران دوست ندارند درخانه‌هاي 70متري زندگي كنند ولي مهندسان ونظام مهندسي مي‌خواهد آنها را مجبور كند؟ بنابر اعتراف رييس نظام مهندسي كشور، تمام برنامه‌ريزهاي الگوي مسكن براساس 70متري است ولي متوسط ساخت وساز هميشه حداقل 140متر يعني دوبرابر الگو بوده است. سخن دكتر احمدي‌نژاد اين بود كه مهندسان بايد در مسير خواست مردم باشند نه برعليه آن يعني بايد بروند در اين مورد برنامه‌ريزي كنند كه چطور مي‌توان خانه‌هاي بزرگ‌تر را ارزان‌تر و با صرفه‌تر و مقاوم‌تر ساخت...
اين زور نرم در گذشته و يا دربسياري از كشورها با انگ زدن همراه است. يعني كافي است مثلاً يكي بگويد فلاني انجمني يا حزبي يا راستي ويا چپي است. اصلاً لازم نيست سؤال شود! غالب اشخاص به خاطر همين انگ زدن‌ها زندگي سياسي خود را تغيير داده‌اند. مثلاً مشاهده‌ي موفقيت‌هاي امام موسي صدر در رسيدگي به محرومان باعث شد تا گروهي به نام بهاييان در ايران نيز با اين روش در صدد جذب مخالفين وي در ايران و لبنان برآيند و لذا هم اكنون هم محمود عباس هم ايراني الاصل است و هم بهايي. با رشد اقتصادي بهاييان در ايران در سال‌هاي قبل از انقلاب اسلامي، گروهي براي مخالفت با آنان ايجاد شدند كه به انجمن ضد بهاييت معروف شدند. آنها در اساسنامه خود ذكر كردند كه فقط فعاليت اقتصادي خواهند داشت وكاري به سياست ندارند، اما تاريخ شاهد است كه انگ زدن‌ها باعث شد همين گروهِ به ظاهر دور ازسياست، منشاء ايجاد گروه‌هاي سياسي شود تاجايي‌كه به عضويت گروه‌هاي مسلح درآمدند. اكثر مجاهدين بعد از انقلاب اسلامي، قبلاً عضو انجمن ضد بهاييت بودند ولي با شدت يافتن روند پيروزي انقاب اسلامي، به اصطلاح از انجمن بريدند و به سازمان منصورون و صف و امثال آن پيوستند و بعد از پيروزي انقلاب اسلامي براي فراموش كردن آن دوره، دوآتشه‌ي سياسي شدند.

احزاب، مناقصه‌گرهستند!

شهرت